بایگانی مطالب برچسب: وزارت میراث
هتلها از دیوار تاریخ بالا میروند
|پیام ما| ساخت هتل با هدف توسعه گردشگری یکی از اهداف و تکالیفی است که در برنامه هفتم توسعه مورد توجه قانونگذار بوده و وزیر میراثفرهنگی هم بارها بر آن تأکید کرده است. اینکه وضعیت هتلها، ضریب اشغال آنها و کیفیت خدماتشان در چه سطحی است، از مباحث مورد تأکید در گردشگری است؛ اما تجربه دو دهه اخیر نشان داده هتلها گاهی تبدیل به یک تهدید میشوند. بارها ساخت هتلها در شهرهای تاریخی بدون توجه به ضوابط عرصه و حریم آثار تاریخی منجر به بروز چالشهای جدی شده است و جنجالیترین آن «هتل آسمان» شیراز است که نزدیک به دو دهه از عمر قد کشیدنش در حریم ارگ تاریخی شیراز میگذرد و همچنان یکی از عواملی است که مانع از تکمیل پرونده ثبت جهانی این اثر شده است. در «چهارباغ عباسی» اصفهان و «مقبره نادرشاه» در مشهد هم در سالهای گذشته تجربههای مشابهی وجود داشت که ساخت هتل در حریم آثار تاریخی مسئلهساز شد. موضوعی که نهتنها تقابل توسعه را با میراثفرهنگی یادآوری میکند، که گاهی مماشات مدیران میراثفرهنگی را در حفاظت از آثار تاریخی به قیمت توسعه گردشگری، به رخ میکشد.
کنسرت بهمثابه میدان جنگ
هنوز حواشی لغو برگزاری کنسرت «همایون شجریان» تمام نشده که پنجشنبه (سوم مهرماه) خبر لغو کنسرت «سیروان خسروی» و «ایهام» در کاخ نیاوران حاشیهساز شد. «دیگر توان جنگیدن نداریم» جملهای بود که سیروان خسروی در اجرای پایانی خود گفت و اعلام کرد اجراها با فشار «وزارت میراثفرهنگی» لغو شده است. «پیام ما» در پیگیریهای خود از وزارت میراثفرهنگی و معاونت فرهنگی کاخ نیاوران به نتیجه نرسید؛ اما دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد با انتشار اطلاعیهای، دلیل را «اعتراض اهالی نیاوران» عنوان کرد. دلایلی که بهنظر میرسد در شرایطی که مردم به فضاهای شاد نیاز دارند، برگزاری کنسرتها را تبدیل به یک چالش پیچیده کرده است. اگرچه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی چالشی است که مسئولان میراثفرهنگی تا کنون نتوانستند برای با اعلام دستورالعملی از پس آن برآیند اما مسئله اینجاست که در اظهارنظرهای شده کسی داد بناهای تاریخی را نمیستاند و آسایش همسایهها گویا مسئله اصلی است.
اعلامیه فوت قناتی زنده
«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئتامنای قنات و بهرهبرداران محلی در جلسهای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاریاش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگهای نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب میکند. با لوله پولیکایی که از قنات بهسمت زمینهای کشاورزی کشیدند، مزرعههایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه میشود؟
سدِ پرهزینه
|پیام ما| ساخت سد فینسک که اردیبهشتماه سال ۱۴۰۱ با مخالفت جدی فعالان محیطزیست، میراثفرهنگی و مردم محلی متوقف شده بود، حالا با تصویر جدیدی روبهرو است، از سد ساختهنشده لولهکشی شروع شده، آنهم در منطقه حفاظتشده پرور. این اتفاق بهگفته «حنیفرضا گلزار»، فعال محیطزیست مازندران، تلاشی است برای فشار بر دولت تا بعد از پایان لولهگذاری مجوز برای ساخت سد و آبگیری آن شروع شود. آنهم در شرایطی که گزارشهای بسیاری در سالهای اخیر ساخت این سد را هم برای محیطزیست و هم برای آثار باستانی مضر دانستهاند. گفته میشود با ساخت این سد سه روستا زیر آب میرود و در ادامه بیآبی گریبان شالیزارها و روستاهای مازندران در پاییندست را خواهد گرفت.
رؤیای گردشگری سلامت بدون آمارهای واقعی
درحالیکه برنامه هفتم توسعه، بر درآمد شش میلیارد یورویی حاصل از گردشگری سلامت تأکید دارد، معاونین دو وزارت بهداشت و میراثفرهنگی از نبود آمار دقیق گردشگران سلامت خبر دادند. این بدین معنی است که هنوز میزان درآمد حاصل از گردشگری سلامت مشخص نیست.
