بایگانی مطالب : میراث

برای نجات آثار موزه‌ها ریشخندمان می‌کردند

| پیام ما | سخت است این روزها که آسمان ایران می‌خروشد و زمینش بی‌تاب می‌شود، درباره حفاظت از آثار تاریخی و موزه‌ای گفتن و هشدار دادن. واقعیت اما این است که هویت تاریخی این ملت کهن با دست‌های خونین و دل‌های امیدوار به آینده، ماندگار شده است. زنان و مردان بسیاری قرن‌هاست که جان خود را نادیده گرفته‌اند تا فرهنگ و تاریخ این مرزوبوم پایدار بماند. یکی از آنها بی‌شک «جعفر مهرکیان»، باستان‌شناس پیشکسوت، است. او در روزهای نخستین جنگ ایران و عراق، وقتی کمتر کسی در ایران به فکر آثار باستانی و حفظ تاریخ بود و حتی آنها را مضحک می‌دانستند؛ ایده انتقال آثار موزه ملی ایران به مخزن زیرزمینی را داد. پس‌ازآن، یک ماه از جنگ نگذشته زیر توپ و خمپاره رفت تا با دستانی خالی، آثار موزه‌ای ایران در خوزستان را نجات دهد و به‌جای امن برساند. آثاری که باعث فخر و مباهات ایرانیان است و قرار است تا این سرزمین برپاست برای مردمانش باقی بماند.
برای نجات آثار موزه‌ها ریشخندمان می‌کردند

اعلام هشدار رسمی ایران به یونسکو

اصفهان، این نگین درخشان در جغرافیای فرهنگی ایران و جهان، بار دیگر در معرض تهدیداتی قرار گرفته که نه‌تنها امنیت شهروندان بلکه موجودیت میراث جهانی آن را هدف گرفته است. شهری که در تاریخ معاصر نیز طعم تلخ جنگ و تهدید را چشیده است؛ از جمله در دوران جنگ تحمیلی که مسجد جامع تاریخی آن در حملات هوایی رژیم بعث عراق آسیب دید. اکنون و در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای و تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی، مسئله‌ای فراتر از سیاست در مرکز توجه قرار گرفته است؛ حفاظت از هویت تاریخی و تمدنی یک ملت. «امیر کرم‌زاده»، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، پیش‌تر در گفت‌وگوهایی با رسانه‌ها هشدار داده بود که هرگونه آسیب به آثار تاریخی، به‌ویژه آثار ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، نه‌تنها یک خسارت مادی یا فرهنگی، بلکه طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی جنایت جنگی محسوب می‌شود. او تأکید کرده بود حتی موج انفجار و آلودگی صوتی ناشی از آن می‌تواند به سازه‌های چندصدساله، آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کند؛ تجربه‌ای که در جنگ‌های مدرن، متأسفانه بارها و بارها شاهد آن بوده‌ایم. درحالی‌که نهادهای بین‌المللی مانند یونسکو، ایکوم و ایکوموس، همچنان در برابر تهدیدات مستقیم یا غیرمستقیم به این آثار سکوت کرده‌اند، اداره‌کل میراث‌فرهنگی اصفهان وارد فاز عملیاتی و حفاظتی اضطراری شده است. انتقال اشیای موزه‌ای به مخازن طبقه‌بندی‌شده و فوق‌امنیتی، پلمب موزه‌ها، استقرار نیروهای امنیتی و فعال‌سازی نقشه جامع حفاظت اضطراری از بناهای جهانی، همه، نشان از آن دارد که رویکردی کاملاً پیشگیرانه و سنجیده در جریان است. در گفت‌وگوی اختصاصی با «امیر کرم‌زاده» او با صراحت، شفافیت و جزئیاتی که تاکنون در هیچ رسانه‌ای منتشر نشده، از مکاتبات رسمی با یونسکو، هشدارهای حقوقی، طراحی نقشه واکنش سریع، تدوین سناریوهای چندلایه حفاظتی و هماهنگی با نیروهای نظامی و انتظامی سخن گفت. گفت‌وگویی که تنها روایت وضعیت نیست بلکه سندی رسانه‌ای برای ثبت دقیق آن چیزی است که امروز بر میراث جهانی اصفهان می‌گذرد.
اعلام هشدار رسمی ایران به یونسکو

انفجار حوالی تاق‌بستان

این‌بار یکی از موشک‌های رژیم صهیونیستی، در نزدیکی یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی کشور زمین را شکافت. در ادامه حملات رژیم صهیونیستی به ایران، صبح یکشنبه (۲۵ خرداد)، در سومین روز درگیری، موشکی در سه کیلومتری تاق‌بستان فرود آمد؛ حمله‌ای که نه‌فقط جان انسان‌ها که میراث بشری را نیز در معرض تهدید قرار داد. این نخستین‌بار نیست که موشک‌ها به محوطه‌های تاریخی نزدیک می‌شوند؛ اما شاید از معدود دفعاتی است که تاق‌بستان این‌چنین آشکار در تیررس دشمن قرار می‌گیرد.
انفجار حوالی تاق‌بستان

نگهبانی از میراث در زمان جنگ

ایران چند روز است که چشم روی هم نگذاشته، صداهای مکرر آسمانش را فتح کرده‌ و خواب را از چشم این سرزمین گرفته است. نگرانی، دیگر پنهان‌کردنی نیست. نگرانی از فردای این سرزمین؛ سرزمینی که قرار است بماند و این روزها را روایت کند برای فرزندانش. ایران ما ملتهب است و در میان این التهاب بخشی از جامعه در کنار تمام دلنگرانی‌هایشان وظیفه دیگری هم دارند و آن حفظ میراث و فرهنگ ایران‌زمین است. میراثی که از دل حوادث عبور کرده و مانده تا به امروز ما برسد و وظیفه ماست تا آن را برای آیندگان حفظ کنیم. اما در میان این هیاهو چطور باید حافظ این میراث بود؟ پیش‌از‌این، پاسخ این سؤال در دنیا داده شده است. دنیایی که جنگ بخشی جدانشدنی از آن است، به حفظ مواریث سرزمین‌ها فکر کرده و برایش راه‌کارهایی پیدا کرده است. از جنگ جهانی دوم تا جنگ اخیر اوکراین، بودند و هستند کسانی که زیر آتش و خون وظیفه والاتری برای خود تعریف کردند و آن حفظ نشانه‌های تمدنی برای نسل‌های بعدی است. در کنوانسیون‌های متعدد بین‌المللی بارها به موضوع مصون ماندن مراکز فرهنگی و تاریخی از آتش جنگ اشاره شده است. هرچند برای جنگ‌افروزانی که مرزی برای جنون نمی‌شناسند و بیمارستان و مدرسه را زیر آتش می‌گیرند، حمله نکردن به مراکز فرهنگی و تخریب میراث تاریخی محلی از اعراب ندارد. بااین‌حال، پروتکل‌هایی برای مواجهه با آثار تاریخی و فرهنگی در رویارویی‌های نظامی تدوین شده است و کشورهای بسیاری آن را پذیرفته‌اند.
نگهبانی از میراث در زمان جنگ

«بازار فرانسه» کیش جولانگاه مارمولک‌ها

پنج سال از اعلام ثبت ملی بازار فرانسه کیش به‌عنوان یکی از بناهای شاخص دوره معاصر در فهرست آثار غیرمنقول تاریخی فرهنگی ایران می‌گذرد. قرار بود این بنا بعد از مرمت و باززنده‌سازی تبدیل به موزه شماره۲ ایران باستان شود، درحالی‌که هر روز متروکه‌تر از قبل و به محل زندگی پرندگان، مارمولک‌ها و جانوران دیگر تبدیل می‌شود.
«بازار فرانسه» کیش جولانگاه مارمولک‌ها

زیبایی‌شناسی فروریخته

در میان ساختمان‌های کوتاه و بلند لار، جایی که گرمای آفتاب با خاک بومی درهم می‌آمیزد، ساختمانی قد علم کرده است که نه‌تنها نقش یک بانک را بازی می‌کند، بلکه جلوه‌ای از گفت‌وگویی بصری میان سنت و مدرنیته را پیش چشم می‌گذارد: بانک ملی شعبه لار! پی‌رنگ دراماتیک ساخت بنای بانک ملی با زلزله ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ در لار و با حضور ریاست جمعیت شیر و خورشید، شمس پهلوی آغاز می‌شود.
زیبایی‌شناسی فروریخته

با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

اصفهان، شهری که آوازه‌اش با کاشی و قلم‌زنی و مینا گره خورده، سال‌هاست که دو نشان درخشان جهانی بر سینه دارد؛ «شهر جهانی صنایع‌دستی» و «شهر خلاق در زمینه صنایع‌دستی» عنوان‌هایی که در نگاه نخست، نویدبخش رونق، حمایت، شأن فرهنگی و جایگاه اقتصادی برای هنرمندان این دیارند. شهری با ۱۹۶ رشته رسمیِ صنایع‌دستی، که هر کدام، ریشه در تاریخ، ذوق مردمان و حافظه بصری ایران دارند. اما پشت این عناوین پرطمطراق، روایت‌هایی نهفته است که کمتر شنیده شده‌اند؛ روایت‌هایی پر از رنج، خاموشی، فراموشی و گاه افسوس.
با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

«پشت انگشت‌ها و بند انگشت‌ها را نخ‌های عمودی ساییده بودند. پوست اول کنده شده بود و پوست نو، سفید و کبره‌بسته بود. کارگاه نیم‌تاریک بود و سه پله بزرگ از کف حیاط پایین‌تر بود... بچه‌ها مثل مارمولک به قالی نیمه‌بافته چسبیده بودند. روی رنگ‌ها کله می‌کشیدند. چشم‌ها در تاریک‌روشن قالیباف‌خانه برق می‌زد. چشم‌ها درشت و سیاه بودند و از ته گودی صورت‌های زرد، نخ را می‌پاییدند. نگاه‌ها و پنجه‌ها خسته و دقیق درگیر ساخت و پرداخت گل‌های ریز و درشت سرخ و زرد و شاخ و برگ‌های سبز قالی بودند.» در طول گفت‌وگو با «علیرضا چوبینه» وقتی او از لزوم توجه به ارگونومی در کارگاه‌های صنایع‌دستی و قالیبافی می‌گفت و از ضرورت توجه به سلامت هنرمندان، این تصاویر را که «هوشنگ مرادی کرمانی» در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» ترسیم کرده بود، مرور می‌کردم و قصه «اسدو» و «نمکو» در ذهنم جولان می‌داد. در روزگار آنها که این حرف‌ها جایی نداشت و این واژه‌ها حتی وارد دایره لغات علوم روز دنیا هم نشده بود. امروز اما بعضی قسمت‌های قصه عوض شده، علم می‌تواند به کمک هنرمندان بیاید؛ می‌تواند بخشی از آن آسیب‌هایی را که سال‌ها به جان بچه‌های قالیباف‌خانه نشست و تا آخر عمر هم رهایشان نکرد و باعث شد مثل اسدو؛ از قالی و قالیبافی و قالیباف‌خانه و «از آنها که با کفش روی قالی راه می‌روند» بدشان بیاید؛ از هنرمندان امروز دور کند. می‌تواند پلی باشد بین هنرهای اصیل ایرانی و سلامتی هنرمندان، تا همان اندازه که مخاطب از دیدن آثار هنری و صنایع‌دستی لذت می‌برد، هنرمند هم از فرایند تولید بدون فشار مضاعف و آسیب جسمی لذت ببرد. «علیرضا چوبینه» در حال حاضر استاد تمام گروه ارگونومی دانشگاه علوم‌پزشکی شیراز است. او در پژوهش‌هایی که تا به حال انجام داده، بارها به سراغ صنایع‌دستی رفته؛ تز دکترای خود را با موضوع «طراحی ارگونومیک ایستگاه کار قالیبافی» ارائه کرده و چندین جلد کتاب و صدها مقاله در این زمینه تألیف و منتشر کرده است. علاوه‌بر جوایز متعدد داخلی، در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه «Lifetime Achievement Award for Academic Research» از انگلستان شده و در سال ۲۰۲۴ نیز جایزه «گسترش ارگونومی در کشورهای در حال توسعه» را از انجمن بین‌المللی ارگونومی دریافت کرده است. با چوبینه درباره چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی که در مسیر تحول صنایع‌دستی ایران با استفاده از اصول ارگونومیک وجود دارد، گفت‌وگو کردیم. او از تجربیاتش برای وارد کردن این تخصص به حوزه صنایع‌دستی گفت و از اهمیت این علم برای ارتقای سلامت صنعتگران و کیفیت محصولات صنایع‌دستی. از این گفت که هرگز لذت دیدن نتایج تلاش‌ها و پژوهش‌هایش را در سطح گسترده و در بازار صنایع‌دستی ایران تجربه نکرده است. او معتقد است یک حلقه گمشده در این حوزه وجود دارد، حلقه‌ای که باید حوزه تخصص ارگونومی را به حوزه تخصصی صنایع‌دستی وصل کند.
دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

هزاره سوم با تمام دستاوردهای نوین و تحولات چشمگیرش در عرصه فناوری و علم، همچنان با دلهره و چالش‌های زیادی برای انسان همراه است. تغییراقلیم، تبعیض اجتماعی و نابرابری اقتصادی، فقر، ناامنی، جنگ و نیز بحران‌های جمعیت و محیط‌زیست از جمله این موارد به‌شمار می‌روند. پدیده‌هایی که هر کدام در بطن خود بحران‌های متعددی را در مسیر زیست انسان بر سیاره زیبای زمین قرار می‌دهد. در مواجهه با این شرایط پیچیده، از ابتدای قرن ۲۱ توجه ویژه‌ای نسبت به مفهوم خلاقیت در کسب‌وکارها و اقتصاد ناشی از آن شکل گرفت و از رهگذر بازخوردهای مثبت و پایدار این حوزه‌ها و تاب‌آوری چشمگیرشان در برابر نوسانات اقتصادی و اجتماعی، به‌گونه‌ای محسوس تمرکز دولت‌ها و سازمان‌ها به‌سمت توسعه صنایع خلاق و اقتصاد ناشی از آن سوق پیدا کرد. عرصه‌ای متنوع و غنی که از جمله مصداق‌های برجسته آن در ایران، صنایع‌دستی و گستره وسیع هنرهای سنتی ایرانی است.
صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

نجات‌یافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان

بازداشت‌شده‌ها به ستون‌های باستانی بسته شده‌اند. تروریست‌ها قرار است آنها را اعدام کنند. نمایشی دردناک در آمفی‌تئاتر باستانی «پالمیرا» برپاست. داعش در پالمیرا جولان می‌دهد. ستون‌ها را منفجر می‌کند. آدم‌ها را اعدام می‌کند و باستان‌شناس شریف پالمیرا را بعد از بازجویی گردن می‌زند و پیکرش را بر یکی از ستون‌های پالمیرا می‌آویزد. حالا ۱۰ سال از آن‌همه تلخی که کام بسیاری از علاقه‌مندان به میراث بشری را تلخ کرد، گذشته است. پالمیرا زخم‌های زیادی به تن داشت که داعشی‌ها تصرفش کردند، دینامیت به ستون‌هایش بستند، تندیس‌هایش را «بت کافر» خواندند و با پتک خرد کردند و تمام توانشان را به‌کار بستند تا هر چه از تمدنی که از قرن سوم پیش‌ازمیلاد باقی مانده بود، نابود کنند. آنها مهمترین ویرانه باستانی جهان را ویرانه‌تر کردند و رفتند. حالا ۱۰ سال گذشته، سوریه کمی آرام شده است، فقر اما هنوز بر شهرها سیطره دارد. مردم هنوز تاوان جنگ را پس می‌دهند. پالمیرا هم از این حجم فقر و استیصال در امان نیست. قاچاقچیان شبانه به سراغش می‌روند و هر چه را که به‌دست می‌آورند، در فیسبوک به دلالان آثار تاریخی در سراسر جهان می‌فروشند. جنگ در خاورمیانه تنها آرامش و امنیت و سلامت را نشانه نرفته، گویی نااهلان -از تروریست‌ها گرفته تا قاچاقچیان- قصد دارند تمام نشانه‌های تمدن‌های غنی در این منطقه را با هر بهانه و بر هر بستر و فضایی محو و نابود کنند.
نجات‌یافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان