بایگانی مطالب برچسب: وزارت میراث
حریم مسجد جهانی عتیق از پاتوق معتادان تا حصر توسعه
نابسامانیها در حریم مسجد عتیق اصفهان که بسیاری آن را «موزه معماری ایران» مینامند، آنقدر ریشه دوانده که اثراتش را میتوان در تخریب تدریجی و عامدانه خانههای ابواسحاقیه، عبور مترو و گودبرداری در گذر کمرزرین و رسیدن رطوبت فاضلاب به دیوارهای این اثر جهانی دنبال کرد. با وجود تمام هشدارهایی که درباره وضعیت این بنا داده میشود، سودای توسعه غیراصولی همچنان به سر مدیران شهری اصفهان است. در هفته پیشرو قرار است جلسه شورای فنی میراث فرهنگی به میزبانی اصفهان برگزار شود. جلسهای که موضوع حریم مسجد جامع و همچنین پرونده ثبت خانههای تاریخی محله ابواسحاقیه از مهمترین موضوعات آن خواهد بود. اما به نظر میرسد به سامان رسیدن وضعیت این محدوده مستلزم تغییر رویه و نگاه در میان مدیران شهری و متولیان میراث فرهنگی است.
جاودانگی کلیسای نوتردام با کمک مایکروسافت
فردای روزی که کلیسای نوتردام در آتش سوخت و بسیاری از مردم جهان را شوکه کرد، نام «اندرو تالون»، تاریخنگار بلژیکی و دانشیار کالج هنر واسار، به زبانها افتاد. او سه سال قبل، با اسکنرهای لیزری یک نسخه دیجیتال کامل و دقیق از نوتردام تهیه کرده بود. نسخهای که دقت آن به پنج میلیمتر میرسید. هدف تالون از تهیه این نسخه دیجیتال یک آزمایش فنی بود، اما نتیجه کارش در بازسازی نوتردام نقش مهمی ایفا کرد. مدل دیجیتالی او به نقشهای ارزشمند برای بازسازی نوتردام تبدیل شد. با کمک این مدل، معماران توانستند طاقها، پل معلق و تزئینات پیچیده را با دقت میلیمتری دوباره طراحی کنند. اندرو یک سال پیش از آتشسوزی نوتردام در ۴۹سالگی از دنیا رفته بود، اما میراث ارزشمند او و شیوه دقیق ثبت دیجیتال یک بنای تاریخی برای دنیا باقی ماند؛ میراثی که میتواند آثار تاریخی را حفظ و جاودانه کند. شش سال بعد از آن آتشسوزی عظیم و هشت ماه پس از پایان پروژه بازسازی نوتردام، خبر رسیده که قرار است کپی دیجیتال این بنا بهشکل سهبعدی و با دقت و جزئیات بیشتر توسط مایکروسافت تهیه و در موزه نوتردام ارائه شود. این پروژه نخستین پروژه کپی دیجیتال یک بنای تاریخی نیست، اما بهگفته مجریان آن جامعترین و کاملترین کپی دیجیتال در نوع خود است. مرور جزئیات منتشرشده از این پروژه این نوید را میدهد که بهرهگیری از فناوری در حیطه میراثفرهنگی قرار است آیندهای متفاوت برای آثار تاریخی رقم بزند، آیندهای که در آن میراث گذشتگان با تمام جزئیات جاودانه میشوند. اما اینکه شانس جاودانگی نصیب کدامیک از آثار ارزشمند تاریخی جهان میشود، موضوعی است که پیششرطهای فراوانی دارد که مهمترین آن اراده دولتها و نگاه آنها به مقوله میراثفرهنگی است.
تعطیلات طبقاتی تابستانی
پیشنهاد تعطیلات یکهفتهای در تابستان، در شرایطی مطرح شده که بخش بزرگی از جامعه با بسیاری از مشکلات پساجنگی دستوپنجه نرم میکنند. برخی از کارشناسان بر این باورند این تصمیم، بیش از آنکه به نشاط عمومی بینجامد، شکافهای اجتماعی را پررنگتر میکند و پوششی برای مشکلات دولت در مواجهه با بحرانهای جدیتر این سرزمین است. درحالیکه آمار مستند و دقیقی از فواید تعطیلی یکم مرداد (چهارشنبه هفته گذشته) در دست نیست، وزیر میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری از تعطیلات یکهفتهای در تابستان خبر داده است. لوایح و طرحهای دولت پس از جنگ، گواه تصمیمات غیرکارشناسی مشاوران رئیسجمهور است. هماکنون تعطیلات طبقاتی برگ دیگری از اقدامات دولت وفاق برای برونرفت جامعه از ناامیدی است! ایده تعطیلات تابستانی، بهنظر اقدامی پوپولیستی برای بازگرداندن نشاط اجتماعی به جامعهای است که درگیر اموری چون تأمین آب و برق است. این طرح مصداق بارز ضربالمثل «آفتابه و لگن هفت دست، نهار و شام هیچی» در شرایط فعلی ایران است. مسئله مهمتر اینکه بسیاری از شهرهای مقصد گردشگری خود با چالش بیآبی و بیبرقی روبهرو هستند؛ چنانکه برخی استانها همچون فارس، اصفهان و… دچار چالشهای جدی بیآبی هستند و ممکن است با افزایش گردشگران چالشهایشان عمیقتر شود.
سفر بدون مرز برای همه معلولان
|پیام ما| موانع فیزیکی، کمبود امکانات و زیرساختهای مناسب، گردشگری و سفر را برای بسیاری از افراد دارای معلولیت به یک چالش بزرگ تبدیل میکند. درباره این چالشها در سالهای اخیر زیاد گفته و نوشته شده، اما نهتنها همچنان در بر همان پاشنه میچرخد، بلکه این مشکلات فقط محدود به مسیرهای ناهموار یا نبود آسانسور نیست؛ نگرشهای جامعه و ضعف در زیرساختهای گردشگری دسترسپذیر نیز سد راهی است که باید شکسته شود تا گردشگری حق همه باشد، نه یک امتیاز ویژه. «بهروز مروتی»، فعال حقوق معلولان، به «پیام ما» از چالشهای موجود در مسیر گردشگری و سفر برای این گروه اقلیت میگوید. در این میان گروههایی هم هستند که تلاش میکنند این مسیر را برای افراد دارای معلولیت هموارتر کنند.
پروازهای لغوشده، مطالبات بلاتکلیف
|پیام ما| میگوید قرار بوده برای دیدن فرزندانش که در اروپا تحصیل میکنند، چند روزی سفر کند، بلیت و ویزا هم گرفته بوده که جنگ شده، حالا او مانده و ویزای آلمان و بلیتی که تکلیفش مشخص نیست. پیگیریهایش هم به جایی نرسیده. یک نفر دیگر منتظر است تا هزینه پرواز لغوشدهاش را پس بگیرد تا زمینی به ترکیه برود، چون سفر کاری داشته و جنگ پابندش کرده و تا بیست روز دلش آشوب بوده که روند کارش چه میشود. کافی است در شبکههای اجتماعی و دوستان و اطرافیان موضوع لغو پروازها را مطرح کنید تا با تجربیات متعدد افراد در این مورد روبهرو شوید؛ کسانی که بسته شدن بیستروزه آسمان ایران بهنوعی خسارت مالی و روحی به آنها وارد کرده. حالا سازمان هواپیمایی اعلام کرده که تمامی خسارات به افراد عودت داده میشود، اما این پروسه آنقدر زمانبر شده که طاقت بسیاری از مسافران را طاق کرده. پلتفرمهای فروش بلیت توضیحات خود را دارند و میگویند بخشی از خسارات مسترد شده و برخی در پروسه استرداد است. دفاتر خدمات مسافرتی مسافران را به ایرلاینها ارجاع میدهند و سازمان هواپیمایی اعلام کرده «هزینه حدود ۸۰۰ هزار بلیت به مردم مسترد شده و بهای حدود ۳۹ هزار بلیت نیز باقی مانده.» از طرفی بخشی از مطالبات مردم مربوط به هتلها و ایرلاینهای خارجی است که حاضر به استرداد مبلغ نیستند. در چنین شرایط پیچیدهای همچنان موضوع بدهی مردم از بخش گردشگری کشور، چالشی است که بخش زیادی از مسافران با آن مواجهاند و از سویی میتواند موجب سلب اعتماد مردم به بخشهایی از این ساختار شود.
چرخ گردشگری دیگر نمیچرخد
|پیام ما| گردشگری در بحرانها همواره نخستین بخشی است که در معرض آسیب قرار میگیرد و آخرین بخشی که احیا میشود و به چرخه فعالیت بازمیگردد. این قاعدهای جهانی است و بسیاری از فعالان این صنعت در کشورهای مختلف همواره آن را «صنعتی ترسو» میدانند که با کمترین تغییرات بیشترین آسیبها را تجربه میکند. با توجه به این قاعده جهانی، گردشگری در ایران که حدود شش سال است بهطور مستمر با انواع بحرانهای داخلی و خارجی و بینالمللی مواجه بوده، نمیتواند شرایط مناسبی داشته باشد. حال به تمام این بحرانها مدیریت غیرتخصصی و نبود حمایتهای لازم از فعالان این بخش را هم که اضافه کنیم، گردشگری ایران همین که تا امروز دوام آورده و ایستاده، مدیون فعالان و دغدغهمندانی است که از دل تمام بحرانها کورسوی امیدی جسته و به آن امید بستهاند تا گردشگری را در کشوری کهن با ظرفیتهای قابلتوجه، زنده نگهدارند. جنگ ۱۲روزه اما ضربه مهلکی به این بخش وارد کرد. از لغو پروازها تا بروز ناامنی و در کنار تمام آنها، شروع بازداشت گردشگران در شهرهای مختلف، تعطیلی سفارتخانهها و هشدار به شهروندان کشورهای مختلف برای سفر به ایران، همه دستبهدست هم داد تا گردشگری باز هم تن به رکودی اجباری و آسیبهای اقتصادی قابلتوجه بدهد. آمار رسمی و منسجمی از میزان آسیب جنگ به این بخش در دست نیست، اما آمارهای جسته و گریخته از سوی برخی منابع اعلام شده که نشان میدهد خسارات جبرانناپذیری هم به سرمایه اقتصادی و هم به سرمایه انسانی این بخش وارد شده است.
نقشه راهی برای نجات میراث در بحران
|پیام ما| از دولت نهم و دهم، میراثفرهنگی ایران با آسیبهای ساختاری جدی روبهرو شد و تبعات برخی از آن آسیبها تا امروز هم در این حوزه قابللمس است. یکی از مهمترین این آسیبها نادیدهگرفتن توانایی و ضرورت حضور بدنه کارشناسی در ساختار میراثفرهنگی کشور بود که از دولت نهم آغاز شد و تا سالها ادامه پیدا کرد. آسیب این نگاه همچنان در بخشهایی از این ساختار مشاهده میشود. با اینهمه در طول سالها و در بزنگاههای مختلف، کارشناسان این حوزه دغدغهمندانه برای حفظ میراثفرهنگی ایران تلاش کردند. نمونه اخیر آن، اقدامی است که توسط برخی کارشناسان بهشکل خودجوش در روزهای پرالتهاب جنگ اخیر صورت گرفت. همزمان با روشن شدن آتش جنگ برخی مرمتگران و باستانشناسان در نامهای اعلام کردند که آمادگی دارند تا در کنار کارکنان موزههای کشور برای حفظ میراثفرهنگی ایران حضور داشته باشند. درعینحال، برخی نیز در قالب یک گروه در شبکههای اجتماعی به آگاهیبخشی و گردآوری دانش حفاظت در شرایط بحران در قالب یک بولتن روی آوردند و نسبت به اصول حفاظت و استانداردهای موجود بینالمللی اطلاعرسانی کردند. با «مهدی رازانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که ایده تشکیل این گروه را ارائه کرد و با استقبال بدنه کارشناسی میراثفرهنگی روبهرو شد، گفتوگوی کوتاهی داشتیم درباره این اقدام و ضرورت توجه به میراثفرهنگی در شرایط بحران. او میگوید تشکیل این گروه و گردهمآمدن متخصصان و دغدغهمندان حوزه میراثفرهنگی در روزهای ملتهب جنگ با استقبال خوبی مواجه شد و تأکید دارد تدوین یک سیاست کلان برای «حفاظت میراث در موقعیتهای اضطراری» بسیار ضروری است.
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