خانه آرزوها فروخته میشود
|پیام ما| «اینجا فقط یه مجموعه نیست؛ اینجا خونه خاطرهها و آرزوهامونه.» این بخشی از یک آگهی است. آگهی فروش یک اقامتگاه بومگردی در روستای غرقاب گلپایگان، اقامتگاه «تیمره» برای بسیاری از اهالی سفر نام آشنایی است. در روزهای جنگ «تیمره» نخستین اقامتگاهی بود که اعلام کرد حاضر است بهصورت رایگان میزبان کسانی باشد که میخواهند مدتی در جایی امن اقامت داشته باشند. حالا اما این اقامتگاه در آستانه تعطیلی است و «رسول مجیدی» آگهی فروش آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و نوشته است: «تیمره، تکهای از قلبمونه که حالا بهخاطر شرایط سخت اقتصادی و نبود هیچ حمایت دولتی، مجبوریم ازش دل بکنیم.» فروش اقامتگاه بومگردی و تعطیلی بسیاری از بخشهای مرتبط با گردشگری به روشنی نشاندهنده شرایط سخت فعالان گردشگری است. شرایطی که گویی برخی مدیران ارشد این حوزه بهجای تلاش برای تغییر و بهبود آن، چشم بر آن بستهاند و تصویر دیگری از وضعیت گردشگری ایران در ذهن دارند، تصویری که اختلافی معنادار با حقیقت جاری در این بخش دارد.
رطوبت، بلای جان میراث فرشچیان
|پیام ما| سال ۱۳۸۰ افتتاح موزه استاد فرشچیان در مجموعه تاریخی سعدآباد با استقبال عمومی بسیاری روبهرو شد. موزه در یکی از بناهای قاجاری مجموعه برپا شده بود؛ بنایی با تمام شاخصههای معماری اواخر قاجار در کنار رودخانه دربند. آن روزها گفته میشد افتتاح موزه با حضور هنرمند، اتفاق نادری در زمانه ماست که عادت داریم هنرمندان را پس از درگذشتشان ارج نهیم. فرشچیان در تمام این سالها هر بار که فرصتی داشت و به ایران سفر میکرد، در موزه حضور پیدا میکرد و با بازدیدکنندگان ملاقات داشت. در مقاطعی مراسم رونمایی از آخرین اثرش در موزه برگزار میشد و او در تمام آن روزها در موزهای که با نام او متعلق به مردم بود، حضور داشت. حالا ۲۴ سال از افتتاح موزه او گذشته است. شنبه خبر درگذشت «محمود فرشچیان» تیتر رسانهها شد. حالا موزه دیگر شاهد حضورش نخواهد بود. میراث او اما در مجموعه سعدآباد روایتگر نگاه و خلاقیت او در نگارگری ایرانی است. میراثی که برخی کارشناسان نسبت به حفاظت و نگهداری آن نقدهایی را وارد میدانند و نسبت به وضعیت آن ابراز نگرانی میکنند. رطوبت بالا و اختلاف دما در بنایی که شرایط مطلوب حفاظتی برای آثاری به ظرافت نگارگری را ندارد، بهمرور منجر به آسیبهای جدی به آثار میشود. امروز این درخواست وجود دارد که بازنگری جدی و اصولی در حفاظت از میراث ماندگار فرشچیان در مجموعه سعدآباد صورت گیرد.
صنایع دستی در برنامه حاضر است در میدان نه!
باگذشت نزدیک به یک سال از فعالیت دولت چهاردهم، حوزه صنایعدستی کشور هنوز با پرسشهایی بنیادین مواجه است: سهم واقعی این حوزه در برنامهریزیهای کلان کجاست؟ چه نسبتی میان سیاستهای رسمی و زیست هنرمندان در میدان وجود دارد؟ آیا از مرحله شعارهای حمایتی عبور کردهایم یا هنوز در دام تصدیگری دولتی و کلیگویی گرفتار ماندهایم؟ «مریم جلالی» معاون صنایعدستی کشور در گفتوگو با «پیام ما» از چهار ابرپروژه تحولی سخن میگوید؛ پروژههایی که قرار است مسیر «معاصرسازی»، «حکمرانی دادهمحور»، «خصوصیسازی واقعی» و «صادراتمحور شدن» صنایعدستی را هموار کنند. بااینحال، آنچه در میدان دیده میشود، همچنان ناهمگونی در سیاستگذاری، ضعف در زیرساخت داده، فقدان نظامنامه حمایت شفاف، و مهمتر از همه، تکرار انتزاعی مفاهیمی است که تاکنون منجر به بهبود وضعیت هنرمندان نشدهاند. جلالی همچنین به سند پنجساله صنایعدستی، تلاش برای تثبیت جایگاه این حوزه در برنامه هفتم توسعه، و نیز پیوند صنایعدستی با اقتصاد خلاق اشاره میکند؛ اما سؤالی که همچنان باقی است، این است که: این اسناد و راهبردها تا چه اندازه قابلیت اجرا دارند و چگونه میتوانند به نجات صنایعی که نفسشان به شماره افتاده کمک کنند؟ آیا نظام سیاستگذاری صنایعدستی در ایران، واقعاً در حال گذار از نگاه نمایشی و رویدادمحور به یک حکمرانی مشارکتی و مسئلهمحور است؟ آیا صدای هنرمندان از حاشیه به متن تصمیمسازی راه یافته است؟ و آیا میتوان به ایجاد زنجیره ارزش پایدار در این حوزه امید بست؟ اینها پرسشهایی است که تلاش کردهایم در گفتوگو با معاون صنایعدستی، پاسخی برای آنها بیابیم.
