بایگانی مطالب برچسب: حفاظت مشارکتی

زاگرس: نفس‌های آخر زیست‌بوم ایران

زاگرس، اکوسیستم حیاتی که ۱۲ استان و معیشت نزدیک به ۱۰ میلیون ایرانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، به واسطه آفات، تخریب پوشش گیاهی، تغییر اقلیم، تجاوز به منابع طبیعی و مدیریت نامناسب، با تهدیدی جدی روبه‌رو است.

مرگ در گرگ و میش

نخستین عکس صفحه اینستاگرام «کاظم مصدق»، محیطبانی که غروب ششم اردیبهشت با گلوله مستقیم شکارچیان در منطقه کویلر پارک‌ ملی گلستان جانش را از دست داد، عکسی است از محیطبان «تاج‌محمد باشقره». باشقره در تیرماه سال ۱۳۹۷ با گلوله شکارچیان در پارک ملی گلستان کشته شد و کاظم زیر عکسی که از او منتشر کرده بود، نوشت «شهادتت مبارک داداش». حالا محیطبانان دیگر عکس‌ها و فیلم‌های به‌جامانده از کاظم را دست‌به‌دست می‌کنند و از شهادتش می‌گویند. او با ۴۵ سال سن، دو فرزند داشت و از سال ۱۳۹۰ محیطبان بود. چند سالی به گرگان رفت و دوباره به پارک ملی برگشت تا در گرگ و میش عصر شنبه، ششم اردیبهشت، جانش با گلوله از دست رود. روز گذشته فرمانده انتظامی گلستان خبر از دستگیری دو مظنون در ارتباط با این حادثه داد، اما آنچه برای جامعه محیطبانی و فعالان این عرصه قابل‌پذیرش نیست، تکرار حوادثی از این دست است؛ مرگ‌هایی دنباله‌دار.

شاهد‌ یک‌ دهه تخریب انزلی

«۱۰سالی که هر دفعه وارد تالاب می‌شدم (به‌طور متوسط هفته‌ای یک روز)، از طلوع خورشید تا غروب آفتاب، یک هزار فریم عکس گرفتم؛ رفتارها، مهاجرت‌ها و جمعیت هرساله پرندگان را به‌همراه دیگر اهالی این حوضه به ثبت رساندم. بخشی از چکیده این آرشیو را در این نمایشگاه ارائه کرده‌ام.» اینها گفته‌های «آلن پطروسیان» کنشگر محیط‌زیست است. این روزها نمایشگاه عکسی با عنوان «پرندگان تالاب انزلی» از آثار او در فرهنگسرای ارسباران در حال برگزاری است. درباره این نمایشگاه، نهضت پرنده‌نگری، دلایل تخریب و جایگاه اکوتوریسم در تالاب انزلی و… با پطروسیان گفت‌وگو کرده‌ایم.

حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی

«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سال‌ها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله می‌تواند به از دست رفتن سرمایه‌های انسانی در ایران منجر شود و به‌تبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیم‌گیری برای فعالین محیط‌زیست و بی‌توجهی نسبت به فعالیت‌های تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد از سوی سازمان محیط‌زیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی می‌داند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزاره‌ها اگر چالش زن بودن که محدودیت‌های بیشتری را ایجاب می‌کند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخص‌تر می‌شود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایان‌نامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»

طبیعت در گذر ۱۴۰۳

آزادی کارشناسان محیط‌زیست‌، تغییر مدیران در سازمان محیط‌زیست و منابع‌طبیعی،‌ کسب جایزه‌های جهانی «مارخو» و «استو» و «قهرمان جهانی تالاب» به کارشناسان و انجمن‌های ایران‌، ممنوعیت شش کارشناس برای ورود به مناطق،‌ ثبت هفتمین سمندر به‌نام ایران،‌ درگذشت استیون کلمنت اندرسون و الن ووسالو، برگزاری انواع و اقسام شب‌های بخارا با موضوع محیط‌زیست،‌ جاده‌کشی در جنگل‌های شمال‌، کور شدن گره آلودگی هوا در ایران،‌ نابسامانی مدیریت پسماند در شهرهای شمالی، تخریب زاگرس و... گوشه‌ای از اتفاقات سال ۱۴۰۳ در حوزه محیط‌زیست و منابع‌طبیعی هستند. در «پیام ما» کوشیدیم در حد توان و بضاعت مهمترین اتفاقات روز را پوشش دهیم و درعین‌حال، نگاهی هم به سایر موضوعات بیندازیم،‌ از انعکاس دیدگاه‌های نسل جدید کارشناسان حیات‌وحش گرفته تا چالش‌های پیش روی زنان حفاظتگر،‌ یا انتشار خلاصه‌ای از مقالات کارشناسان ایرانی که در مجلات معتبر جهانی منتشر شده‌اند و.... واقف هستیم که برخی از موضوعات و وقایع این سال از قلم افتاده‌اند که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه گزارش یا مصاحبه را داشتند. آنچه می‌توانست منتشر شود و نشده را به حساب توان محدود ما در مقابل حجم بالای اتفاقات در این حوزه بگذارید. امیدواریم سال آتی همچنان فرصت نوشتن درباره محیط‌زیست ایران را داشته باشیم و بتوانیم سنگی را از پیش پای حفاظت برداریم.

درخت دوستی بنشان که کام دل به‌بار آرد

این روزها درباره مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری می‌شنویم، علاوه بر اینکه شرکت‌ها، سازمان‌ها و افراد یکسری منافعی دارند و از سوی دیگر آنها هم در قبال اجتماع، محیط زیست و... باید وظایفی را ایفا کنند. افراد جامعه هر کدام باید در نقشی که برعهده دارند نسبت به کم آبی، تولید زباله، آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراقبت از گونه‌های نادر نسبت به گذشته حساس‌تر باشند؛ این موضوع را می‌توان به عملکرد شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ برای ایفای نقش خودشان در قالب مسئولیت اجتماعی بسط داد. ساده‌ترین و راحت‌ترین کاری که یک سازمان می‌تواند انجام دهد استفاده کمتر از ظروف یکبار مصرف است یا اینکه چطور می‌توانند زباله‌های کمتری تولید کنند، از طرف دیگری باید از خودشان بپرسند تا چه اندازه در راستای پذیرش و انجام مسئولیت اجتماعی به کارمندانشان آموزش‌ دادند؟ اما شرکت‌هایی هم فعالیت می‌کنند که عملکردشان انجام کارهایی در حوزه مسئولیت اجتماعی است. درخت می‌کارند، آب و علوفه برای حیوانات در مناطق گرمسیری تهیه می‌کنند، ردپای کربن را کاهش می‌دهند و... اگر زمانی که خوشحال هستید و اوضاع بر وفق مرادتان هست می‌توانید صدقه شاد بودنتان را با حمایت از گونه‌های در معرض انقراض بدهید، یا اگر عزیزتان از دنیا رفته و می‌خواهید یادش سبز بماند درختی بکارید یا اگر فرزندی در راه دارید به نام او از هیرکانی حمایت کنید؛ این کسب و کارهای تازه مسیر کارهای نیک کردن را برای شهروندان آسان کردند اما برای اینکه بتوانند ادامه دهند، نیاز به حمایت بیشتری هم دارند.

رؤیای تالاب‌های لرستان تعبیر می‌شود؟

با وعده ثبت جهانی دریاچه و تالاب «گهر»، امیدواری برای بهبود وضعیت تالاب‌های هفت‌گانه پلدختر، تالاب‌های بروجرد و دورود زنده شد.

قبیله‌گرایی در سازمان محیط‌زیست

سال‌هاست در ایران در گفته‌های مدیران و مسئولان از مشارکت مردم در عرصه سیاست، فرهنگ و اجتماع و... صحبت می‌شود. در محیط‌زیست هم مدیران به دفعات از این گفته‌اند که حفاظت پادگانی جواب نمی‌دهد و راهکار یک عبارت است؛‌ حفاظت مشارکتی! وقتی از مشارکت صحبت می‌کنیم، از چه حرف می‌زنیم؟ آیا این شیوه از حفاظت الگوی خاصی دارد؟ چالش‌های پیش روی آن چیست و برای گذر از آن چه باید کرد؟ «امیرحسین خالقی»، کارشناس حیات‌وحش، در این گفت‌وگو به این پرسش‌ها پاسخ داده است. او در این گفت‌وگو عنوان می‌کند قبیله‌گرایی بزرگترین سد راه حفظ طبیعتمان در سایه مشارکت است.