«لیلا ارشد» به «پیام ما» از تعطیلی بسیاری از مراکزی می‌گوید که در گذشته به زنان معتاد خدمات می‌دادند

غایب در آمار، بی‌پناه در جامعه





غایب در آمار، بی‌پناه در جامعه

۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۸

آمارهای رسمی از افزایش تعداد معتادان متجاهر در کشور خبر می‌دهند، زنان در این آمارها غایب‌اند و وضعیت آنان را در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. این درحالی‌است که براساس آمار تعداد مراکز نگهداری و درمانی ویژه زنان دارای اعتیاد نیز کاهش پیدا کرده است. این موضوع به‌گفته مددکاران اجتماعی و درمانگران اعتیاد موجب کاهش شانس آنان برای زندگی سالم و تداوم چرخه اعتیاد در میان آنان می‌شود.

آمار سال ۱۴۰۳ جمعیت افراد دارای اعتیاد در کشور را بین ۲.۸ تا ۴.۴ میلیون نفر تخمین می‌زند. براساس اعلام پلیس مبارزه با موادمخدر ۵۰ تا ۶۵ هزار نفر از این افراد را معتادان متجاهر شناسایی‌شده تشکیل می‌دهند.

«حسین ذوالفقاری»، دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر، شمار معتادان متجاهر کشور را ۱۱۰ هزار نفر اعلام‌ کرده است. به‌گفته او، افرادی معتاد متجاهر تلقی می‌شوند که «بی‌سرپناه باشند و به اعتیاد تجاهر کنند.»


فاصله آمار رسمی با واقعیت‌های میدانی

در میان جمعیت چندمیلیونی افراد درگیر سوءمصرف مواد، از وضعیت زنان دارای اعتیاد کمتر گفته می‌شود. در آمار ارائه‌شده توسط ذوالفقاری نیز نامی از زنان دارای اعتیاد، به‌ویژه زنانی که به اعتیاد تجاهر دارند، آورده نشده است. به‌گفته یک مددکار اجتماعی، اگر آماری از این زنان وجود داشته باشد، با واقعیت‌های میدانی فاصله معناداری دارد و این موضوع موجب شده است امکان برنامه‌ریزی و فراهم کردن دسترسی به خدمات برای آنان کاهش پیدا کند.

«لیلا ارشد» در گفت‌وگو با «پیام ما» با بیان اینکه مددکاران اجتماعی حوزه آسیب‌های اجتماعی و فعالان این حوزه هیچ‌گونه آمار مستقل و رسمی از تعداد زنان درگیر سوءمصرف مواد و زنان بی‌سرپناه در اختیار ندارند و همواره از سوی نهادهای مرتبط تأکید می‌شود در مصاحبه‌ها تنها به آمار رسمی منتشرشده از سوی مراجع دولتی و مسئول مانند ستاد مبارزه با موادمخدر، وزارت بهداشت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بهزیستی استناد شود، می‌گوید: «ما به‌عنوان فعالان مدنی آماری تولید نمی‌کنیم و اساساً مرجع آمار نیستیم. اما آنچه به‌صورت روزمره و میدانی می‌بینیم، با آنچه در آمارها منعکس می‌شود، فاصله معناداری دارد.»

این مددکار اجتماعی با اشاره به ارتباط مستمر خود با مناطق آسیب‌خیز تهران از جمله «دروازه‌غار»، تأکید می‌کند: «همچنان تعداد زیادی از زنان درگیر سوءمصرف مواد بدون سرپناه، بدون دسترسی به خدمات حمایتی و بدون امکان بازگشت به زندگی سالم، در پارک‌ها، حاشیه شهر و محلاتی که امکان حضور آنان فراهم است، زندگی می‌کنند. این زنان عملاً از دید خارج شده‌اند و در بسیاری از موارد حتی در سیاستگذاری‌ها نیز به حساب نمی‌آیند.»

او بیان اینکه عدم اعلام آمارهای زنان آسیب‌دیده اجتماعی، نادیده‌گرفتن سیستماتیک آنان است، می‌گوید: «سال‌هاست که شاهدیم درباره زنان کمتر صحبت می‌شود، آمار آنها کمتر اعلام می‌شود و مسائلشان کمتر مطرح می‌شود؛ گویی با نام نبردن از زنان، مسئله آنها نیز حذف می‌شود. درحالی‌که تجربه سال‌های طولانی فعالیت من و دیگر فعالان این حوزه نشان می‌دهد مشکلات زنان درگیر سوءمصرف مواد مخدر و آسیب‌های اجتماعی به‌مراتب پیچیده‌تر و شدیدتر از مردان است.»

این فعال اجتماعی با تشریح بخشی از مشکلات زنان آسیب‌دیده اعتیاد می‌گوید: «زنان به‌دلیل شرایط جسمی، فیزیولوژیک و اجتماعی، آسیب‌پذیری بیشتری دارند. هزینه تأمین مواد، زندگی در فضای باز شهری، تغذیه نامناسب، آلودگی هوا، نبود امنیت و ناچار شدن به ورود به روابط و رفتارهای پرخطر، همه و همه شرایطی را ایجاد می‌کند که این زنان در معرض آسیب‌های جدی جسمی و روانی قرار گیرند. این وضعیت می‌تواند منجر به افزایش ابتلا و انتقال بیماری‌هایی مانند اچ‌آی‌وی و اچ‌پی‌وی شود. به‌دلیل کمبود آموزش، نبود خدمات پیشگیرانه و دسترسی نداشتن به مراقبت‌های بهداشتی، شیوع این بیماری‌ها در میان این زنان رو به افزایش است.»


خوددرمانی زنان معتاد

«نسیم صادقی»، درمانگر و دکترای مطالعات اعتیاد، نیز در مورد وضعیت اعتیاد در میان زنان به «پیام ما» می‌گوید: «براساس برآوردها حدود ۷۰ هزار زن در کشور اعتیاد شدید دارند. زنان دارای اعتیاد شدید و به‌ویژه زنان متجاهر، بسیار کمتر از مردان به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند و در اغلب موارد به خوددرمانی روی می‌آورند. آنها اغلب به‌دلیل ترس از قضاوت اجتماعی، اعتیاد خود را پنهان می‌کنند و تا زمانی که به مراحل بسیار حاد و پیچیده نرسند، برای درمان اقدام نمی‌کنند یا از درمانگران کمک نمی‌گیرند.»

این عضو کانون درمانگران اعتیاد کشور همچنین می‌گوید: «هیچ آمار رسمی واحد و به‌روزی که تعداد زنان متجاهر معتاد کشور را به‌طور قطعی اعلام کند، وجود ندارد. برآوردها و گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد تعداد مطلق زنان متجاهر معتاد عددی به‌مراتب کمتر از کل جمعیت معتادان متجاهر است. تفکیک جنسیتی در همین منابع هم ناکامل است. اگر همین بازه را مبنا قرار دهیم، تعداد زنان متجاهر معتاد احتمالاً فقط بخش کوچکی از این آمار را تشکیل دهد. از سوی دیگر، آمار اعتیادهای پنهان و خفیف هم در میان زنان، همچنان نامشخص باقی مانده است.»


کاهش مراکز حمایت از زنان آسیب‌دیده

براساس آخرین گزارش وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایران که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده است، در سال ۱۳۹۶ تعداد مراکز حمایتی و بازپروری دختران آسیب‌دیده ۱۴۳۲ مرکز بود که در سال ۱۴۰۳ به ۶۲۰ مرکز کاهش پیدا کرده است. صادقی کاهش این مراکز را هم‌راستا با کاهش دسترسی زنان دارای اعتیاد به خدمات می‌داند و می‌گوید: «شواهد متنی و سیاستی موجود نشان می‌دهد از حدود سال ۱۳۹۶ تغییرات ساختاری و سیاستی (تحمیل ساماندهی برخی کمپ‌های ماده ۱۶ به سازمان بهزیستی، تغییر وظایف مدیریتی و کاهش حمایت مالی دولتی) رخ داده که بهره‌برداری از ظرفیت‌های بستری و اقامتی زنان را تضعیف کرده یا مانع افزایش ظرفیت شده‌ است. این تغییر سیاست و کمبود منابع بارها از زبان مسئولان و گزارش‌های کارشناسی در سال‌های اخیر بیان شده است. مسئولان بهزیستی و گزارش‌های رسمی هم پیش‌تر از ظرفیت محدود و سهم ناچیز ظرفیت مراکز برای زنان خبر داده‌اند که این امر به کاهش عملی دسترسی، امکان پذیرش، کیفیت خدمات یا پوشش جغرافیایی منجر شده است.»

ارشد نیز با انتقاد از تعطیلی یا کاهش فعالیت مراکز حمایتی زنان معتاد، به‌ویژه در تهران، تصریح می‌کند: «بسیاری از مراکزی که در گذشته به زنان خدمات می‌دادند، تعطیل شده‌اند یا فعالیتشان به حداقل رسیده است. مراکزی مانند خوابگاه‌های زنان، مراکز درمان متادون ویژه زنان و حتی برخی نهادهای بین‌المللی دیگر وجود ندارند یا بسیار محدود شده‌اند. این محدودیت‌ها باعث شده دسترسی زنان به خدمات حمایتی و آموزشی به‌شدت کاهش پیدا کند.»

این مددکار اجتماعی همچنین با بیان اینکه حمایت‌های درمانی و بهداشتی کافی از زنان آسیب‌دیده وجود ندارد، می‌گوید: «سال‌هاست پیشنهاد شده حداقل کارت‌های حمایتی درمانی برای این زنان تعریف شود تا در مواقع اضطراری بتوانند به بیمارستان‌های دولتی مراجعه و از خدمات رایگان برخوردار شوند، اما این پیشنهادها تاکنون به نتیجه نرسیده است. محرومیت از خدمات درمانی، این زنان را در برابر بیماری‌ها، خشونت‌ها و آسیب‌های شدیدتر بی‌دفاع کرده است.»

او با اشاره به افزایش خشونت و ناامنی علیه زنان دارای اعتیاد بی‌سرپناه می‌گوید: «خفت‌گیری، آزار و انواع خشونت‌های جسمی و جنسی، بخشی از تجربه روزمره این زنان است. به‌دلیل شرایط فیزیکی و اجتماعی، زنان نسبت به مردان آسیب‌پذیرترند، اما بااین‌حال برنامه‌ریزی مشخص و حمایت مؤثری برای آنها وجود ندارد.»


بازگشت به زندگی سالم ممکن است؟

«بیتا میرزایی»، نایب‌رئیس کانون کشوری درمانگران اعتیاد، نیز با اشاره نبود آمار دقیق از زنان معتاد متجاهر، کمبود مراکز ویژه زنان در کاهش شانس بازگشت آنان به زندگی سالم مؤثر می‌داند و به «پیام ما» می‌گوید: «تعداد زنان متجاهر نسبت به مردان کمتر است، اما مراکز ویژه درمان زنان، چه در قالب ماده ۱۵ و چه ماده ۱۶، به‌هیچ‌وجه کافی نیست. این مراکز باید از نظر شرایط نگهداری و مداخلات روان‌شناختی و مددکاری، متناسب با نیازهای خاص زنان طراحی شوند، درحالی‌که چنین شرایطی در بسیاری از مراکز فعلی وجود ندارد.»

او می‌افزاید: «مراکز درمانی امن و تخصصی که زنان بتوانند با اطمینان از حفظ محرمانگی و توجه به مسائل خانوادگی و روانی به آنها مراجعه کنند، به‌اندازه کافی در دسترس نیست. در شرایط فعلی، تنها تعداد بسیار اندکی از زنان متجاهر شانس بازگشت پایدار به زندگی سالم را دارند؛ چراکه پس از ترخیص از مراکز درمانی، در جامعه رها می‌شوند و هیچ مداخله و مراقبت مؤثری برای آنان وجود ندارد.»

به‌گفته میرزایی، این زنان پس از پایان دوره درمان، دوباره به همان محیط‌های پرآسیب، همان مشکلات خانوادگی و همان ریشه‌های اولیه اعتیاد بازمی‌گردند، بدون آنکه مهارت‌های لازم برای مدیریت این شرایط را کسب کرده باشند. «درمان اعتیاد، به‌ویژه در زنان، نیازمند تداوم مداخلات روان‌شناختی در بلندمدت است؛ نبود سیستم ارجاع و پیگیری پس از ترخیص، شانس بازگشت به زندگی سالم را به‌شدت کاهش داده است.»

نایب‌رئیس کانون کشوری درمانگران اعتیاد یادآور می‌شود: «نبود مراقبت‌های پس از ترخیص، یک چرخه معیوب ایجاد کرده که در آن زنان معتاد متجاهر بارها وارد مراکز درمانی می‌شوند و پس از ترخیص دوباره به همان شرایط بازمی‌گردند. با وجود صرف بودجه‌های کلان برای این مراکز، خروجی مؤثری در زمینه بازگشت پایدار این زنان به زندگی سالم مشاهده نمی‌شود.»

کاهش مراکز نگهداری از زنان آسیب‌دیده در کنار عدم کفایت مراکز درمانی ویژه این زنان درحالی‌است که زنان برای درمان اعتیاد خود نیاز به مداخلات بیشتری دارند. میرزایی دراین‌باره می‌گوید: «نگرانی از افشای بیماری و قضاوت اجتماعی باعث می‌شود زنان یا اصلاً به مراکز درمانی مراجعه نکنند یا بسیار دیر اقدام کنند. هرچند در درمان‌های بیولوژیک و دارویی تفاوت اساسی میان زنان و مردان وجود ندارد، مگر در شرایط خاص مانند بارداری که پروتکل‌های درمانی ویژه‌ای لازم است، اما در حوزه مداخلات غیردارویی، روان‌شناختی و مددکاری اجتماعی، توجه به شرایط خاص زنان ضروری است.»

او یادآور می‌شود: «در درمان زنان باید به وضعیت روحی، روانی و خانوادگی آنان توجه ویژه شود و درصورت رضایت بیمار، مشارکت همسر در جلسات مشاوره و خانواده‌درمانی اهمیت زیادی دارد. اگر اعتیاد در فضای خانواده وجود دارد و همسر نیز مصرف‌کننده است، درمان یک‌جانبه موفق نخواهد بود. بسیاری از زنان از طریق همسران یا پارتنرهای خود به مصرف مواد روی آورده‌اند و تا زمانی که این فضا اصلاح نشود، احتمال موفقیت درمان بسیار پایین خواهد بود.»

صادقی هم با بیان اینکه بازگشت به زندگی و درمان امکان‌پذیر است، اما خطر عود همواره وجود دارد، یادآور می‌شود: «بدون حمایت‌های اجتماعی، درمانی و خانوادگی پایدار، خطر بازگشت زنان درگیر اعتیاد شدید همچنان بالا خواهد بود و این گروه بیش از هر چیز نیازمند سیاست‌های حمایتی هدفمند و مستمر هستند.»

آنچه از داده‌های رسمی و نظرات کارشناسان استنباط می‌شود، این است که اعتیاد زنان کمتر دیده شده و همچنین درمان‌های حمایتی برای آنان نیز به‌اندازه کافی وجود ندارد. نبود آمار شفاف، کاهش مراکز تخصصی، انگ اجتماعی و رهاشدگی زنان پس از درمان به‌گونه‌ای است که می‌تواند زنان دارای اعتیاد را در معرض آسیب‌های جدی‌تری قرار دهد و شانس بازگشت آنان به زندگی سالم را کاهش دهد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت