بایگانی مطالب برچسب: جامعه

تفاوت مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی و سازمان‌های اجتماعی

مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی (CSR) سود رساننده هم به شرکت و هم به جامعه است. باتوجه‌به ادبیات بین‌المللی اصولاً مسئولیت اجتماعی برای رشد و گسترش شرکت‌هاست و شرکت‌ها با این رویکرد که انجام مسئولیت اجتماعی منفعتی برایشان دارد، به این فعالیت‌ها روی می‌آورند. درواقع شرکت‌های تجاری هر نوع فعالیتی که انجام می‌دهند، برای منفعت شرکت و سهامداران شرکت است. بنابراین، هر فعالیتی که در مسئولیت‌های اجتماعی مطرح می‌کنند، به‌دنبال سودآوری آن هستند؛ چه در حوزه سود مالی و چه در حوزه برندینگ.

اشتغال پایدار برای جبران شغل‌های ازدست‌رفته

جهان امروز جهانی به‌هم پیوسته است که هر تغییری در بخشی از جهان بر تغییرات بخش‌های دیگر تأثیر دارد. درحال حاضر، شرکت‌های اقتصادی در قبال جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند متعهد و مسئول هستند. شرکت‌ها نه‌تنها باید میزان آسیب به محیط فعالیت خود را به حداقل برسانند که باید برای رشد پایدار آن نیز تلاش کنند. شرکت‌های بزرگ تجاری و صنعتی بیشماری برخلاف گذشته که تنها به منافع شرکت و سهامداران خود توجه داشتند، اکنون سعی دارند تعهد و مسئولیت خود را نسبت به جامعه، انسان‌ها و محیطی که در آن فعالیت می‌کنند، به انجام برسانند. شرکت‌های بزرگ ایران نیز از این قاعده مستثنا نیستند.

ضعف دسترسی، مسئله اصلی روستاها

در طی شش دهه گذشته، متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی هر برهه زمانی، سیاستگذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و مداخلاتی در سطح جوامع روستایی و عشایری رخ داده، ولی به‌جای حل مسائل و مشکلات آنها، سبب شده است وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی روستاها پیچیده‌تر و بغرنج‌تر شود و روند مهاجرت (به‌خصوص مهاجرت نسل جوان جویای کار) از روستاها به شهرها افزایش یابد. به‌عنوان مثال، در دهه ۱۳۴۰، اجرای قوانینی نظیر اصلاحات ارضی، ملی شدن آب و ملی شدن جنگل‌ها و همچنین بر هم خوردن نظام مدیریت یکپارچه مناطق روستایی و عشایری (نظام ارباب و رعیتی) و عدم جایگزینی نظام مدیریتی مناسب برای مدیریت منابع ذی‌قیمت آب و خاک، سبب بروز هرج‌ومرج و تخریب سرزمین (تغییر کاربری اراضی و فرسایش خاک تشدیدشونده) در سطح اراضی ملی و حاشیه روستاها شد (بخشی از تبعات اجرای سیاست‌های اصل ۴ ترومن آمریکا در منطقه و وقوع انقلاب سفید شاه و ملت).

دانش‌آموزان کردستان زیر سقف‌های لرزان

وجود مدارس فرسوده در حاشیه مناطق شهری به‌ویژه روستاهای کردستان، امروزه به معضل جدی در استان تبدیل شده است. این درحالی‌است که خود مدیرکل آموزش‌وپرورش نیز به این مقوله مهم معترف است و رسماً در رسانه‌ها اعلام کرده است که از حدود سه هزار مدرسه موجود در استان، ۳۰درصد از مدارس نیاز به مقاوم‌سازی، تخریب و بازسازی دارند، یعنی هم اکنون دانش‌آموزان کردستان در ۹۰۰ مدرسه نیاز به تخریب و بازسازی تحصیل می‌کنند، اگر خدای‌ناکرده رخدادی تلخ و سوگ‌نامه مثل شین آباد پیرانشهر اتفاق بیفتد؛ چه کسی مسئول است؟ را نمی‌دانیم؛ اما می‌دانیم مثل همه رخدادهای حوزه نظام آموزشی در مناطق محروم کشور - ماست‌مالی - می‌شود، روزنامه پیام ما در این شماره در میزگرد تحلیلی با پنج نفر از معلم‌های شهرستان‌های استان از جمله «ناصر رحمانی» کارشناس ارشد ریاضی، «صدیق محمد جانی» کارشناس ارشد زبان انگلیسی، «رامان عبدی» دکتری تربیت‌بدنی، «امجد امام» کارشناس ارشد الهیات و «حسین رمضانی» کارشناس ارشد جامعه‌شناسی افزون بر هشدار جدی خطر مرگ تحصیل دانش‌آموزان در ۳۰ درصد از مدارس فرسوده، موضوع کمبود سه هزار و ۴۶ معلم و سرانه فضای آموزشی، بی‌عدالتی در فرایند اجرای طرح بومی گزینی قبولی دانش‌آموزان در کنکور، تأثیر معدل در قبولی کنکور و نحوه تعامل نظام آموزشی با دو «نسل آلفا و نیت‌ها» را آسیب‌شناسی و نقشه راهبردی برای برون‌رفت از وضعیت چالش‌برانگیز طرح کرده است که از دید شما مخاطبان می‌گذرد.

کجاآباد شهری با امکان‌های تجربهٔ کودکی

با نگاه به هنر سده‌های میانه و قرون وسطایی و نقاشی‌های پرجلوهٔ آن دوران درمی‌یابیم که کودکی یا تصویر کودک، همان بزرگسالِ کوچک‌شده است؛ انسان قدیس و معصوم و کامل، اما فقط در اندازه‌های کوچک‌شده. این مورد نه از سر غفلت و بی‌توجهی به عنصر مفهومی کودک، بلکه ازآن‌رو که سوژهٔ کودکی هیچ جایگاهی در تحلیل ذهنی انسان آن دوره نداشته است. این نگاه کودک را نه یک پدیدهٔ اجتماعی بلکه یک ابژه در نظر می‌گیرد، با دوره یا دوره‌های تقویمی گذرمند برای رسیدن به کمال آنچه در تربیت قرون وسطایی برای او مفهوم‌سازی می‌شده است.

نسخه معلق توسعه روستاها

۱۵ مهر به‌نام «روز ملی روستاها و عشایر» نام‌گذاری شده است و بهانه‌ای است تا هر سال دولت برنامه‌هایی را در مورد توسعهٔ متوازن و پایدار در این بخش ارائه کند. باوجود‌ این، برنامه‌ها و اینکه در اسناد بالادستی کشور معمولاً بخش توسعهٔ روستایی و عشایر به‌شکل مجزا لحاظ می‌شود، اما معمولاً مسیر توسعه مطابق با آنچه اسناد پیش‌بینی می‌کنند، پیش نمی‌رود. در برنامهٔ ششم توسعهٔ کشور کمتر از ۳۰ درصد احکام برنامه در بخش توسعهٔ روستایی و عشایر محقق شد و برنامهٔ هفتم نیز آن را ذیل سایر بخش‌ها تعریف کرد. به‌نظر می‌رسد اعتبارات این بخش در قانون بودجهٔ سال ۱۴۰۳ نیز با کاهش قابل‌توجهی روبه‌رو شده است. بررسی بخش دوم لایحهٔ بودجهٔ سال ۱۴۰۳ نشان می‏‌دهد میزان اعتبارات قابل احصای حوزهٔ مدیریت و توسعهٔ روستایی و عشایری از طرح‏‌های مربوطه در پیوست‌های جداول کلان، طرح‌های تملک دارایی سرمایه‌ای و بودجهٔ شرکت‌های دولتی و...، ۱۶.۲۶۷ میلیارد تومان است که نسبت به طرح‌های متناظر در قانون بودجهٔ سال ۱۴۰۲، حدود ۲۴ درصد کاهش را نشان می‌دهد. از این میزان، ۳۲/۷۵ درصد اعتبارات از نوع هزینه‌ای و ۶۷/۲۵ درصد از نوع اعتبارات تملک دارایی سرمایه‌ای است. در مجموع سهم قابل‌احصا و شفاف مناطق روستایی و عشایری از کل بودجهٔ عمومی دولت در سال ۱۴۰۳، معادل شش درصد است که در مقایسه با قانون بودجهٔ سال ۱۴۰۲ با کاهش ۴.۳۹ درصدی مواجه شده است. ضمن اینکه حدود ۱۱ درصد اعتبارات قابل احصا به مبلغ ۱.۸۵۰ میلیارد تومان از نوع اعتبارات متفرقه بوده که ۳۵۰ میلیارد آن هزینه‌ای و ۱۵۰۰ میلیارد آن از نوع تملک دارایی سرمایه‌ای است. به‌طورکلی، میزان اعتبارات احصاشده و عناوین طرح‌ها و اهداف کمّی نشان می‌دهد بخش دوم لایحهٔ بودجهٔ سال ۱۴۰۳ کل کشور تناسب به‌شدت ضعیفی با چالش‌های اساسی حوزهٔ مدیریت و توسعهٔ روستایی و عشایری به‌ویژه اشتغال و تولید دارد و نمی‌تواند تأثیر قابل‌توجهی در شکوفایی اقتصاد روستاها و مناطق عشایری و رفع نابرابری‌ها به‌ویژه در امور آموزشی و بهداشتی و درنتیجه، کاهش روند مهاجرت روستا-شهری داشته باشد. حالا دولت و مجلس در صدد هستند تا ذیل طرحی با عنوان «طرح جامع توسعهٔ روستایی کشور» و تشکیل یک سازمان جدید، مشکلات توسعه‌نیافتگی روستاها و عشایر کشور را که بخش قابل‌توجهی از آن ذیل روستاهای عشایری سکونت دارند، حل کنند. اما کارشناسان توسعه به‌ویژه آنان که بر جامعهٔ محلی تمرکز دارند، با آن مخالفند و مشکلات روستاها را بنیادی‌تر از آن می‌دانند که با ایجاد سازمان جدید حل شود. چه اینکه از سال ۹۲ و ارتقای جایگاه مدیریت این بخش به سطح معاون رئیس‌جمهوری ذیل عنوان «معاون رئیس‌جمهوری در امور روستاها، عشایر و مناطق محروم» نیز دردی از روستاهای کشور و جامعه‌ٔ عشایری بر نداشت.

جوانمرگی محله‌های قدیمی کردستان

نقش محله‌ها در انسجام اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به درازای تاریخ بر همگان محرز و آشکار است و اینکه امروزه تغییر ساختار و محتوای ساختمان‌سازی و تغییر شکل خانواده از شکل گسترده به هسته‌ای موجب نابودی نقش محله‌ها در زندگی انسان‌ها شده است، انکارناپذیر است. برای معنابخشی دوباره به نقش و کارکردهای محله (با ساخت اجتماعی و فرهنگی) ابتدا باید چالش‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی فراتر از آن، شرایط اقتصادی و منطقه‌ای جامعه را به‌درستی شناخت و برپایهٔ نظرات متخصصان و کارشناسان مرتبط با آنها نسبت به تأثیرپذیری معماری و شهرسازی از این عوامل، در جهت ایجاد محلات جدید با هویت متناسب با ارزش‌های بنیادین جامعه اقدام کرد. امروزه اگر محلات قدیمی شهر سنندج نظیر قطارچیان یا قلعهٔ چوارلان دیگر آن مرکزیت محلهٔ ارزشمند خود را ندارند و در این رابطه می‌توان به روابط علی و معلولی بیشماری در نابسامانی این مرکز محلات اشاره کرد. دکتر «کیومرث حبیبی»، چهره‌ٔ فاخر علمی که نخستین فوق دکتری مهندسی شهرسازی کشور بعد از دفاع پایان‌نامهٔ خود با عنوان «ارتقای کیفی و افزایش ایمنی فضاهای عمومی در بافت‌های تاریخی شهر با رویکرد انسان‌‌محوری از طریق برنامه‌ریزی و طراحی پیاده‌راه‌ها» لقب گرفته است، به‌صراحت از جوانمرگی محله‌های شهرهای مناطق کردنشین به‌ویژه شهر سنندج مرکز استان کردستان سخن می‌گوید و نسبت به پدیدهٔ نامبارک سوداگری زمین که باعث جوانمرگ شدن ساختمان‌های ویلایی، یک-دو خانواری و راسته‌های تاریخی می‌شود، هشدار می‌دهد. امید می‌رود این گفت وگوی تخصصی «پیام‌ما» پیرامون اهمیت محله‌های شهرهای مناطق کردنشین تزی برای آنتی‌تز و سنتز شهرداران و مسئولان سازمان نظام مهندسی استان کردستان باشد تا بیش از این تیشه به ریشهٔ هویت شهری نزنیم. آنچه در این مصاحبه می‌خوانید نظرات تخصصی و آکادمیکی کیومرث حبیبی متولد سنندج ، فوق دکتری شهرسازی از دانشگاه علم و صنعت ایران، دکتری برنامه‌ریزی شهری دانشگاه تهران، دانشیار و مدیرگروه شهرسازی دانشگاه کردستان، پژوهشگر برتر ایران در سال ۱۳۸۹ به انتخاب وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و پژوهشگر برتر فرهنگی ایران در سال ۱۳۸۱ به انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این استاد مؤلف ۱۲ کتاب تخصصی دانشگاهی و بیش از صد مقالهٔ علمی-پژوهشی و IsI و مدرس دانشگاه‌های خواجه نصیر طوسی، علم و صنعت ایران، تهران، علامه طباطبایی، مازندران و هنر اسلامی تبریز است.

سراغ موضوع محیط‌زیستی نیامدم در این محیط زندگی می‌کنم

«ری‌را پیوسته خود را بخشی از طبیعت می‌داند و باور دارد که باید همچون نیاکانمان به آب احترام بگذاریم.» اینها بخشی از بیانیهٔ «ری‌را شریعتی»، هنرمند آملی، است. او در شهریورماه امسال در گالری «شیرین» نمایشگاه حجمی را با موضوع رودخانهٔ هراز و شیرابه‌هایی که به آن می‌ریزد،‌ برگزار کرد. ‌تمرکز نمایشگاه شریعتی روی منطقهٔ «عمارت» بود، همان منطقه‌ای که در این سال‌ها یک کلمه دیگر از آن جدا نمی‌شود؛ «زباله». شیرابه‌هایی که از این منطقه به‌سمت هراز راه خود را پیدا کرده،‌ حیات تمام جانداران این رودخانه را به خطر انداخته است. او دربارهٔ موضوع نمایشگاهش به «پیام ما» می‌گوید: «من سراغ موضوع محیط‌‌زیستی نیامدم، من در این محیط زندگی می‌کنم.»