بایگانی مطالب برچسب: فرونشست
نیازهای روبهافزایش آب آشامیدنی
دورنمای حلوفصل کمبود مزمن آب در خاورمیانه
ریزگردها را عادیسازی نکنید
درد بیعلاج «زایندهرود»
براساس آخرین آمار و طبق تابلوی منابع و مصارف دولت از حوضه زایندهرود معادل یکهزار و ۹۷۶ میلیون مترمکعب برداشت میکند. وزارت نیرو اعلام کرده است با هدف تأمین آب صنایع در این حوضه آبریز، حفظ محیطزیست استان، احیای زایندهرود و گاوخونی و جلوگیری از فرونشست بیشتر زمین، با انتقال آب دریای عمان در فاز نخست امکان انتقال ۷۰ میلیون مترمکعب آب را فراهم کرده است؛ عددی کمتر از «یکسیام» برداشت فعلی. کارشناسان هشدار میدهند که نهتنها این حجم آبی نمکزدایی شده -که اتفاقاً بسیار گران هم استحصال میشود- کمکی به محیطزیست و زایندهرود نخواهد کرد، بلکه ممکن است با گسترش بیشتر صنایع و جمعیتپذیری بهواسطه اشتغال، مشکلات محیطزیست نیز تشدید شود. کارشناسان بخش آب، فقط کاهش برداشت قابلتوجه از این حوضه را علاج میدانند. آنان معتقدند همین ۷۰ میلیون مترمکعب آب، در بخش کشاورزی جایگزین خواهد شد، نه حقابه محیطزیستی.
تاوان زمین تشنه
|پیام ما| با فرونشستن زمینِ زیر پای میلیونها نفر در کشور، موجی از هشدارها از درون و بیرون کشور بهپا خواسته است. در هفتههای اخیر، سه رسانه معتبر ایتالیایی به بررسی ابعاد بحران فرونشست در تهران و البته سراسر ایران پرداختند؛ پدیدهای نگرانکننده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ نه در خیابانهای فرورفته تهران، نه در نگاه رسانههای جهانی. بحران تا حدی گسترش یافته است که بهگفته یکی از کارشناسان ایرانی مرکز علوم زمین پوتسدام، «دیگر قابلحل نیست»، مگر با تغییر الگوی توسعه و طراحی مدلی ۵۰ساله در راستای پایداری. در ادامه به محتوای سه گزارش مورد بحث در «Renewable Matter» مجلهای تخصصی در حوزه اقتصاد چرخشی و نوآوریهای پایدار، «لیبرو تکنولوژیا» مجله آنلاین فناوری و همینطور روزنامه آنلاین «ایل پست» میپردازیم که فرونشست زمین در ایران را فراتر از فاجعهای محیطزیستی، نشانهای از بحرانی عمیقتر میدانند که باید فوراً برای مقابله با آن وارد عمل شد.
خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد
|پیام ما| «کشاورزی و دامپروری گسترده و تداوم کشت برنج و ذرت، برداشت آب از منابع زیرزمینی به میزان بسیار زیاد موجب فرونشستهایی در فاصله ۱۰ متری نقشرستم و ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری تختجمشید شده است که بهصورت شکافهای عظیم قابلمشاهده هستند.» این سخنان «مهدی زارع» که در نشست تخصصی «بررسی تأثیر تغییراقلیم بر میراث فرهنگی» مطرح شده است، خبر تازهای نیست. بیتوجهی مسئولان نسبت به این سخنان نیز تازگی ندارد. وضعیت فرونشست در دشت مرودشت سالهاست مرز بحران را گذرانده، اما هنوز چاههای غیرمجاز و کشاورزی بیضابطه در این دشت، جان مرودشت را میمکد و آن را از درون تهی میکند. این روند نهتنها منجر به مرگ این دشت حاصلخیز میشود و بهگفته زارع: «بر تحریک گسلهای فعال تأثیرگذار است»، بلکه تمام نشانههای تمدنی بینظیر آن را برای همیشه از بین خواهد برد.
فرصت کوتاه برای نجات پایتخت از فرونشست
«فرونشست» در تهران شبیه هیولایی در حال پوستاندازی است که چهره عوض میکند. اینبار رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی میگوید هندسه جدیدی از فرونشست زمین در منطقه ۱۸ تهران به وسعت ۵۵ هکتار در تصاویر ماهوارهای دیده شده است که خطر ریزش و تخریب مستحدثات و ساختمانها را افزایش میدهد. شکلی از فرونشست موسوم به «هالهای» که تا دو سال گذشته در تهران دیده نشده بود. بهنظر میرسد اصلیترین دلیل این رخداد که میتواند پیامدهای جدی بههمراه داشته باشد، برداشت بیشازحد آب از چاههای موجود و یا حفر چاههای جدید است. متهم توسعه چاهها در شهر تهران همیشه دو بخش بوده است: یکی تأمین آب شرب و دیگری فضای سبز تهران. محدودیتهای اجتماعی قابلملاحظهای در بخش شرب وجود دارد، اما صرفهجویی در بخش آبیاری فضای سبز به فراموشی سپرده شده است. شهرداری تهران طی سه سال سه تفاهمنامه با وزارت نیرو امضا کرد، اما مفاد هیچیک بهتمامی اجرا نشده است. رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی میگوید هنوز برای مقابله با فرونشست دیر نیست و میتوان یک بازه زمانی ۵ تا ۱۰ ساله اقدامهای مؤثری برای مقابله با آن انجام داد.
تنهایی عریان نوستالژیبازهای تحولخواه
برنج؛ ترجیح واردات به تولید
|پیامما| «کدام محصول را میتوانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینههای کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. میگویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمیشود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبتهای یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استانهایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرفها را شالیکاری دیگر در خوزستان میگوید. جملههایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور بهویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج میکارند و شالی شمالیها روی دستشان میماند. اما فقط شالیزارهای استانهای ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استانهای مجاز به کشت برنج ایجاد میکنند، بلکه واردات بیرویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام میشود و دو سال پیاپی برنج گیلانیها را روی دستشان گذاشته است. آنهم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر میرود.
