بایگانی مطالب برچسب: پرندگان مهاجر

پرندگان ایران در حراجی‌های عربی

«اول قاچاق،‌ دوم قاچاق،‌ سوم قاچاق، چهارم تخریب زیستگاه!» «آرش حبیبی‌آزاد»، پرنده‌نگر، مهم‌ترین تهدیدهای پیش روی حفاظت از پرندگان شکاری را این‌طور دسته‌بندی می‌کند. اما قاچاق هم شیوه‌های مختلف دارد. «رضا کیامرزی»، دامپزشک و پژوهشگر پرندگان شکاری، از تغییر روش‌های برداشت شکاری‌ها از طبیعت در سال‌های اخیر می‌گوید: «در گذشته، بیشتر جوجه‌های نابالغ صید می‌شدند، اما اکنون مشتری‌ها تمایل بیشتری برای خرید پرندگان بالغ دارند. صید یک پرنده بالغ، از بین بردن چندین جوجه بالقوه است و چرخه تولید نسل را دچار اختلال می‌کند.» «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر، نیز روی موضوع دیگری تأکید دارد: «الگوی حفاظت ما از پرندگان، مشابه پستانداران و سایر گونه‌ها، در محدوده مناطق چهارگانه است، درحالی‌که قاچاق و صید آنها در مناطق آزاد اتفاق می‌افتد.» این روزها هم‌زمان با شمارش پرندگان شکاری مهاجر توسط پرنده‌شناسان و پرنده‌نگرها در مناطق شمالی ایران،‌ گروه دیگری هم سخت درگیر پرندگان هستند؛‌ قاچاقچیان و رابط‌هایشان. آنها در شمال و جنوب ایران به کار صید و زنده‌گیری و انتقال محموله‌های پرندگان بومی و مهاجر به کشورهای عربی مشغول‌اند. دسته سومی هم داریم که پرندگان را از کشورهای آسیای میانه و مرزهای شرقی از ایران عبور می‌دهند تا به دست مشتریان برسانند؛ در بازار سیاه!

مهاجرت پلاستیک‌ها

زیرساخت‌ سبز در سایه جنگ

بحران جنگی ۱۲روزه میان کشور عزیزمان ایران و رژیم صهیونیستی، تنها یک منازعه نظامی نبود؛ بلکه به‌مثابه زلزله‌ای ژئوپلیتیکی، پیامدهای چندبعدی در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی بر جای گذاشت. این جنگ، نه صرفاً تقابل سلاح و تاکتیک، بلکه بیانگر تنش‌های مزمن منطقه‌ای و شکنندگی ساختارهای توسعه‌یافته بود. درحالی‌که نگاه‌ها با اندوه فراوان به ویرانی‌ها و جان‌های ازدست‌رفته خیره مانده است، طنین خاموش پیامدهای اقتصادی و محیط‌زیستی نیز، بی‌صدا اما عمیق، آینده‌ای مبهم و سنگین را رقم می‌زند. این پیامدها نه‌تنها در قالب آمار و شاخص‌های کلان نمود می‌یابند، بلکه در شکل‌گیری فضای روانی، گسست اجتماعی و افزایش فشار بر منابع طبیعی کشور نیز بازتاب گسترده‌ای دارند. به بیان دیگر، بحران اخیر، میزان ناپایداری ساختارها را به نمایش گذاشت و لزوم بازنگری در مسیر توسعه ملی را بیش‌ازپیش آشکار ساخت.

خداحافظی گنجشک‌ها با چنارهای تهران

«شهرداری تهران بلندگوهایی در پارک‌ها نصب کرده و صدای پرندگان بومی نظیر سسک‌ها، چرخ‌ریسک‌ها و بلبل‌ها را که در حال جفت‌یابی و لانه‌سازی‌اند، مداوم پخش می‌کند.» این جمله که توسط آرش حبیبی‌آزاد پرنده‌نگر پیشکسوت بیان شده،‌ نشان‌ می‌دهد مدیران شهری تا چه اندازه با مقوله پرندگان و تنوع‌زیستی ناآشنا هستند. همین عدم اطلاع هم سبب شده است پرنده‌نگری در فضاهای شهری با دوربین دوچشمی پدیده‌ای عجیب باشد و گاه برای پرنده‌نگران مشکلاتی ایجاد کنند. شعار امسال روز جهانی پرندگان مهاجر «فضاهای مشترک: ایجاد شهرها و جوامع دوستدار پرندگان» است. شعاری که بر هم‌زیستی سالم بین انسان و پرندگان تأکید دارد و تلاش می‌کند با افزایش آگاهی‌بخشی،‌ شرایط امن‌تری را برای این گونه‌ها اعم از مهاجر و غیرمهاجر فراهم آورد. شاید با مطالعه مطالب این پرونده از سوی مسئولان شهری،‌ شاهد قطع صدای سسک‌ها‌، چرخ‌ریسک‌ها و بلبل‌ها از بلندگوها باشیم و مزاحمت پرنده‌نگران به‌واسطه داشتن دوربین دوچشمی هم متوقف شود.

مرگ تالاب انزلی، فاجعه برای حاشیه‌نشینان خزر

«در بخشی از تالاب انزلی، آلودگی در حدی است که مرگ و تلفات گروهی گونه‌ها را شاهدیم، این موارد نشان‌دهنده یک فاجعه اقتصادی برای کل حاشیه‌نشینان خزر است.» اینها بخشی از سخنان «علیرضا میرزاجانی»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه گیلان، در شب «تالاب انزلی» است. در این شب سخنرانان از مصائب این تالاب در دهه‌های اخیر گفتند. در کنار بیان این چالش‌ها،‌ «نسیم طواف‌زاده»، فعال محیط‌زیست و مدیرعامل انجمن سبزکاران بالان به نکته مهمی اشاره کرد: «با هم می‌توانیم»، در غیر این‌صورت هر روز زخمی به تالاب می‌زنیم و درنهایت شاهد خشک شدن یا تبدیل شدن آن به تالابی فصلی خواهیم بود.

انقراض ششم و خالی شدن حیات

در قرن‌های اخیر شاهد افزایش شدید جمعیت انسانی و تشدید تأثیرات با منشأ انسانی بر اکوسیستم‌ها و جوامع طبیعی هستیم. همین موضوع سبب شده است نرخ انقراض گونه‌ها تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از نرخ طبیعی انقراض پس‌زمینه باشد. طبق پیش‌بینی‌ها ممکن است این رقم ۱۰ یا ۲۰ برابر دیگر نیز افزایش یابد. اگر این پیش‌بینی‌ها تحقق یابند، نرخ‌های انقراض پیش‌بینی‌شده قطعاً قابل‌مقایسه با نرخ‌های انقراض در دوران‌های انقراض جمعی گذشته خواهند بود.

زمین نفس کم آورده

تخریب زمین ادامه دارد و زمان برای نجات کم است

گردشگری روستایی و عشایری بدون زنان معنا ندارد

«زندگی در شمال یعنی زیستن در طبیعت»،‌ این گفته «مبینا نورمحمدیان»، کارشناس محیط‌زیست و معیشت پایدار مؤسسه «توسعه پایدار و محیط زیست» یا همان «سنستا»، است. او بیش از یک دهه در این مؤسسه بوده و در انواع و اقسام پروژه‌های داخلی و بین‌المللی با موضوع عشایر و بازتوانمندسازی جامعه بومی و محلی حضور داشته است. از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ در این سال‌ها در کدام مناطق کار کرده‌؟ آیا تفاوتی بین کار زنان و مردان در پروژه‌های مرتبط با جامعه محلی وجود دارد و مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها آیا به رسمیت شناخته شده است یا خیر!