اقتصاد سیاسی؛ از «فولاد مبارکه» تا «کارخانه کوماسی»
5 خرداد 1405، 0:23
نوشتن دوباره دربارۀ کارخانۀ فولاد مبارکۀ اصفهان حاصل دو اتفاق است: اولی آسیبدیدن این کارخانه در جنگ اخیر علیه کشورمان بود که بحث جانمایی نادرست این کارخانه را دوباره به بحثهای کارشناسی در فضای رسانهای و مجازی کشاند و حتی این اتفاق ناگوار از نظر برخی فرصتی تلقی شد برای انتقال کارخانه به جایی که از اول قرار بود در آنجا احداث شود؛ و دومی فرازی از کتاب «چرا ملتها شکست میخورند؟» (نوشتۀ عجم اوغلو و رابینسون) بود که نشان میدهد تنها کشور ما نیست که در آن نظام منافع سیاسی – اقتصادی یک کارخانه یا صنعت را در جایی مستقر میکند که کمترین توجیه فنی و اقتصادی را دارد.
داستان کارخانۀ فولاد مبارکه هم از منظر اقتصاد سیاسی و توسعه در سطح کلان، و هم از منظر تأثیر مخرب این اقتصاد سیاسی بر مدیریت منابع آب کشورمان جالب بوده است. استقرار این صنعت در یک منطقۀ نیمهخشک و کمآب با تبعات جانبیاش (تجمیع و تمرکز جمعیت و فعالیت در یک منطقۀ خشک) به برهمخوردن تعادل بین منابع و مصارف آب رودخانۀ زایندهرود کمک کرده است و بهنوعی یک تجربۀ اختلال در حکمرانی آب محسوب میشود. یعنی اگر مفهوم سادۀ حکمرانی آب را به شکل یک نظام تدبیر و تصمیم تعریف کنیم که تعیین میکند آب در کجا و برای چه مصرفی تأمین شود، و این تصمیم توسط چه کسانی و چگونه گرفته میشود؛ آن موقع مشخص میشود که حکمرانی آب در استقرار این کارخانه در قلب زایندهرودِ کمآب چگونه عمل کرده است. اما راستی کارخانهای که قرار بوده در کنار دریای عمان در بندرعباس مستقر شود تا هم آب فراوان موردنیازش بهراحتی از دریایی از آب تأمین شود بدون اینکه به منابع آب شیرین درونسرزمینی آسیبی بزند و هم محصولاتش بهراحتی از طریق دریا صادر شود، چگونه به یکباره سر از شهر اصفهان درآورد؟
مطالعات اولیه و طراحی برای احداث یک مجتمع بزرگ فولاد در دهۀ ۱۳۵۰ آغاز شد. در ابتدا گزینۀ جدی برای استقرار این طرح، منطقۀ بندرعباس بود تا مزیت دسترسی به آبهای آزاد و واردات مواد اولیه تقویت شود؛ اما در نهایت محل احداث به منطقۀ مبارکه در جنوب اصفهان منتقل شد؛ جایی که نه معادن آهن فاصلۀ کمی با آن دارند، نه منابع آب این منطقۀ خشک میتوانست آب پایداری برای کارخانه تأمین کند، و نه فاصلۀ کمی با دریای آزاد داشت.
اما تازگیِ داستان فولاد مبارکه چیز دیگری است و آن هم اینکه چنین اتفاقات و تصمیمگیریهایی گویا سرنوشت مشترک دولتها و کشورهایی است که «کتاب چرا ملتها شکست میخورند؟» دربارۀ آنها صحبت میکند. این کتاب در معرفی نظریههای تبیینکنندۀ فقر در برخی کشورها و موفقیت اقتصادی در دیگر کشورها، به فرضیۀ «غفلت یا ناآگاهی» اشاره میکند و در جایی به افول اقتصادی کشور آفریقاییِ غنا بهعنوان یکی از مصادیق این فرضیه میپردازد. بر اساس این فرضیه کشورها به این دلیل فقیر و توسعهنیافتهاند که دولتهایشان از شیوهها و سیاستهای درست توسعه اقتصادی آگاه نیستند و نمیدانند چگونه از شر سیاستهای نادرست خلاص شوند.
