بایگانی مطالب: گردشگری
تراژدی بومگردی
از آن روزهایی که مفهوم «بومگردی» و بهویژه «اقامتگاه بومگردی» در ادبیات گردشگری ایران زاده شد، حالا نزدیک به دو دهه میگذرد. پیشگامان بومگردی در ایران، بیش از یک دهه، یعنی از اواسط دهه ۱۳۸۰ تا اواسط دهه ۱۳۹۰ شمسی سخت تلاش کردند تا بومگردی را به فرزند تنیِ گردشگری تبدیل کنند؛ درست زمانی که بخشهای مختلف، بهویژه هتلداران، اقامتگاههای بومگردی را تهدیدی جدی علیه کسبوکار خود میدانستند و شمشیر را برای این کسبوکارهای بومی از رو بسته بودند؛ غافل از اینکه نه مشتریان بومگردی، مشتری هتل میشوند و نه برعکس. سالها زمان برد تا خوشهساری که با گرد هم آمدن بومیان و صاحبان بومگردیها از سراسر کشور شکل گرفته بود، به بار بنشیند و در نهایت، انجمنی شکل گیرد تا حافظ منافع این صنف باشد؛ به نام «جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران». حالا بعد از دو دهه، «بومگردی» یک روز در تقویم هم دارد؛ اتفاقی که کمک میکند این مفهوم بیشتر در جامعه شناخته شوند. اما همانطور که مسیر شناختهشدن مفهوم بومگردی در گردشگری ایران تاکنون هموار نبوده، ادامه مسیر هم چندان هموار نیست. چالشهای عمدهای این بخش را تهدید میکند؛ توسعه بیضابطه و ناپایدار، نبود استاندارهای شفاف و عملی، نبود نظارت دقیق و تخصصی، فقدان زیرساختها در جوامع بومی و… تنها بخشی از چالشهایی است که این روزها بومگردی را تهدید میکند.
از خاموشی برق تا تغییرات اجباری
در روستایی بیبرق در دل کوههای کرمان، میان خانهای خشتوگلی شاهرود، یا اقامتگاهی بومی کنار دریا، هرکجا که نام بومگردی بر سر در خانهای نقش بسته، روایتی پنهان است؛ روایتی از رؤیای زندگی آرام و اصیل در دل طبیعت که امروز در سایه مشکلات اقتصادی، تغییرات بیضابطه، نگاه تجاری و بیتوجهی به اصالتهای فرهنگی، به محاق میرود. این گزارش، از دغدغههای صاحبان بومگردیها میگوید؛ از آنان که میان ماندن و رفتن، میان اصالت و درآمد، گرفتارند.
بومگردی در مسیر پایداری
در دل کویر سوزان اما دلفریب کرمان، جایی که باد بر خاک هزارساله میوزد، کاروان بومگردی ایران منزل میکند. جشن ملی بومگردیها قرار است در این پهنه فرهنگی و طبیعی برگزار شود؛ رویدادی که نهفقط گردهمایی فعالان گردشگری، بلکه نمودی از پیوند انسان با طبیعت و هویت بومی است. «یاور عبیری»، رئیس جامعه اقامتگاههای بومگردی، در گفتوگو با «پیام ما»، از دلایل انتخاب کرمان بهعنوان میزبان این جشن میگوید؛ استانی که بهگفته او با تنوع اقلیمی، معماری منحصربهفرد و استقبال روزافزون گردشگران، شایسته چنین رویدادی است. او همچنین به چالشهای فرهنگی، ضرورت حفظ ریشههای بومی و تلاشهای صورتگرفته برای بهبود کیفیت خدمات میپردازد و درباره استفاده از انرژیهای پایدار در اقامتگاهها و راهکارهای غلبه بر موانع موجود سخن میگوید.
برای برندسازی «روز بومگردی» برنامهریزی کنیم
«محمد جهانشاهی» نامی آشنا در حوزه گردشگری ایران است؛ مردی که بیش از سوابق مدیریتیاش، با ایدههای نو و دغدغههایش برای توسعه پایدار گردشگری شناخته میشود. از روزهایی که به عنوان معاون گردشگری و رئیس پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در کرمان فعالیت میکرد تا زمانی که سکان ادارهکل میراثفرهنگی استان سمنان را برعهده داشت و حالا که در جایگاه معاون گردشگری داخلی و دبیر کمیته ملی طبیعتگردی کشور فعالیت میکند، جهانشاهی همواره نگاهی متفاوت به گردشگری داشته است. در سالهای اخیر نام او بیشتر با مفهوم «گردشگری سبز» و ایده «راه ادویه» گره خورده است؛ مسیری که به دنبال احیای جادههای تاریخی تجارت ادویه و پیوند فرهنگها و جوامع محلی است. اما شاید یکی از مهمترین دستاوردهای او ثبت روز ۳۱ اردیبهشت به عنوان «روز بومگردی» در تقویم رسمی کشور است. او در گفتوگو با «پیام ما» درباره ایده این کار صحبت کرده و از چالشها و چشماندازهای بومگردی ایران گفته است.
از دل خاک تا بوم ایران
| پیام ما | در قلب دیار کریمان، جایی که آوای فرهنگ بومی در خانههای خشتی و عطر طبیعت در کویر لوت طنینانداز است، نخستین جشنواره ملی بومگردی ایران با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برگزار شد. این جشن، به بهانه روز ملی بومگردی، نهفقط یک گردهمایی که تلاشی است برای بهتصویرکشیدن ریشههایی که هنوز در خاک ماندهاند و شاخههایی که بهسوی آینده قد کشیدهاند. این آیین، صحنهای است برای درخشش اقامتگاههای بومگردی که با بیش از چهار هزار واحد فعال در سراسر ایران، نهفقط سقفی برای گردشگران که تپشهای زنده گردشگری پایدار و پاسدار هویت فرهنگی کشوراند.
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
قرآنهای تاریخی طلاکوب در ازای بدهی
| پیامما | مرد ۴۲ساله پشت به دوربین ایستاده. همین چندروز پیش بود که با خیال آسوده درحالیکه چند کتاب نفیس تاریخی در دست داشت و کلاه نقابداری به سر، از مقابل دوربین دیگری عبور کرد. تصویر ثبتشدهاش در عصر روز پنجشنبه که در صفحه اینستاگرامی روزنامه «پیامما» برای نخستین بار منتشر شد، پرده از یک سرقت عجیب برداشت. حالا نیمهشب گذشته دستگیر شده است و پشت به دوربین در اداره آگاهی روایتش را خلاصه میکند در یک جمله که: «فروردین برای بازدید موزه رفتیم، وقتی قرآنها رو دیدم کنارشون نوشته بود قرآن با آبطلا وسوسه شدم. بهخاطر مشکل مالی، گفتم یه دونه از اینها رو بفروشم، مشکلاتم حل میشه.»
آتش بیمهری به جان بازارهای تاریخی
بازارهای تاریخی ایران، از مهمترین و ماندگارترین ساختارهای شهری در بافت کهن شهرهای ایرانی بهشمار میآیند. این بازارها که در دورههای مختلف تاریخی شکل گرفتهاند، علاوه بر نقش اقتصادی، همواره کارکردهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و حتی سیاسی نیز داشتهاند. معماری منسجم و هماهنگ این فضاها، با الهام از اصول معماری اسلامی و ایرانی، جلوهای شاخص از زیباییشناسی، کارکردگرایی و سازگاری با اقلیم ارائه داده است. بازار بزرگ تبریز، بازار وکیل شیراز، بازار اصفهان و بازار تهران از جمله نمونههای برجستهای هستند که همچنان حیات اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ کردهاند. در سالهای اخیر، بازارهای تاریخی ایران با چالشهای جدی مواجه شدهاند که حیات این میراث گرانبها را تهدید میکند.
ابعاد پنهان سرقت قرآنهای تاریخی
در روزهای گذشته خبر بهسرقترفتن تعدادی از نسخ خطی قرآن، معروف به «گنجینه ماهان»، از موزه شاهنعمتالله ولی در کرمان، آنهم در روز روشن، منتشر شد. تصاویری که نشان میداد سارق در آرامش و با خیالی آسوده کتابها را به بیرون از مجموعه میبرد. بهرغم اینکه این مجموعه تحت نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه مدیریت میشد، هنوز مسئولان این سازمان توضیح روشنی از جزئیات آثار بهسرقترفته ارائه ندادهاند. سه روز بعد از رسانهایشدن این خبر دیروز «غلامرضا عادل»، معاون فرهنگی اجتماعی سازمان اوقاف، در پاسخ به سؤال «پیامما» درباره جزئیات آثاری که به سرقت رفته است و اینکه آیا اطلاعات مربوط به این آثار در سامانه «جام» به ثبت رسیده بود و وضعیت آنها قابل پیگیری است یا خیر؟ اظهار بیاطلاعی میکند. حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی در اختیار نهادهای خاص سالهاست که محل چالش است و همچنان این ارگانها الزامی برای پاسخگو بودن در قبال این آثار احساس نمیکنند. درحالیکه قانون آنها را ملزم کرده است که اطلاعات آثار و بناهای تاریخی در اختیار خود را به وزارت میراثفرهنگی ارائه دهند.
توسعه جاروبرقیهای اقیانوسپیما
