بایگانی مطالب برچسب: باستان‌شناسی

کتاب‌سازی، آفت پنهان

پس از برگزاری ۳۶ دوره از نمایشگاه کتاب، اکنون این رویداد فرهنگی جایگاهی دلخواه برای همه کسانی شده است که با کتاب و نشر آن پیوند دارند. هرساله تازه‌ترین عنوان‌ها، در نمایشگاه به‌دست دوستداران کتاب می‌رسد و آگاهی از آنچه در گذر یک سال چاپ و پخش شده است، در این میعادگاه فرهنگی به‌دست می‌آید. ازاین‌رو، شاید برگزاری نمایشگاه کتاب را بتوان مهمترین رویداد فرهنگی دانست که با صنعت نشر ایران پیوند دارد. همواره و هرساله نیز شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه فزونی می‌گیرد و خواستاران کتاب را، که شمارشان البته بسیار نیست، به‌سوی خود می‌کشد. اما نباید شمار این بازدیدکنندگان را سنجه‌ای برای دلبستگی ایرانیان برای خواندن کتاب دانست؛ زیرا شوربختانه بازدیدکنندگان بسیاری هستند که تنها برای سرگرمی و گذران وقت راهی نمایشگاه می‌شوند! این را از شمارگان و تیراژ پایین کتاب در ایران می‌توان گمان بُرد. هنوز برای آنکه عادت پسندیده کتابخوانی در میان مردم آنگونه گسترش پیدا کند که همسنگ با دیرینگی تمدن و فرهنگ ما باشد، راهی دراز در پیش است.

هیروشیمای فرهنـگی

| پیام ما | افسانه‌ای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستان‌ها گذشته تا امروز که دیگر نمی‌توان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفته‌اند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشه‌ای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها می‌گوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت می‌شوند. گستره تخریب‌ها اما چیز دیگری می‌گوید؛ تاراج به‌مراتب وسیع‌تر از آن است که آمارها نقل می‌کنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکل‌های فعال در حوزه‌ تاریخ و باستان‌شناسی، در نشستی هم‌اندیشانه که قرار است مستمر و ادامه‌دار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشه‌دار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید می‌کند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتی‌نسب»، رئیس انجمن علمی باستان‌شناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنج‌یابی می‌کنند. اما همین کار هم تابه‌حال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.

زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

اصفهان را شهر هنر و تاریخ می‌دانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسش‌هایی جدی پیرامون وضعیت میراث‌فرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشی‌های امروز هم‌خوان است؟ و مهم‌تر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سال‌های اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایت‌های فرهنگی و غفلت از ظرفیت‌های مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراث‌فرهنگی شده است. اصفهان، باآن‌همه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بی‌توجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حال‌آنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، به‌سرعت از حافظهٔ زنده به موزه‌ای خاموش بدل می‌شوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفته‌ای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحب‌نظر برجسته در حوزه‌های عکاسی مستند، باستان‌شناسی و بافت و بناهای تاریخی رفته‌ایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعین‌حال دغدغه‌مند به شهری است که همچنان میراثش نفس می‌کشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.

مزه‌های قصه‌گو

|پیام ما| آتش نشریه «تنور» بار دیگر روشن و از دومین شماره این فصلنامه رونمایی شد. بیست‌وهشتم فروردین‌ماه، فرهنگسرای نیاوران میزبان مهمانان و علاقه‌مندانی شد تا در اولین نشست از سلسله‌نشست‌های تخصصی این فصلنامه و همراه با رونمایی از شماره جدید آن، به اهمیت غذا در تاریخ و فرهنگ ایرانی پرداخته شود.

معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، فرصتی‌ است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشته‌ای که آینده را شکل می‌دهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بین‌المللی مطرح می‌شود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی می‌تواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آن‌گونه که باید از این گنجینه بی‌همتا صیانت کرده‌ایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعه‌ای بی‌هویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بی‌ضمانت است؟

حل معمای آپادانا

|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی به‌یادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما به‌جا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستان‌شناسان بسیاری تلاش‌هایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سال‌ها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستان‌شناسان روشن شده است. معدنی که سنگ‌های این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستان‌شناسی در خاورمیانه در سال‌های اخیر است و علاوه‌بر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل می‌کند، می‌تواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.

کاوش‌های مبهم

|پیام ما| در روزهای گذشته تصاویری از حصارکشی در بخشی از قطعه ۲۵۲ بهشت زهرا در تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که متن همراه آن، خبر از کشفیاتی در محدوده محصورشده می‌داد. شایعه‌ای که درصورت مواجهه نادرست مسئولان و اطلاع‌رسانی نادرست، می‌تواند تبعات خسارت‌باری به‌دنبال داشته باشد. هرچند دستگاه‌های مربوطه از سازمان بهشت زهرا و شهرداری تا شورای شهر آن را تکذیب کردند، اما اداره‌کل میراث‌فرهنگی تهران اظهارنظر دقیق در مورد این حفاری را به‌ بعد از بررسی‌های دقیق موکول کرد و برخی کارشناسان در گفت‌وگو با رسانه‌ها احتمال وجود آثار در این محدوده را دور از ذهن ندانستند. هرچند اطلاع‌رسانی در مورد این خبر باید با حساسیت‌هایی همراه باشد، اما به‌نظر می‌رسد نهادهای مربوطه هم پختگی و دقت لازم را در مورد واکنش به چنین خبری مدنظر قرار نداده‌اند؛ بدون اینکه توجه داشته باشند که بی‌احتیاطی در چنین مواردی در کنار بی‌اعتمادی عمومی به اخبار رسمی، می‌تواند منجر به بروز چه اتفاقاتی در آینده شود. علاوه‌براین، مسئولان شهری با تکذیب قاطعانه خبر، راه را برای انجام کاوش‌های علمی و ورود وزارت و پژوهشگاه میراث‌فرهنگی در این منطقه می‌بندند. درحالی‌که با‌توجه‌به اظهارات کارشناسانی که در جنوب تهران کاوش و مطالعات باستان‌شناسی انجام داده‌اند، احتمال وجود لایه‌های تاریخی در این محدوده محتمل و نیازمند بررسی و مطالعات دقیق است.

نوروز در گذر تاریخ

نوروز، فراتر از یک آیین سنتی، بازتابی از هویت، فرهنگ و تاریخ ایرانیان است. این جشن کهن نه‌تنها نمادی از تجدید طبیعت و آغاز سال نو است، بلکه در گذر قرن‌ها به یک عنصر بنیادین در ساختار اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی ایران تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که چگونه نوروز توانسته است با وجود تغییرات تاریخی، تهاجمات فرهنگی و دگرگونی‌های اجتماعی، همچنان زنده بماند و به یکی از معدود جشن‌هایی تبدیل شود که مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردیده است؟ پاسخ این پرسش را می‌توان در لایه‌های مختلف تاریخ ایران جست‌وجو کرد؛ از سنگ‌نوشته‌های هخامنشیان در تخت‌جمشید، که ردپای آیین‌های نوروزی را در تشریفات درباری ثبت کرده‌اند، تا متون کهن زرتشتی که به فلسفه این جشن اشاره دارند. شاهنامه فردوسی، آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، و حتی گزارش‌های مورخان عرب و یونانی، همگی گواهی بر دیرینگی و اهمیت این آیین هستند.