بایگانی مطالب : جامعه
بچهها سیاسی نیستند
انگار به بحرانهای زودهنگام داریم عادت میکنیم. حتی به آنها که هنوز اتفاق نیفتادهاند. انگار ذهن جمعی ما خستهتر از آن شده که هر بار از نو شوکه شود. یک ماه از زخمی که بر جانمان نشست، گذشته است و پیشبینیهای متفاوتی برای آینده ایران یکی پس از دیگری در برابر هم قد میکشند. اما در حاشیه همه اینها کودکان و نوجوانانی ایستادهاند که هیچ نسبتی با جهان ناامن و زندگی غیر قابل پیشبینی این روزها ندارند. هر نوع بحرانی بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی روزمره آنها اثر میگذارد. افزایش بیاعتمادی، تعطیلی کلاسهای درس و اختلال در آموزش، محدودشدن روابط اجتماعی و قرارگرفتن خواه یا ناخواه در معرض اخبار نگرانکننده میتواند احساس امنیت را در آنها تضعیف کند. در این روزها که سایه جنگ و اخبار خشونتآمیز روان همه ما را نشانه گرفته، مهم است بدانیم چطور از کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم و پناه امنتری برایشان بسازیم. در رویداد «زندگی در سایه جنگ» که روز جمعه (۲۴ بهمن) در مؤسسه رعد برگزار شد، روانشناسان و فعالان حوزه کودک از مرزهای صحبت با کودکان و مراحل همراهی و پذیرندگی احساسات آنها صحبت کردند.
نبرد با سرطان و گرانی
سرطان دومین عامل مرگومیر در میان ایرانیان است و بهگفته رئیس مرکز تحقیقات سرطان کشور در هر پنج دقیقه یک نفر به سرطان مبتلا میشود. این درحالیاست که درمان سرطان در ایران، هزینه بالایی دارد و بهگفته نایبرئیس انجمن رادیوانکولوژی ایران، بیمهها هنوز نتوانستهاند داروهای جدید سرطان را که عمده آنها وارداتی است، بهصورت کامل پوشش دهند. این بدین معنی است که درمان سرطان برای بسیاری از مردم گران و بهبودی کامل از این بیماری مرگبار برای آنها دشوارتر است.
ایستادن کنار روانِ زخمی جامعه
در شرایطی که جامعه با امواج پیچیدهای از تحولات روبهروست، همواره نقشی فراتر از وظیفه رسمی برخی گروهها، چراغ راهی برای تابآوری جمعی میشود. بحرانها هر کدام چهرهای ویژه دارند و پاسخ به آنها نیز بسته به ماهیتشان، نیازمند پیشگامی گروههای خاصی است. در دوران همهگیری کووید‑۱۹، کادر درمان با ایثاری فراتر از شرح وظایف حرفهای، در خط مقدم سلامت جسمانی جامعه ایستادند. در بلایای طبیعی چون سیل و زلزله گروههای امدادی و خدمترسان، در میدان جنگ رزمندگان و در آتشسوزی جنگلها محیطبانان، آتشنشانان و طبیعتدوستان، هر یک با ازخودگذشتگی، مسئولیت اجتماعی خود را در قبال جامعه به منصه ظهور رساندند. مسئولیت اجتماعی در اینجا نه صفتی انتزاعی، بلکه عملی انسانی و اقدامی عینی است که فرد یا گروه، فارغ از نقش رسمی خویش، برای کاهش رنج دیگران و حفظ کرامت انسانی پیش میکشد. پرسش کلیدی این است: در بحران کنونی که جامعه با آن دستبهگریبان است، انتظار پیشتازی و ایثار از کدام گروه میرود؟ برای پاسخ، باید نگاهی موشکافانه به ابعاد این شرایط داشت.
صنایعدستی در زنجیر ناامیدی
|پیام ما| حدود ۴۰ روز از فاجعه دیماه و قطعی اینترنت گذشته است، اما اثر آن در جامعه و کارگاههای صنایعدستی هنوز ادامه دارد. هنرمندان صنایعدستی از توقف سفارشها، ازدسترفتن بازار و بیمعنا شدن ادامه کار میگویند؛ وضعیتی که برای برخی از آنها منجر به تصمیم برای کوچ از این حوزه شده است. هنرمندان صنایعدستی سالهاست که با بیمهریهای ناتمام مواجهاند و با تمام موانعی که سر راهشان است، سعی کردند ادامه دهند؛ چراکه برای بسیاری از آنها این هنر-صنعت در کنار تأمین معیشت، نمودی از فرهنگ ایران است. بسیاری از آنها سالها تلاش کردند با امید به آینده ایران بعضی از هنرهای فراموششده شهرشان را احیا کنند. حالا اما بحران آنقدر مزمن و طولانی شده که امیدوارترین آنها هم رگههایی از خستگی و ناامیدی در کلامشان پیدا شده؛ برخی از هنرمندان دیگر نه از کاهش درآمد، بلکه از کنار گذاشتن شغلشان حرف میزنند.
تیشه زدن بر بنیان «پایداری اجتماعی»
ایران صاحب نخستین تمپارک آموزشی مدیریت پسماند شد افتتاح «گردونه» در شهرضا
در روزگاری که مدیریت پسماند در ایران هنوز بیش از آنکه از مسیر فرهنگسازی عبور کند، گرفتار هزینههای سنگین جمعآوری و دفن است، شهرستان شهرضا میزبان یک اتفاق متفاوت شد؛ افتتاح نخستین پارک آموزشی و گردشگری مدیریت پسماند کشور با عنوان «گردونه»، پروژهای که برای نخستین بار در کشور و توسط شرکت مدیریت پسماند شهرستانهای مبارکه، شهرضا، دهاقان و سمیرم در شهرضا آغاز به کار کرد.
کودکان جانباخته گمشده در آمارها
|پیام ما| یک ماه از حوادث دیماه میگذرد، در این میان هنوز آمار رسمی و تفکیکشدهای از تعداد کودکان و دانشآموزان جانباخته و بازداشتشده در این حوادث منتشر نشده. آمار برخی تشکلهای صنفی از جانباختن تعداد زیادی از کودکان خبر میدهد که بخشی از آن در لیست سه هزار و ۳۰۸ نفره جانباختگان این حوادث که توسط دولت منتشر شده، وجود دارد. بااینحال، نهادهای رسمی بهویژه وزارت آموزشوپرورش همچنان در این رابطه سکوت کرده است.
ایران در سوگ فرزندانش
پروانههای سیاه در آسمان شهر شناورند
تهران در سکوت فاجعه
|پیام ما| دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سوتوکور است؛ همچون بسیاری از دانشکدهها. خبری از دانشجویان نیست. صدای رعدوبرق است که میآید. گنجشکان در آسمان پرواز میکنند و از اوضاع ما خبر ندارند. بیش از یک ماه از اعتراضهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی گذشته. شوک فاجعه با یک اضطراب تازه همراه شده؛ سایه جنگ. تهران اما از حال مردمش بیخبر نیست. در یک گوشه خود ماشینهای سوخته را جا داده و در گوشه دیگرش اعلامیه آنها که دیگر بین ما نیستند. «حسین ایمانیجاجرمی»، جامعهشناس شهری و عضو هیئتعلمی دانشکده علوماجتماعی دانشگاه تهران، میزبان ماست تا از نسبت شهر و اعتراض و منازعه بگوید و به این پرسش پاسخ دهد که آیا شهرها شاهد اعتراضاند یا نقشآفرین در آن؟ اینکه راهی برای عبور از این بحرانها هست یا نه؟
