بایگانی مطالب برچسب: محوطههای تاریخی
میراث را به یونجه فروختند
اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطههای باستانی آذربایجانغربی؛ جایی که گمان میرود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکاندهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشتوکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطهای که کشفیات آن جامعه باستانشناسی را به سرنخهای دنیای کهن متصل میکند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیریهای «پیام ما» اما به نتایج عجیبتری هم میرسد؛ مدیران میراثفرهنگی شهرستانها، خودشان اجازه کشاورزی را دادهاند! بررسیهای بعدی گویای آن است که اجاره دادن زمینهای عرصه و حریم محوطههای باستانی که به تملک وزارت میراثفرهنگی درآمدهاند، در استان آذربایجانغربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراثفرهنگی این استان، به آن وجهه حفاظتی و قانونی میدهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراثفرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار میداند و مدیرکل میراثفرهنگی استان آن را تکذیب میکند، این رویه اما روی عرصه تپههای باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موتآباد» دیده میشود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراثفرهنگی شهرستانها از کشاورزان اجارهبها میگیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمیرسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراثفرهنگی نظارت نشده و هیچ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطههای باستانی نشده است؟
درآمد پایگاهها و موزهها کجاست؟
|پیام ما| دیروز یکی از اعضای کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتوگو با فارس از ارسال پرونده تخلفات وزارت میراثفرهنگی به دادسرای دیوان محاسبات کشور خبر داد. بهگفته «فتحالله توسلی»، نماینده بهار و کبودرآهنگ در مجلس، این وزارتخانه در یک سال گذشته و پس از ابلاغ قانون برنامه هفتم توسعه، درآمدهای پایگاهها و موزههای تحت نظارت خود را به حساب خزانه کل کشور واریز نکرده است. درحالیکه براساس قانون برنامه هفتم، ملزم به واریز صد درصد این درآمدها به حساب خزانه است تا بعد از انجام تشریفات این درآمدها در همان پایگاه و موزه هزینه شود. این مسئله در سالهای اخیر منجر به بروز چالشهایی بهویژه برای پایگاههای میراثفرهنگی شده است، چراکه به درآمدهای پایگاه که باید صرف حفاظت و مرمت و پروژههای مطالعاتی شود، دسترسی ندارند و براساس رویه ایجادشده در نهضت تفویض اختیار، درآمد پایگاهها در اختیار مدیران کل استانها قرار میگیرد و آنها به صلاحدید و براساس اولویتهای موجود آن را هزینه میکنند. با اینکه قائممقام وزیر میراثفرهنگی بارها قول اجرای این قانون را داده، هنوز این موضوع پا را از حریم وعدهها فراتر نگذاشته است.
آشفتگی خواب ۸ هزارساله مردگان سیلک
|پیام ما| «سیلک» را بیشک بسیاری از ایرانیان و خارجیانی که به کاشان سفر کردهاند، دیدهاند؛ چرا که یکی از مهمترین محوطهها و جاذبههای گردشگری باستانی ایران است. این محوطه اگرچه رازهای مگویی از ۸ هزارسال پیش تا امروز در دل خود دارد اما سالهاست که گسترش شهر و افزایش ساختوسازها و تغییر کاربریها حریم آن را در خطر قرار داده است. در چند سال گذشته رونق اقتصاد گردشگری کاشان در اطراف این محوطه که بیشک مدیون آن است، به قدری افزایش پیدا کرد که بسیاری از مالکان خواستار مطالبات جدیدی برای ساختوساز شدند. بهمن سال ۱۴۰۳ بود که رضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی صدای این مطالبات را شنید اما از آنجاییکه حفظ حریم این محوطه در حیطه حکمرانی به معنای صیانت از هویت ملی همه مردم ایران است، قرار شد تا با همکاری وزارت راه و شهرسازی به مالکان و صاحب زمینها و باغهای اطراف زمین معوض داده و زمینهای اطراف آزاد و حریم این محوطه حفظ شود. با این وجود چندی پیش بار دیگر بحث کوچکسازی حریم پیش کشیده شد با یک مطالبه مشخص: وزارت راه تا امروز به وعدههای خود در دادن زمینهای معوض عمل نکرده، بنابراین باید حریم کوچک شود. سرانجام سهشنبه (۱۵ مرداد) بار دیگر نشستی برگزار شد تا در این زمینه تصمیمگیری شود و همین امر بار دیگر خواب آرام مردگان این محوطه و دوستداران میراثفرهنگی ایران را آشفته کرد. هر چند که درنهایت مدیر پایگاه سیلک، به «پیام ما» این نوید را داد که همچنان به شرط همراهی وزارت راه برای اعطای زمین معوض به تمامی مالکان زمینهای حریم سیلک این کوچکسازی منتفی شده است. اما این تهدید مثل شمشیر داموکلس، همچنان برای حریم سیلک به قوت خود باقی است. از طرفی تصمیمی که در جلسه شورای فنی گرفته شده، مربوط به زمینهای تعاونی مسکن دارایی است که تنها شامل ۵ هکتار از زمینهای حریم سیلک است و هنوز تکلیف مابقی زمینها مشخص نشده است.
میراثفرهنگی قلمروی بیدفاع
|پیام ما| روزهای ابتدای حمله اسرائیل به ایران بود که خبر حمله به منطقهای در نزدیکی تاقبستان کرمانشاه منتشر شد. این خبر وقتی کنار این پیشزمینه ذهنی که پایگاههای نظامی متعدد در نزدیکی این اثر ارزشمند قرار دارند، قرار میگرفت، نگرانی را تشدید میکرد. تاقبستان از خطر جنگ در امان ماند، بسیاری از محوطههای باستانی دیگر هم، اما این نگرانی که این آثار در معرض تهدید قرار دارند همچنان به قوت خود باقی است. شیوه حفاظت از محوطهها و آثار تاریخی و باستانی که در فضای باز و وسیع قرار دارند، با توجه به گستردگی آثار در ایران، همواره محل بحث بوده است. در هشتاد و دومین نشست ایکوم هم این موضوع محور بحث کارشناسان بود. کارشناسانی که معتقد بودند آموزش و ثبت و مستندسازی ضروریترین اقداماتی است که باید برای حفاظت از این آثار صورت گیرد. آنها بر مسئله صلح تأکید کردند؛ بهترین راه حفاظت از میراثفرهنگی پیش از تمام پروتکلها و دستورالعملها، این است که جنگی شکل نگیرد و کشورها از جنگهای ویرانگر تاریخ عبرت بگیرند و آتشافروزان جنگ نباشند. در کنار این دیدگاه، مواردی نیز درباره حفاظت از محوطههای تاریخی و باستانی در این نشست مطرح شد.
غارهای پارینهسنگی آغل گوسفندان شده بودند
«محوطه پیشازتاریخ (پارینهسنگی) دره خرمآباد» بهعنوان بیستونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسانهای نئاندرتال و دورههای مختلف پیشازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای دادهاند. این محوطه بهعنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سالهای گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راهآهن» هم حضور داشت.
از جان انسانها و میراثفرهنگی دفاع کنیم
ایران، در کمتر از نیمقرن، برای دومینبار خود را درگیر جنگی تمامعیار میبیند. جنگها تنها جان انسانها، امنیت، آینده و زیرساختهای حیاتی را هدف نمیگیرند، بلکه زیرساختهای فرهنگی و میراثفرهنگی نیز در معرض خطر در آتش جنگ قرار دارند. همین است که کنوانسیونهای متعدد برای حفظ زیرساختهای فرهنگی در جنگها شکل گرفته است؛ گنجینهای که هویت، تاریخ و حافظه جمعی این سرزمین را در دل خود نگه داشته. در جنگ ایران و عراق، زمانی که آتش جنگ شهرها و موزهها را به یک اندازه درگیر کرده بود، تجربهای ارزشمند در حفاظت از میراثفرهنگی ایران رقم خورد. هر چند در همان روزها هم آثار بسیاری قربانی توحش دشمن و پایبند نبودنش به تعهدات بینالمللی شد، اما درعینحال اقدامات دلسوزانه مانع از آن شد که آثار ارزشمند ایران بیش از آن آسیب ببینند. امروز که دوباره آتش جنگ زبانه کشیده، میتوان از آن تجربهها آموخت و از هر آنچه ریشههای ما را تعریف میکنند، دفاع و حفاظت کرد.
انفجار حوالی تاقبستان
اینبار یکی از موشکهای رژیم صهیونیستی، در نزدیکی یکی از مهمترین محوطههای تاریخی کشور زمین را شکافت. در ادامه حملات رژیم صهیونیستی به ایران، صبح یکشنبه (۲۵ خرداد)، در سومین روز درگیری، موشکی در سه کیلومتری تاقبستان فرود آمد؛ حملهای که نهفقط جان انسانها که میراث بشری را نیز در معرض تهدید قرار داد. این نخستینبار نیست که موشکها به محوطههای تاریخی نزدیک میشوند؛ اما شاید از معدود دفعاتی است که تاقبستان اینچنین آشکار در تیررس دشمن قرار میگیرد.
نگهبانی از میراث در زمان جنگ
ایران چند روز است که چشم روی هم نگذاشته، صداهای مکرر آسمانش را فتح کرده و خواب را از چشم این سرزمین گرفته است. نگرانی، دیگر پنهانکردنی نیست. نگرانی از فردای این سرزمین؛ سرزمینی که قرار است بماند و این روزها را روایت کند برای فرزندانش. ایران ما ملتهب است و در میان این التهاب بخشی از جامعه در کنار تمام دلنگرانیهایشان وظیفه دیگری هم دارند و آن حفظ میراث و فرهنگ ایرانزمین است. میراثی که از دل حوادث عبور کرده و مانده تا به امروز ما برسد و وظیفه ماست تا آن را برای آیندگان حفظ کنیم. اما در میان این هیاهو چطور باید حافظ این میراث بود؟ پیشازاین، پاسخ این سؤال در دنیا داده شده است. دنیایی که جنگ بخشی جدانشدنی از آن است، به حفظ مواریث سرزمینها فکر کرده و برایش راهکارهایی پیدا کرده است. از جنگ جهانی دوم تا جنگ اخیر اوکراین، بودند و هستند کسانی که زیر آتش و خون وظیفه والاتری برای خود تعریف کردند و آن حفظ نشانههای تمدنی برای نسلهای بعدی است. در کنوانسیونهای متعدد بینالمللی بارها به موضوع مصون ماندن مراکز فرهنگی و تاریخی از آتش جنگ اشاره شده است. هرچند برای جنگافروزانی که مرزی برای جنون نمیشناسند و بیمارستان و مدرسه را زیر آتش میگیرند، حمله نکردن به مراکز فرهنگی و تخریب میراث تاریخی محلی از اعراب ندارد. بااینحال، پروتکلهایی برای مواجهه با آثار تاریخی و فرهنگی در رویاروییهای نظامی تدوین شده است و کشورهای بسیاری آن را پذیرفتهاند.
