بایگانی مطالب : محیط زیست

گزارش مجلس غیرعلمی و متناقض است

|پیام ما| سازمان حفاظت محیط‌زیست در نشستی رسانه‌ای به اتهام «انفعال» در مواجهه با بحران الیت پاسخ داد و گزارش مجلس را غیرعلمی و متناقض خواند. معاونان این سازمان پیشنهاد برداشت درختان شکسته و افتاده برای جلوگیری از آتش‌سوزی را غیرکارشناسی دانستند و تأکید کردند زیر بار این اقدام نخواهند رفت. آنها در کنار دفاع از عملکرد نیروها، هشدار دادند آتش‌سوزی‌های جنگلی تغییر ماهیت داده، گسترده‌تر و شدیدتر شده‌اند و جنگل‌های کشور دیگر «فصل امن» ندارند.
گزارش مجلس غیرعلمی و متناقض است

فقط ۲۵ سال تا فرونشست فراگیر ایران

نیمه‌شب پنجشنبه حوالی ساعت ۲۳ بود که زمین در خیابان «ولدخانی» شهرک ولیعصر منطقه ۱۸ تهران ناگهان فرو نشست. این حادثه ۱۰ مترمربع از سطح زمین را بلعید و سه خودرو را درگیر کرد. حادثه‌ای که تلفات جانی به بار نیاورد، اما می‌توانست خطرآفرین‌تر باشد. چند سالی است هم‌زمان با صحبت از بحران آب در کشور، بحث پدیده‌ای به‌نام «فرونشست زمین» هم به میان می‌آید؛ پدیده‌ای که براساس گزارش‌های کارشناسی یکباره ایجاد نشده و روز‌به‌روز در حال افزایش است و علاوه‌بر تأسیسات و اماکن، جان شهروندان را هم تهدید می‌کند.
فقط ۲۵ سال تا فرونشست فراگیر ایران

بی‌اطلاعی کارشناسان از سند جنگلداری زاگرس

بی‌اطلاعی کارشناسان از سند جنگلداری زاگرس

تشنگی شیراز، بهای تله‌کابین غیرقانونی

پروژه تله‌کابین، رستوران و کافی‌شاپ در ارتفاعات کوهستان دراک با گذشت بیش از یکسال همچنان تهدیدی برای محیط‌زیست و منابع آب شرب استراتژیک دو میلیون شهروند شیرازی است. گزارش ارزیابی محیط‌زیستی تله‌کابین در کوهستان دراک که توسط شهرداری شیراز ارائه شده است، از دید متخصصان و اساتید دانشگاهی تفصیلی، سوگیرانه و دارای ایرادات علمی و فنی بسیار است؛ اما شهرداری شیراز بدون توجه به روند قضائی پرونده، با ارائه راهکارهای غیرعلمی برای این طرح و برگزاری جلسات متعدد و فرمایشی در تلاش برای دریافت موافقت از دستگاه‌های ذی‌ربط و حتی ایجاد تأثیر در نظر مراجع قضائی است تا به هر نحوی پروژه تله‌کابین را در کوهستان دراک عملیاتی کند.
تشنگی شیراز، بهای تله‌کابین غیرقانونی

در دامن طبیعت، در مرکز سیاست

|پیام ما| ارتباط هنر با محیط‌زیست، رابطه‌ای فراتر از بازنمایی صرف طبیعت است؛ هنر به‌عنوان ابزار قدرتمند آگاهی‌بخشی، انتقاد و کنشگری عمل می‌کند. هنرمندان با استفاده از مواد بازیافتی، اجراهای مشارکتی و رسانه‌های نوین، بحران‌هایی مانند آلودگی، تغییراقلیم و مصرف‌گرایی را به زبانی احساس‌برانگیز و قابل‌درک ترجمه می‌کنند. این آثار نه‌تنها زیبایی‌شناسی احیا و امید را نمایش می‌دهند، بلکه مخاطب را به تأمل وامی‌دارند و پلی میان دانش علمی و اقدام جمعی می‌سازند. بنابراین، هنر امروز نقشی حیاتی در شکل‌دهی به گفتمان محیط‌زیستی و ترویج مسئولیت‌پذیری اجتماعی ایفا می‌کند.
در دامن طبیعت، در مرکز سیاست

روان‌گسیختگی اقلیمی

مرور ۲۲ مطالعه جهانی نشان می‌دهد اختلال‌های روانی و حتی رفتارهای خودکشی با افزایش دما و شدت رویدادهای اقلیمی افزایش می‌یابند، چنان‌که هر درجه افزایش دمای محیط، احتمال خودکشی را حدود یک درصد بالا می‌برد و موج‌های گرما نرخ بستری روانی را تا ۶.۴ درصد افزایش می‌دهند. با وجود این شواهد، مطالعات انجام‌شده در ایران بسیار محدود است و به چند بررسی درباره نقش عوامل اقلیمی در خودکشی یا ارتباط تغییراقلیم با افسردگی ختم می‌شود.
روان‌گسیختگی اقلیمی

ریه‌های کوچک، قربانی پنهان‌کاری بزرگ

ریه‌های کوچک، قربانی پنهان‌کاری بزرگ

روایت یک جنگل زخمی

حالا آتشی که به جان «الیت» افتاد، آرام و خاموش‌شده به‌نظر می‌رسد؛ آتشی که شنبه، دهم آبان، در یکی از یال‌های جنگل «وشتاز» زبانه کشید و بخش زیادی از پیکره هیرکانی را سوزاند. منابع‌طبیعی همان روزها خبر اطفای حریق را اعلام کرد، اما زیر خاکستر هنوز جان داغی پنهان بود؛ جانی که دو هفته بعد، در شامگاه ۲۴ آبان، با وزیدن بادی ناگهانی دوباره بیدار شد و در یک شب یال‌ها و دره‌های تازه‌ای را در بر گرفت. منطقه حفاظت‌شده چهارباغ شعله‌ور شد و کسی نمی‌دانست گونه‌های جانوری این منطقه چه سرنوشتی دارند. در چنین روزهایی، روایت مستندسازانی چون «علی احمدی‌زرین‌کلایی» معنای دیگری پیدا می‌کند؛ کسی که ۱۰ سال میان مه و باران و برگ‌های بلند هیرکانی ایستاد تا «گنجینه‌های هیرکانی» را بسازد و پرندگان نایابی چون هما و گونه‌های دیگر مانند پلنگ و توله‌هایش را به تصویر بکشد. جنگلی که او روایت کرده بود، امروز زخمی است؛ زخمی از ترکیب بحران اقلیمی و کمبود تجهیزات و نیروی انسانی برای حفاظت.
روایت یک جنگل زخمی

فروپاشی، در یک قدمی شیراز و مهارلو

فروپاشی، در یک قدمی شیراز و مهارلو

شیراز در انتظار فاجعه

«خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش/ خداوندا نگهدار از زوالش». آن وقت که حافظ این شعر را سرود،‌ تالاب «مهارلو» را با فاضلاب و انواع آلاینده‌ها آلوده نکرده بودند. بدتر آنکه قرار است ضربه آخر را ساخت سد «تنگ سرخ» در بالادست آن بزند. سدی که مهارلو را خشک می‌کند و باعث می‌شود گردوغبار نمکی و آلوده آوار شود روی سر مردم و زندگی‌شان در شیراز،‌ سروستان، حافظیه، سعدیه و ...
شیراز در انتظار فاجعه