در اهمیت توجه به میراث برجای‌مانده دو ایران‌شناس فقید در روزهای جنگ

گُل‌های رنج‌های کهن





گُل‌های رنج‌های کهن

15 اسفند 1404، 18:54

هفته گذشته شوربختانه به فاصله دو روز دو ایران‌شناس برجسته و بی‌جایگزین را از کف دادیم؛ «عبدالمجید ارفعی» و «جلال خالقی مطلق». یکی چهارشنبه، ششم اسفند، در تهران در ٨۶سالگی به‌سبب عوارض ناشی از بیماری ریوی و دیگری جمعه، هشتم اسفند، در هامبورگ در ٨٨سالگی بر اثر درگیری با بیماری مغزی. یکی ایلامی‌شناس بود و استاد فرهنگ و زبان‌های باستانی و دیگری شاهنامه‌پژوه بود و استاد زبان و ادبیات فارسی. یکی عمر خود را بر سر شناخت خوانش گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید گذاشت و از آن مهم‌تر، نخستین کسی بود که فرمان کوروش بزرگ را از زبان اصلی‌اش (بابِلی نو) به فارسی ترجمه کرد و دیگری، زندگی خود را بر سر شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نهاد و کامل‌ترین و جامع‌ترین تصحیح از این اثر را به دست داد و از آن ویژه‌تر یادداشت‌هایی است که بر آن نوشت. یکی جز دوران کوتاه ادامه تحصیل در دانشگاه شیکاگو، باقی زندگی را در ایران گذراند و دیگری بیش از نیم‌قرن را در آلمان سپری کرد، اما هر دو عاشق وطن، چنان‌که از کارنامه‌شان پیدا و هویداست. یکی در تهران، در مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی بدرقه و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد و دیگری، آیین وداع‌اش در هامبورگ برگزار می‌شود و البته خبر درگذشتش در شلوغی اخبار جنگ گم شد.
القصه، این دو تن از نسل غول‌های فرهنگ ایران معاصر بودند. غول‌هایی که هرسال با رفتن سه‌چهار تن‌شان، ایرانمان خالی‌و‌خلوت‌تر و بی‌سر‌وسرورتر می‌شود. همین دو شخصیت، ارفعی و خالقی مطلق،‌ آثاری را از خود بر جای گذاشتند که درست در همین روزهای جنگ چقدر نیازشان داشتیم و کاش بودند و از منشور کوروش و شاهنامه فردوسی می‌گفتند.
متونی که هر دو راوی و حاکی صلح‌دوستی و عدالت‌طلبی و حقیقت‌گرایی یک مُلک و ملت است. مردمی که چه در دوران باستان، به‌ گواه فرمان شاه هخامنشی و چه در روزگار میانه، به شهادت حکیم توس، چنان‌که اسطوره‌هایشان چنین بودند، جز به اخلاق‌مداری و میهن‌‌خواهی، هیچ‌چیز دیگری را پیش چشم و مطمح‌نظر قرار ندادند.
از قضا، آن مدعیان که در پی بهانه‌ای بودند تا حمله کنند و عاقبت همان را دستاویز قرار دادند، اگر همین دو دُرّ ایرانی را می‌خواندند، درمی‌یافتند کنه این سرزمین را.
به روان بلند «عبدالمجید ارفعی» و «جلال خالقی مطلق» که فرمان کوروش و گل‌نبشته‌های تخت‌جمشید را ترجمه و شاهنامه فردوسی را تصحیح کردند، درود می‌فرستیم که برای ما ایرانیان چنین میراثی را بر جای نهادند
. آن‌ها را به‌خصوص در این روزهای زیر آتش جنون جانیان و خشم خون‌خواران برای فرزندانمان، روایتگران آینده، بخوانیم تا بدانند و بیاموزند مردم این کهن‌بوم در سرتاسر تاریخ هیچ‌گاه جنگ‌طلب نبوده و جز از انسانیت نگفته و نخواسته است. تا بدانند حتی همین دو اثر، نه بیش‌تر، گُل‌های رنج‌های کهن است؛ رنج‌هایی که برده شد و این گنج‌ها به دست آمد. تاریخ راوی صادق این مدعاست و همین آثار، شاهدانش؛ حتی اگر ایران را با خاک یکسان کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

روایت تهران از دل نقشه‌ها و خاطره‌ها

نمایشگاه «قصه‌های تهران» هم‌زمان با هفته گردشگری در کوشک باغ هنر برپا شده است

روایت تهران از دل نقشه‌ها و خاطره‌ها

میراث مشهد؛ اول تخریب، بعد ثبت

بناهای تاریخی مشهد در سایه توسعه شهری تخریب می‌شوند و بسیاری پیش از ثبت از بین می‌روند

میراث مشهد؛ اول تخریب، بعد ثبت

فاصله دانش تا تصمیم 

چرا مسائل ایران حل نمی‌شوند؟ 

فاصله دانش تا تصمیم 

تدوین برنامه اجرایی برای احیای کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان

تدوین برنامه اجرایی برای احیای کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان

مایک؛ سرزمین دزدان دریایی

مایک؛ سرزمین دزدان دریایی

۵۰ سال خاطره، بدون شناسنامه میراثی

روایت‌های متناقض درباره قدمت سینمای یادمان و بی‌توجهی به ارزش تاریخی آن

۵۰ سال خاطره، بدون شناسنامه میراثی

زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچه‌ها

روایت نخستین سفر استانی؛ از دیدار با خیرین تا بازدید از یک خدمت درمانی ویژه

زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچه‌ها

گزارش عملکرد دو ساله یگان حفاظت میراث فرهنگی

کشف ۱۴ هزار شیء تاریخی و دستگیری ۵ هزار متهم

گزارش عملکرد دو ساله یگان حفاظت میراث فرهنگی

دو جزیره، یک آبراه، دو روایت از گردشگری

کیش در حال بازگشت، قشم در انتظار

دو جزیره، یک آبراه، دو روایت از گردشگری

کشف مقبره مجلل ۲۷۰۰ ساله اتروسکی در شهر باستانی وولچی ایتالیا

کشف مقبره مجلل ۲۷۰۰ ساله اتروسکی در شهر باستانی وولچی ایتالیا