بایگانی مطالب برچسب: طبیعت‌گردی

زنان اجازه محیطبانی ندارند

«اگر در ایران به زنان و حضورشان در جایگاه‌های متفاوت نگاهی عادلانه یا حداقل نگاهی برابر با مردان وجود داشت، احتمالاً اولین کاری که می‌کردم شرکت در آزمون محیطبانی بود.» این را «چکاوک عباسپور» می‌گوید. او جزو نسل دهه هفتادی‌های حفاظتگر است و رکورد پرنده‌هایی که مشاهده کرده به ۳۱۸ گونه می‌رسد. عباسپور در رشته مهندسی صنایع مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد. پس‌ازآن دوره‌های راهنمای گردشگری را گذراند و به‌واسطه علاقه‌مندی زیاد به حیات‌وحش و طبیعت تصمیم گرفت رشته کارشناسی ارشد محیط‌زیست با گرایش تنوع‌زیستی را انتخاب کند. او اکنون داوطلبانه با گروه‌های حفاظتگر در حوزه پرندگان کار می‌کند.

فرصت دیدن زندگی سبز ۲۵۰۰ساله

در قلب شهرستانک استان البرز، درخت ارس ۲۵۰۰ساله ایستاده است؛ شاهدی زنده بر تاریخ هزاران‌ساله طبیعت ایران که این روزها بیش از هر زمان دیگری توجه گردشگران و فعالان حوزه گردشگری را به خود جلب کرده است. بازدید راهنمایان گردشگری از این درخت کهن‌سال، بار دیگر اهمیت و ظرفیت‌های بکر کهن‌دار نگری، شاخه‌ای نوظهور از اکوتوریسم، را به چشم مسئولان و کارشناسان کشور آورد؛ حرکتی که می‌تواند ایران را به قطب جهانی طبیعت‌گردی و حفاظت از درختان چندهزارساله تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای‌که می‌توانیم شاهد توسعه گردشگری پایدار و مسئولانه توأم با حفاظت از این گنجینه‌های تاریخی زنده باشیم. «مصطفی خوشنویس»، کارشناس و پژوهشگر حوزه میراث طبیعی، به‌عنوان محقق کهن‌دار‌های ایران از اهمیت این درختان می‌گوید.

زنان حفاظتگر در رزمی بی‌پایان با نابرابری‌ها

«سازمان حفاظت محیط‌زیست یکی از مردسالارترین نهادهای کشور است». این را «صفورا زواران حسینی» می‌گوید از همان نوجوانی یعنی در اواخر دهه ۷۰ درگیر مسئله محیط‌زیست بوده و بیش از ۲۰ سال است که در این حوزه فعالیت می‌کند. او در این سال‌ها هم در مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست کار کرده است و هم در مدارس و روستاهای حاشیه زیستگاه یوز! در این سه دهه ناچار بود هم درگیر رنگ لباس و اندازه مانتو باشد و هم اینکه چه ساعتی در مهمانسرا با همکاران مرد خود جلسه بگذارد،‌ مبادا دیروقت باشد و بگویند «چرا تا ساعت ۱۱ شب با هم جلسه دارید؟» موضوع دیگری هم از نظر زواران محدودیت‌هایی را برای زنان ایجاد می‌کرد؛‌ قشر اجتماعی و اقتصادی! «درحالی‌که ما در انجمن‌مان بیشتر وابسته به حمل‌ونقل عمومی بودیم، گروه‌های دیگر با خودروهای شخصی شاسی‌بلند راحت‌تر تردد می‌کردند. این تفاوت‌ها به‌شدت بر تجربه حضور ما در فیلد تأثیرگذار بود و باعث می‌شد دسترسی به موقعیت‌های میدانی برای ما دشوارتر و دورتر باشد. نمی‌دانم چقدر بتوان این موضوع را به‌صورت دقیق بیان کرد، اما قطعاً قشر اجتماعی و اقتصادی فرد و دسترسی به امکانات، نقش مهمی در تاریخ حضور زنان در فعالیت‌های میدانی دارد.» زواران در سال‌های اخیر از مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست فاصله گرفته و درگیر آموزش در محیط شهری است. این روزها ذهنش به این مسئله مشغول شده است، «چرا تنها یک طبقه اقتصادی از آموزش‌های مرتبط با طبیعت در شهرها بهره‌مند می‌شوند؟»

نبض گردشگری پایدار در روستاها می‌زند

گردشگری مبتنی‌بر جامعه به‌عنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار گردشگری، فرصت‌های بی‌نظیری برای توانمندسازی جوامع محلی و مشارکت آنان در بهره‌برداری از منابع‌طبیعی، فرهنگی و اجتماعی به‌وجود می‌آورد. در این مدل، جامعه محلی نه‌تنها بهره‌بردار، بلکه بازیگر اصلی توسعه گردشگری است.

پرنده‌ها نادیده گم می‌شوند

فروردین‌ماه امسال که بعد از چند سال بسته بودن درهای برج پرنده‌نگری سِلکه در جنوب تالاب انزلی به‌بهانه ساخت‌وساز، فعالان با هماهنگی یکی از اساتید دانشگاه به این منطقه رفتند، با واقعیت عجیبی روبه‌رو شدند؛ نه ساخت‌وسازی در جریان بود و نه تغییری در آنجا داده شده بود. درهای این برج که یکی از استانداردترین برج‌های فعلی است، بی‌دلیل، از سال ۱۴۰۱ بسته بود و بعد از آن‌هم کسی پاسخی برای این اتفاق نداشت. از سال ۱۳۸۶ که نخستین برج پرنده‌نگری به‌صورت رسمی در تالاب کانی‌برازان آذربایجان‌غربی به راه افتاد، تا کنون نقدها به عملکرد این مجموعه‌ها کم نبوده است. برج‌هایی که قرار بود محلی برای اتصال آموزش و گردشگری باشند، با نقدهایی چون جانمایی اشتباه، استفاده نکردن از مواد مناسب هر منطقه، بسته بودن درهایشان و البته نداشتن ضابطه برای رسیدگی بر عملکردشان روبه‌رو هستند. برج‌هایی با سازه‌هایی عمرانی و عموماً غیر همسو با اصول و استاندارد‌های محیط‌زیستی.

برای برندسازی «روز بومگردی» برنامه‌ریزی کنیم

«محمد جهانشاهی» نامی آشنا در حوزه گردشگری ایران است؛ مردی که بیش از سوابق مدیریتی‌اش، با ایده‌های نو و دغدغه‌هایش برای توسعه پایدار گردشگری شناخته می‌شود. از روزهایی که به عنوان معاون گردشگری و رئیس پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در کرمان فعالیت می‌کرد تا زمانی که سکان اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان سمنان را برعهده داشت و حالا که در جایگاه معاون گردشگری داخلی و دبیر کمیته ملی طبیعت‌گردی کشور فعالیت می‌کند، جهانشاهی همواره نگاهی متفاوت به گردشگری داشته است. در سال‌های اخیر نام او بیشتر با مفهوم «گردشگری سبز» و ایده «راه ادویه» گره خورده است؛ مسیری که به دنبال احیای جاده‌های تاریخی تجارت ادویه و پیوند فرهنگ‌ها و جوامع محلی است. اما شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای او ثبت روز ۳۱ اردیبهشت به عنوان «روز بومگردی» در تقویم رسمی کشور است. او در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره ایده‌ این کار صحبت کرده و از چالش‌ها و چشم‌اندازهای بومگردی ایران گفته است.
بومگردی در مسیر پایداری

مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی

«طفلک بچه‌ها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت می‌شد و سکوت می‌کرد، «حالا ترجیح می‌دهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچ‌وقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرنده‌نگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیط‌زیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم،‌‌ او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیط‌زیست در مدارس شد و پس‌از‌آن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعه‌بالا، رضاآباد و احمد‌آباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفته‌اند، او را به‌خوبی می‌شناسند؛ همچنان‌که در کلاته‌خیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیات‌وحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سال‌ها به حوزه پرنده‌نگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوه‌بر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قله‌های مختلفی را هم صعود کرده. در این سال‌ها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر برده‌اند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش و چه برنامه‌های پرنده‌نگری! در این گفت‌وگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیت‌هایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.

حفاظت از طبیعت با نظام جبران خسارت

در چارچوب اکوتوریسم پایدار، تنها تأکید بر کاهش پیامدهای منفی کافی نیست؛ بلکه در مواردی که آسیب‌های محیط‌زیستی اجتناب‌ناپذیر یا پیش‌بینی‌نشده رخ می‌دهند، باید سازوکارهای جبران خسارت مؤثر، منصفانه و علمی در دستورکار قرار گیرند. همچنان که در سایر کشور چنین رویه‌ای اعمال می‌شود. در کانادا و آلمان هرگونه خسارت واردشده به مناطق تحت‌حفاظت، باید با اقدام جبرانی هم‌ارز یا مؤثرتر در همان نوع زیستگاه جبران شود. در استرالیا در اکوسیستم‌های حساس صدور مجوز برای فعالیت‌های طبیعت‌گردی مشروط به اجرای هم‌زمان پروژه‌های احیای زیستگاه شده است و مجریان طرح‌های اکوتوریسم ملزم به تأمین بخشی از منابع مالی این اقدامات هستند. در شیلی، برزیل و ژاپن ابزارهایی مانند بیمه‌های محیط‌زیستی برای جبران خسارات غیرقابل‌پیش‌بینی یا حوادث نادر طبیعی نیز به‌کار گرفته می‌شوند.