بایگانی مطالب برچسب: موزه ملی ایران
درود بر جهان عرب!
بزرگترین موزه جهان موازنه شرق و غرب را بر هم زد
فراعنه باستان در مسیر توسعه پایدار
مصریها با افتتاح موزه بزرگ مصر در اولین روز نوامبر ۲۰۲۵ شکوه تمدن خود را به رخ دنیا کشیدند. مصر پس از عبور از بحرانهای متعدد در سالهای اخیر، در تلاش است دوباره پای گردشگران را به شهرهایش باز کند و شکوه تمدنی کهن را به جهان یادآوری کند. آنهم با کمک موزهای با ویژگیهای منحصربهفرد از جمله آثار باستانی ارزشمندی که برخی را از سراسر جهان با پیگیریهای متعدد حقوقی به مصر بازگردانده تا این موزه، بزرگترین موزه باستانشناسی جهان شود؛ با بنایی که الهام گرفته از اهرام مصر است و سال گذشته موفق به دریافت جایزه Prix Versailles 2024 بهعنوان یکی از زیباترین موزههای جهان از سوی یونسکو شده و با مساحتی ۵۰۰ هزار مترمربعی که دو برابر موزه لوور فرانسه و دو و نیم برابر موزه بریتانیاست و آثار یک تمدن کهن را به نمایش گذاشته. اما اینها تنها وجوه تمایز این موزه نیستند، مصریها با همکاری ژاپن در این موزه توجه ویژهای به فناوریهای روز و الزامات محیطزیستی داشتند. موزه بزرگ مصر تمام معیارهایی را که یک موزه ایدئال در جهان امروز میتواند مورد توجه قرار دهد، در طراحی، نمایش آثار، حفاظت و تجربه بازدیدکننده در نظر گرفته است.
کوروش؛ چهرهای میان تاریخ و سیاست
فناوری در خدمت تابآوری میراثفرهنگی در برابر بحرانها
بازگشت جام هخامنشی
بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالشهای بیشمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمیگردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمیگردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینیشده (مولاژ) میشد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقابهای سیمین ساسانی و چینیهای آبی و سفید میشدند. مسئله اما اینجا بود که همزمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست به دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم میزد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفتوگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما بهعنوان یک روزنامهنگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبهها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.
ویترینهای ناامن، حافظان خائن
|پیام ما| در هفته گذشته، سرقت از موزههای قاهره و تاریخ طبیعی پاریس، بار دیگر زنگ خطر حفاظت از موزهها و آثار فرهنگی را به صدا درآورد. یکی از این دو مورد اما، برای ایرانیان تداعیکننده سرقتی قدیمی است که هنوز هم زخم آن باز است. اگرچه این دو سرقت از نظر ارزش و زمینه با یکدیگر تفاوت دارند، اما شباهتهایشان در نوع اجرا و سرنوشت آثار، قابلتأمل است. سرقت یک دستبند طلای باستانی از موزه قاهره و ذوبکردن آن، بیشباهت به ماجرای کتیبه زرین هخامنشی نیست که سالها پیش توسط یکی از کارکنان موزه ایران باستان ربوده شد؛ اثری که گفته شد برای خرید یک پیکان ذوب شده، اما سرنوشت واقعیاش هنوز در ابهام است.
«شاپور» تختجمشید
|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت میکردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر میشد و حق کاوش در تختجمشید و دیگر محوطههای باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندینساله را تغییر داد. او نخستین ایرانیای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایرانشناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نهتنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را بهگونهای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سالهای عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
هنر زندگی در عصر پارینهسنگی
نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانههایی بهجا گذاشت؛ گویی میخواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانهها و پیامهایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچیای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان میدهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را میگویند و ابزارهایی که در خود نشانههایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کردهاند. غارهای پارینهسنگی خرمآباد از همین جنساند؛ پر از رمزوراز، پر از داستانهایی که از پسِ قرون سر برآوردهاند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعتزده ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان میبرند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامیخواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرمآباد و قدمت این سرزمین است.