کتاب به مطالعات «تونی کلیک»، اقتصاددان انگلیسی و مشاور دولت «قوام نکرومه» (اولین رئیسجمهور کشور غنا) دربارۀ سیاستهای توسعۀ صنایع در غنا میپردازد و در روایتی جالب به نقل از وی به برخی تصمیمات نادرست در جانمایی طرحهای توسعۀ صنعتی بهعنوان مصداقی از این غفلت اشاره میکند: «کشتارگاه [در شمال] با کارگاه چرمسازی در جنوب (که اینک متروکه است) ۸۰۰ کیلومتر فاصله داشت. آنگاه چرم تولیدی باید کشانکشان به کارخانۀ کفش در «کوماسی» در مرکز کشور بازمیگشت که در ۳۲۰ کیلومتریِ شمال کارگاه چرمسازی بود. باتوجهبه تمرکز بازار اصلی کفش در ناحیۀ کلانشهر «آکرا» [پایتخت غنا]، کفشها باید از نو ۳۲۰ کیلومتر به سمت جنوب حمل میشدند.»
این طرح فقط یکی از طرحهای بیشماری است که جانمایی نادرست آنها باعث شکست آنها شده بود. البته کتاب در ادامه بهدرستی چنین نتیجه میگیرد که جانماییهای غیرمنطقیِ این طرحها و تعریف طرحهای توسعۀ اقتصادیِ نامعقول و ناموفق نه از جهل و ناآگاهی دولت نکرومه یا مشاوران او بوده؛ بلکه ناشی از اقتصاد سیاسی پنهان در پس پردۀ حکمرانی بوده است؛ چراکه افرادی چون کلیک و آرتور لوئیس (برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد) که به دولت مشاوره میدادند، از عدم تناسب این طرحها و سیاستها آگاه بودند. نویسندگان این کتاب در مورد غنا چنین نتیجه میگیرند که علت چنین تصمیماتی نیاز قوام نکرومه به خرید حمایت سیاسی جهت قوام بخشیدن به حاکمیت غیردموکراتیکش بود؛ چون اگر مشکل از ناآگاهی و غفلت بود، حاکمان پس از چند بار آزمونوخطا میتوانستند بهسرعت برنامههای افرایش رفاه و اقتصاد مردم را یاد گرفته و بهسوی این برنامهها گرایش پیدا کنند. به بیان علمیتر، این سیاستهای نادرست ریشه در کارکرد نهادهای توسعهای از نوع انحصاری و بهرهکش (extractive) دارند؛ نهادهایی که نویسندگان این کتاب آن را عامل اصلی شکست کشورها و ملتهای فقیر معرفی میکنند.
القصه، داستان پرغصه این است که از فولاد مبارکۀ اصفهان گرفته تا برخی سدهایی که با فشارهای سیاسی احداث شدند و احتمالاً همینالان هم احداث میشوند، از جانمایی طرحهای هشتگانهٔ فولاد در دشتهای خشک کشور که در دولت «محمود احمدینژاد» پس از بیرون آمدنش از صندوق رأی ریاستجمهوری در دورۀ بعد از سال ۱۳۸۸ انجام گرفت تا ایدۀ طرح توسعۀ کشاورزی (طرح فدک) در آبخوانهای بیرمق کشور که در همان دولت شکل گرفت، همگی نتیجۀ تصمیمات در پستوی اقتصاد سیاسی است. کسی چه میداند، شاید آن پشتها هنوز هم خرید حمایت سیاسی (حامیپروریِ سیاسی) اتفاق میافتد و همچنان برای خرید رأی و کسب مقبولیت، قول کارخانهها و سدهای جدید داده میشود.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
به مناسبت روز روستا و عشایر، از دیدن کمبودها تا دیدن ظرفیتها
روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست
زنگ خطر طاعون در مرزهای همسایه
روستا و عشایر ایران در افق ۱۴۱۵
ماندن، مهاجرت یا یک انتخاب سوم؟
نگاهی به «به تاریکی شب» نوشته «لوران پتیمانژن»
تاریکی به خانه میرسد
چگونه یک کمیکاستریپ سر از قالی ابریشمی ایرانی درآورد؟
قالی کمیک
نگاهی به کنشگری و مدل مطالبهگری نسل Z
تحلیلی بر پیشنهاد نماینده سیستان در مجلس
خرید آب از افغانستان؛ راهبرد نجات یا تله دیپلماتیک؟
کیپورد؛ سبزی که سبز نیست!
ابزارهای دیجیتال چگونه از یک کمک کوتاهمدت به بخشی از رابطه والد و فرزند تبدیل میشوند؟
کمک بگیریم ولی واگذار نکنیم
مروری بر کتاب «مرثیهای برای افتخار» از آکیرا یوشیمورا
زندگی روی خاکستر
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید