نگاهی به فیلم «چشم بادومی» و موضوع «کیپاپر»ها
سوءتفاهمی درباره نوجوانی
۱ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۸
همه ما در دوران نوجوانی علاقهمند به گروه خاصی در موسیقی، سینما و… بودهایم و کیست که چنین تجربهای نداشته باشد. از زدن پوستر به دیوار اتاق گرفته تا راه انداختن فنپیج میتواند تجربه هر کسی باشد و شکل این علاقهمندی در هر دورهای متفاوت بوده است.
در سالهای اخیر موج فیلم و سریالهای کرهای در ایران، باعث علاقه بسیاری از نوجوانان به این گروهها شد که حالا در قالب جریان «کیپاپ» (K-pop) رونق گرفته است.
وقتی در جشنواره چهلوسوم فیلم فجر پوستر فیلم «چشم بادومی» را دیدم با خوشحالی از اینکه بالاخره یک نفر به این موضوع پرداخته است، با یکی از دوستانم در سینما به تماشایش نشستیم. سینما آن روز میزبان نوجوانان و کودکان هم بود. اما جدای از شخصیتپردازیها، داستان فیلم مانند پارچ آب یخی بود که روی سرم میریخت.
فیلم درباره «مائده»، دختر نوجوانی است که از روزی که ستاره محبوبش در اینستاگرام برایش پیغامی میگذارد و میگوید دوست دارد او را در کنسرت بعدیاش ببیند، تمام فکر و ذکرش این میشود که به سئول برود. خانواده، بهخصوص مادر، تلاش میکند در برابر این سرکشیها بایستد. تا اینجا همهچیز منطقی است. اما موضوعی که برایم حیرتانگیز بود از اینجا آغاز میشود: در ادامه فیلم، مائده هویت خود را فراموش کرده و اصرار دارد همان خواننده کرهای است. از بردن مائده به روستای پدری تا طرح سفر به سئول ریختن، ازجمله تلاشهای مادر است تا دخترش را از این وضعیت نجات دهد و دخترک را مدتی در تیمارستان بستری میکنند. حتی تا پایان داستان منتظر ماندم که بالاخره خانواده او به این پذیرش برسند که فرزندشان صرفاً یک علاقهمند است و نه فردی که دچار بحران هویت شده، اما این اتفاق نیفتاد و شیوه همدلی و همراهی پدربزرگ با مائده هم کمکی به نوع قضاوت داستان نکرد.
«چشم بادومی» محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و اولین تجربه کارگردانی «ابراهیم امینی» است که نگارش فیلمنامه آثار شاخصی مانند «ایستاده در غبار»، «درخت گردو»، «موقعیت مهدی»، «لاتاری»، «مرد بازنده»، «دسته دختران» و… را در کارنامهاش دارد. او مردادماه امسال در نشستی درباره ایده شکلگیری فیلم گفته بود: «سال ۱۴۰۱، در کنار کارهای فیلمنامهنویسی، دغدغه نوجوانها را بیشتر دنبال میکردم. معاشرت با آنها و تحقیقاتی که داشتم، باعث شد به دنیای کیپاپ علاقهمند شوم. واقعاً شناختی از آن نداشتم تا اینکه خبری دیدم با تیتر: «خودمونم کیپاپر شدیم!». مدیر مدرسهای گفته بود «اغلب دختران مدرسه به این سبک موسیقی علاقه دارند.» و این آغاز تحقیقات امینی برای شکلگیری داستان بوده است.
«سجاد نصرالهینسب»، تهیهکننده فیلم، هم در همان نشست که برنامهای از سری برنامههای سینماتک خانه هنرمندان ایران بود، گفت: «ساخت این فیلم واقعاً با مشکلات زیادی روبهرو بود. یکی از چالشها، مواجهه با این واقعیت بود که بسیاری از مسئولان ترجیح میدادند چنین موضوعی نادیده گرفته شود.» او در ادامه صحبتهایش اشاره کرد که «ما خواستیم این پدیده را ببینیم، نه اینکه آن را قضاوت کنیم»، اما محتوای فیلم خلاف این گفته و سراسر قضاوت رفتار یک نوجوان بود.
موسیقی کیپاپ بهدلایل متعددی بین نوجوانان محبوبیت زیادی پیدا کرده است. اولاً، این ژانر موسیقی با ترکیب جذاب از ملودیهای شاد و ریتمهای پرانرژی، فضای خاصی ایجاد میکند که برای جوانان بسیار جذاب است. علاوهبراین، گروه کیپاپ معمولاً از اجراهای دیدنی و لباسهای مد روز بهره میبرد که جذابیت بصری بالایی دارد و توجه نوجوانان را به خود جلب میکند. جدای از اینها، یکی از عوامل مهم موفقیت کیپاپ، تعامل فعال و مستمر هنرمندان با طرفدارانشان است. مجموع این ویژگیها باعث میشود تجربه گوش دادن به کیپاپ فراتر از موسیقی باشد و به یک پدیده فرهنگی تبدیل شود.
استفاده گسترده از رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین مثل تیکتاک، یوتیوب و اینستاگرام باعث شده است دسترسی به موسیقی کیپاپ برای نوجوانان در سراسر جهان بسیار آسانتر شود. طرفداران میتوانند بهراحتی ویدئوهای اجرای زنده، پشت صحنهها و حتی زندگی روزمره هنرمندان را دنبال کنند، که این ارتباط نزدیک احساس تعلق و تعامل بیشتری ایجاد میکند.
علاقه مائده به کیپاپ هم از چنین جایی نشئت میگیرد. وقتی پیام خواننده محبوبش را دریافت میکند، سر از پا نمیشناسد و مثل هر نوجوانی میخواهد به دیدار خواننده محبوبش برود. اما خانواده بهراحتی عاجز میشوند و این پدربزرگ است که با نشاندادن یک الگوی مشترک که برای خودش هم در جوانی اتفاق افتاده، سعی میکند به مائده بفهماند علاقهاش اشتباه نیست و این فقط یک «علاقه» است. بااینحال، نتیجهگیری فیلم این نیست که مائده دچار بحران هویت نشده و نیازی به بستریشدن در بیمارستان ندارد.
حالا «چشم بادومی» قرار است دوباره در «جشنواره فیلم کودک» نمایش داده شود. اما این فیلم نهتنها از پس مطرح کردن این سوژه بهخوبی برنیامده که داستان را به بیراهه برده و بیش از اینکه درباره نوجوانان باشد، مدام در تلاش است یک علاقه معمولی را مثل زنگ خطری برای خانوادهها به صدا درآورد.
برچسب ها:
فیلم، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کودکان، موسیقی، نوجوانان
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت یک فرصت فراموششده در پسماند نساجی
چرخهای که بدون زنان نمی چرخد
گفتوگو با «صالح تسبیحی» درباره پروژه «افراسیاب»؛ روایتی از بحران آب در ایران
دوازده پرده از خشکسالی
درسهای گردشگری پایدار برای مواجهه صنعت مد با بحران اقلیمی
قواعد تازه مد در جهان گرم تر
نامههای عاشقانه ادیب جانسِوِر، شاعر برجسته ترک، به فارسی منتشر شد
صد و بیست و سه نامه دلتنگی
بازخوانی جهان عروسکی «بهرام بیضایی» با صدای پنج نوجوان
پهلوان دیــــــو را نکُشت
شعر پس از آشویتس در وزن دنیا
هشدار متخصصان زنان درباره مداخلات غیرمجاز/ ایران در رتبه سوم درمان ناباروری جهان
بررسی پیامدهای طرح جدید مجلس برای فرهنگ و هنر در گفتوگو با یک وکیل و یک منتقد سینما
توقیف قانونی هنر
نگاهی به نمایشگاه «این صورت باقی» در موزه هنرهای معاصر تهران به بهانه دویستمین سال اختراع عکاسی
وسوســــــه ثبت جهـان
واکنش رئیس کانون کارگردانان خانه سینما به موضوع سینمای زیرزمینی
صدای نسل جوانی که به سانسور اهمیتی نمیدهد
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
قربانــــــی بیسامانی سینما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید