بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد
۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۸
چه کسی گمان میبرد که آینهها روزگاری بازتابدهنده اخبار جنگ باشند؟
چه کسی میدانست که شکستن یک آینه، در ذهن برخی، «جنایت علیه بشریت» تلقی خواهد شد؟!
امروز که آینهکاری و گچبریها زینتبخش تیترهای اصلی روزنامهها شدهاند، این پرسش ذهن را به خود مشغول میکند که چرا این حجم از هیاهو پیرامون شکستن آینههای «کاخ سبز» برپا شده، اما کسی از سوختن احتمالی درختان «سعدآباد» سخن نمیگوید؟ چرا کسی از تخریب احتمالی قناتهای قدیمی و سنگچین سعدآباد در میانه این موج حمله نمیگوید؟
در این روزهای پرآشوب، درحالیکه احتمال تجاوز به حریم منظری و ساختوسازهای غیرقانونی برجها در کمین است، تمام نگاهها به درخشش آینهها خیره مانده و چشمها از موضوعات دیگر بسته است. چه کسی میداند که «باغ بَدِر» کجای سعدآباد است و چند درخت دارد؟! یا در این روزها اوضاع «دره جنی» و حیاتوحشش چگونه است؟
شاید هم قرار است که به سرنوشت باغهای دیگر منطقه یک تهران دچار شوند! اصلاً اگر این آینهها در کاخ سبز نبودند، ما به کجا خیره میشدیم؟
شاید مقدر است که ظاهربین باشیم و از باطن، غافل بمانیم. اما در خصوص همین تزیینات، خاطرهای به یادم آمد که گفتنش بیتأثیر نیست. در سال ۱۳۹۸، پس از ماهها پیگیری، موفق شدم اجازه عکاسی از چیدمان و تزیینات دو موزه مهم را بگیرم و دراسرعوقت عکاسی را انجام دادم. تمامی تزیینات را با جزئیات ثبت کردم، بهگونهای که امکان مرمت و ساخت مجدد نمونه مشابهش از روی عکسها فراهم باشد. در یکی از اتاقها مدیر موزه از من پرسید: «گردنت درد نگرفت اینقدر به سقف نگاه کردی؟ اصلاً اینهمه عکس را چهکار داری؟» پاسخ دادم: «برای زمانی که آثار آسیب ببینند، به کارمان میآید.» با لحنی آمیخته به تعجب و گلایه گفت: «مگر قرار است آسیب ببینند؟» پاسخ دادم: «خدا نکند، اما روزی به کارمان خواهد آمد.» اما امروز با اطمینان میگویم: بله، آسیب میبینند؛ و آسیب، تنها محدود به آثار نیست، بلکه میتواند تا تخریب کامل خود بنا پیش برود. اما افسوس که حتی آن مستندات نیز در امان نماندند؛ پیش از جنگ شنیدم هارد آن مجموعه شکسته و تمام عکسها، برای همیشه پاک شدهاند! الان هم که خیره به آینههای روزنامه شدهام و به این فکر میکنم که چرا میراثفرهنگی فضایی برای ذخیره اطلاعات ایجاد نمیکند که تحت هیچ شرایطی پاک نشود؟! به این فکر میکنم که اگر عکاسخانه «آنتوان سوروگین» در اثر به توپ بستن مجلس آسیب نمیدید و آن ۷۰۰۰ شیشه نگاتیو دستهبندیشده به دست ما میرسید، چقدر برای پژوهشگران و علاقهمندان میتوانست مفید باشد. شاید بهتر باشد که اندکی از بودجههای مرمتی را خرج ایجاد بانک تصاویر کنیم تا زمینه مرمت و پژوهشهای آتی فراهم گردد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
یادی از «فرخ سعیدی» و نقشش در پزشکی معاصر ایران
از تیغ جراحی تا قلم فرهنگ
حکمرانی اقلیمی در ایران
از انتقال برای استقرار نیروهای وزارتخانه تا حفاظت در برابر جنگ؛ دو روایت از یک جابهجایی
دستور امنیتی برای گنجینه هنرهای سنتی
نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایعدستی
این اشیا، حافظه دارند
مرگ مرجانها بر اثر آلودگی نفتی
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
جنگ و دگرگونی زبان محاوره
«گلپایگان» چگونه شهر مانده است؟
درگذشت حسین خواجهامیری(ایرج)؛ ستون آواز ایران آرام گرفت
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید