بایگانی مطالب: گردشگری

فانتزی‌گراهای سرگردان خانه مادربزرگه!

کرمان میزبان رؤیاهای گردشگری ایران

این خانه هنوز روشن است

افق‌ها در مه

از خانه‌های خشتی تا روزیِ زنانه

در سال‌های اخیر، اقامتگاه‌های بومگردی به‌ویژه اقامتگاه‌های تحت مدیریت زنان، به نقطه‌عطفی در صنعت گردشگری ایران تبدیل شده‌اند. در این میان، زنان مدیر این اقامتگاه‌ها با ابتکار و تلاش بی‌وقفه، نه‌تنها به احیای فرهنگ محلی و سنت‌های بومی پرداخته‌اند، بلکه کارآفرینی و ایجاد فرصت‌های شغلی برای دیگر زنان را نیز تسهیل کرده‌اند. به‌عنوان مثال، در دل روستای سلین در اورامان خانواده‌ای اقامتگاه بومگردی دایر کرده‌اند و مادر خانواده به‌همراه فرزندانش آن را اداره می‌کنند. اتاق‌های این اقامتگاه با نمادهایی از انار و میخک که از محصولات محلی این منطقه و کار دست زنان است، تزئین شده‌اند. همچنین، فضایی برای پوشیدن لباس کردی و گرفتن عکس فراهم شده است تا هرکدام از مسافران بتوانند لباس کردی بپوشند و عکس بگیرند. با‌این‌حال، با ورود بیماری کرونا، صنف گردشگری با چالش‌های بی‌شماری روبه‌رو شد. بانوان مدیر این اقامتگاه‌ها نیز در این دوران با مشکلات خاص خود مانند کاهش شدید گردشگران و نگرانی‌های مالی مواجه شدند. اما با وجود این موانع، بسیاری از آنها به تلاش و همت خود ادامه دادند و به‌تدریج موفق شدند به رونق نسبی پیشین بازگردند.

ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری دولت

در دنیای امروز، سفر به روستاها و زندگی بومگردی به یک انتخاب جذاب و متفاوت برای گردشگران تبدیل شده است. بومگردی فرصتی است تا مسافران در دل طبیعت غوطه‌ور شوند، از فرهنگ‌ها و آداب و رسوم محلی بیاموزند و دنیایی از تجربه‌های اصیل و متفاوت را با خود به خانه ببرند. اما این سؤال برای بسیاری از فعالان حوزه گردشگری کشور مطرح است: آیا ما در ایران قادر به پاسخگویی به این نیازهای جدید هستیم؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ «حرمت‌الله رفیعی»، رئیس هیئت‌مدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و جهانگردی، ایران رفتیم. او در گفت‌وگو با «پیام‌ما» به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در بومگردی پرداخت و مشکلات و چالش‌های پیش روی بخش خصوصی در صنعت گردشگری را مورد بحث قرار داد.

حفظ هویت در تلاقی سنت و مدرنیته

پیام ما- در دنیای امروز، بومگردی به‌عنوان تجربه‌ای منحصربه‌فرد و عمیق از ارتباط با طبیعت و فرهنگ محلی شناخته می‌شود. یکی از جنبه‌های اساسی بومگردی که نیازمند توجه ویژه است، گردشگری خوراک است. غذا نه‌تنها ابزاری برای سیرکردن شکم، بلکه آئینه‌ای از فرهنگ و سنت‌های یک منطقه به شمار می‌آید. در ایران، با تاریخ غنی و تنوع اقلیمی بی‌نظیر، این موضوع اهمیت دوچندان می‌یابد. معرفی غذاهای محلی در بومگردی‌ها می‌تواند به حفظ هویت فرهنگی، ارتقای کشاورزی پایدار و ایجاد درآمدزایی برای جوامع محلی کمک کند. همچنین، گردشگری خوراک فرصتی است برای گردشگران تا از طریق غذا به عمق فرهنگ و آداب‌ورسوم محلی پی ببرند و تجربه‌های فراموش‌نشدنی را به دست آورند. بااین‌حال، برخی چالش‌ها نیز وجود دارد که می‌تواند این ظرفیت را تهدید کند. نبود زیرساخت‌های استاندارد برای ارائه خدمات مناسب به گردشگران، مانند رستوران‌های محلی و اقامتگاه‌هایی که فرهنگ و غذاهای منطقه را به‌درستی معرفی کنند، از جمله این مشکلات است. همچنین، کاهش توجه به مواد اولیه سنتی و محلی که نقش کلیدی در اصالت غذاها ایفا می‌کند، می‌تواند به‌تدریج این میراث غنی را تحت‌تأثیر قرار دهد.

گردشگری با چاشنی محلی

گردشگری غذا ابعادی از تجربیات فرهنگی را ارائه می‌دهد که با بومگردی ادغام می‌شود. در اقامتگاه‌های محلی، مسافران فرصت دارند تا در فضایی طبیعی و اصیل با فرهنگ‌ها و غذاهای محلی آشنا شوند و تجربیات غنی‌تری از سبک زندگی و عادات غذایی جوامع مختلف به دست آورند. بومگردی، با تأکید بر حفظ میراث فرهنگی و طبیعی، به گردشگران این امکان را می‌دهد که نه‌تنها غذاهای محلی را بچشند بلکه در فرآیند تهیه آن‌ها نیز مشارکت کنند. این تعامل به ایجاد ارتباط عمیق‌تری با فرهنگ مقصد منجر می‌شود و مسافران را به مشاهده و درک عادات و سنت‌های غذایی آن جامعه ترغیب می‌کند. رسانه‌ها در این میان، نقش مهمی ایفا می‌کنند. با افزایش محبوبیت شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال، زیبایی‌شناسی غذا به یک موضوع جذاب و قابل اشتراک گذاری تبدیل شده است. مردم به شکل و ظاهر غذاها توجه بیشتری دارند و این موضوع به ترویج فرهنگ غذایی و اشتراک آن بین کشورها کمک می‌کند.

بیمه‌های بی‌اثر

اواخر آذرماه پارسال شعله‌ها به‌سرعت به کپرهای اقامتگاه «کاشکیلو» رسید. دیررسیدن آتش‌نشانی و مشکلات در سیستم اطلاع‌رسانی به نهادهای امدادی باعث شد خساراتی سنگین و نزدیک به دو میلیارد برای این اقامتگاه بومگردی شهداد باقی بماند که هنوز هم زخم‌های آن باقی است. «پیام‌ما» سال گذشته در گزارشی بیمه اقامتگاه‌های بومگردی را بررسی کرده بود، اما پیگیری‌های دوباره نشان می‌دهد هنوز هم در بر همان پاشنه می‌چرخد. «سرور اسکندری»، مدیر کاشکیلو، درباره پیگیری‌هایش برای پرداخت خسارت از سوی بیمه به «پیام‌ما» می‌گوید هنوز بعد از گذشت ماه‌ها به‌دلیل قوانین بیمه نتوانسته خسارت واردشده را دریافت کند. موضوعی که بار دیگر ضرورت بازنگری و تقویت پوشش‌های بیمه‌ای اقامتگاه‌های بومگردی را مطرح می‌کند و این پرسش را پیش می‌آورد که چرا چارچوب بیمه‌ها متناسب با فضای اقامتگاه‌ها نیست؟

مهاجرتی که دیگر معکوس نیست

اواخر دهه ۸۰ بود، آن روزها که گردشگری هنوز نفس می‌کشید و امیدها هنوز زنده بود برای آمدن مهمان‌هایی از آن‌سوی مرزها. همان روزها بود که اولین خانه‌های بومگردی، شدند میزبان مهمانان ماجراجویی که به‌دنبال تجربه‌های ناب و تازه بودند و هدفشان از سفر شناخت بیشتر فرهنگ‌ها بود و دمخور شدن با آدم‌ها و دنیاهای جدید. هر روز به تعداد مهمانان و بومگردی‌ها اضافه می‌شد. بومگردی‌ها خانه‌های باصفا و کوچکی بودند با میزبانانی که گردشگری را می‌شناختند و با ذائقه مسافران تا حدودی آشنا بودند. رونق گرفتن این خانه‌ها بهانه‌ای شد تا جوانان بیشتری برگردند و خانه‌های اجدادی را احیا کنند. کاهگل دیوارها را نو کنند و روایت خانه را برای مسافران بازگو کنند. در نقاط مختلف کشور، قصه آدم‌هایی که ماجرایشان پایان مشابهی داشت دهان‌به‌دهان نقل شد؛ پایانی با نام «خانه بومگردی».