بایگانی مطالب : میراث
فرود اضطراری گردشگری در باند بحران
سازمان گردشگری ملل متحد در گزارش اخیر خود درباره عملکرد کشورهای مختلف در حوزه گردشگری، بیست کشور اول دنیا که بهترین عملکرد را در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵ داشتند، معرفی کرد. در این فهرست ایران با ۱۴ درصد بهبود نسبت به مدت مشابه در سال گذشته میلادی، در رتبه نوزدهم قرار گرفته است. این گزارش توسط «انوشیروان محسنی بندپی» در نشست با فعالان گردشگری با تیتر «صعود ایران به جمع ۲۰ مقصد برتر گردشگری جهان» ارایه و در رسانهها منعکس شد. اما درصورتیکه مبنای اعلام این رشد ۱۴ درصدی آمارهای رسمی وزارت گردشگری باشد، باید به این نمودار و جایگاه ایران در آن، با دیده تردید نگریست؛ چراکه آمارهای این وزارتخانه سالهاست که پرابهام و بدون مبنای دقیق اقتصادی بوده است. بدون تعیینتکلیف حسابهای اقماری نمیتوان به هیچ آماری در هیچ بخشی از گردشگری اعتماد داشت و به دقت آن استناد کرد. ضمن اینکه مدیران ارشد این حوزه نیز نگاهی واقعبینانه به وضعیت موجود گردشگری ندارند. در آخرین مورد و نزدیک به بیست روز پس از آتشبس میان ایران و اسرائیل، معاون توسعه مدیریت وزیر گردشگری اعلام کرده است که بهزودی تورهای ورودی وارد کشور خواهند شد. اما سؤال اینجاست که مبنای این ادعا کدام اطلاعات دقیق از وضعیت گردشگری کشور است؟ و منظور از گردشگران خارجی، کدام طیف از گردشگران است؟ درحالیکه هنوز تعریف دقیقی از «گردشگر» در ساختار آماری این وزارتخانه وجود ندارد، چه طیفی از گردشگران قرار است وارد ایران شوند؟ گردشگران مذهبی؟ گردشگران درمانی؟ کسانی که برای خرید از بازارچههای مرزی وارد کشور و نامشان وارد فهرست گردشگران میشود؟ یا گردشگرانی که خیالشان بابت امنیت ایران آسوده است و چند روزی ایران را بهعنوان مقصد سفر انتخاب میکنند؟ این مانور رسانهای و خبری در شرایطی که بسیاری از فعالان بخش گردشگری از وضعیت موجود آسیبهای جدی دیدهاند، جای بحث دارد.
حلقه گمشده حفاظت از آثار موزهای ایران
داستان فرش نادین
سه روز قبل از آتشافروزیها در تهران و شروع جنگ دوازدهروزه، موزه فرش همایش روز ملی فرش دستباف ایرانی را برگزار کرد. مهمانان و سفرا از کشورهای مختلف در سالن آمفیتئاتر موزه آمده بودند تا درباره فرش ایرانی، تاریخچه و زیباییهای پنهان و آشکار آن بگویند و بشنوند. مهمان ویژه این رویداد، «نادین لوزانو»، سفیر سوئیس در تهران، بود. او پس از پخش مستندی کوتاه درباره «فرش نادین» درباره احساسش نسبت به فرش ایرانی و تجربهای که در مواجهه با آن داشت، گفت. از علاقهاش به آشنایی با فرهنگ مردم ایران، صنایعدستی و موسیقی گفت و فرش ایرانی را سفیر این فرهنگ غنی دانست. از سفرش به دیار مغان و ملاقات با مینا گفت، زن عشایری که یک سال روی بافت فرش نادین کار کرده بود تا نادین آن را بهعنوان یادگاری ارزشمند از دوران مأموریتش در ایران با خود ببرد. او گفت این فرش برای او نمایانگر استعداد بینظیر ایرانیهاست. اما «فرش نادین» چه قصهای دارد؟ این سؤالی است که «علی بردبار» در گفتوگو با «پیام ما» به آن پاسخ میدهد. بردبار سالهاست که با همراهی برادرش در حوزه فرش ایرانی فعالیت دارد. نگاه متفاوت او به فرش ایرانی و گرهزدن قصه فرش به روایت و قصه آدمها باعث شده است فصلی جدید برای فرش ایرانی رقم بخورد. روایت خلق فرش نادین از زبان او شنیدنی است.
۲۰ سال انتظار برای آزادسازی فلکالافلاک
خبر ثبت محوطههای پیشازتاریخ دره خرمآباد در اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس یک بخش دوم هم داشت و آن اینکه در تنها پرونده ارائهشده از سوی ایران در این اجلاس، دو اثر قلعه فلکالافلاک و پل شکسته از پرونده کنار گذاشته شده و شانس ثبتشدن در فهرست میراث جهانی را پیدا نکردند. دلیل این امر علاوهبر ضعف در تدوین پرونده ثبت، ایراداتی بود که یونسکو به وضعیت این دو اثر گرفته بود. در مورد قلعه فلکالافلاک رئیس میراثفرهنگی لرستان دلیل این امر را اینطور اعلام کرد که همدوره نبودن این آثار با هم موجب حذف این دو اثر از پرونده شد، اما ماجرا چیز دیگری بود. یونسکو درباره وضعیت حریم قلعه فلکالافلاک بارها به ایران هشدار داده بود و قرارگیری پادگان نظامی در حریم این قلعه یکی از مهمترین عوامل حذف آن از فهرست جهانی یونسکو بود. موضوعی که از سال ۱۳۸۷ یکی از چالشهای مهم این اثر بوده و همچنان رفع نشده است. سال گذشته در سفر رئیس قوه قضائیه به لرستان هم این موضوع مطرح و راهکاری برای آن مطرح شد، اما همچنان انتقال این پادگان از حریم فلکالافلاک وعدهای است که زمان تحقق آن مشخص نیست. دیروز «امیرهوشنگ فتحی»، رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح استان لرستان، اعلام کرد موضوع انتقال این مرکز نظامی از حریم قلعه تاریخی در دستورکار قرار گرفته است، اما همچنان زمان دقیقی برای انجام آن مطرح نشده.
شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان
در سه روز گذشته، سحرگاهان بیلهای مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهنترین بافتهای تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطهای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستانشناسی، منجر به تخریب لایههایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب میشود. منطقهای که بهگفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگیهای طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. اینبار خاکی جابهجا شد که بهگفته «علیرضا جعفریزند»، نهفقط خشت و آجر بلکه تاریخ آلبویه، پیشازآن و پسازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، بهوضوح نشانهای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراثفرهنگی استان نامیده میشود. از سکوتهای مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایههایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانههایی است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچگاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستینبار در آستانه متروکشدن حافظهاش قرار گرفته است. در پی واکنشها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارشهای واصلشده مبنیبر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرضکنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. بهنظر میرسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمیکنند که این موضوع بسیار نگرانکننده است و بهطور قطع، دادستانی با این ترک فعلها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی میکند: «محسن جاوری» باستانشناس و مسئول سابق کاوشهای میدان عتیق، «علیرضا جعفریزند» حقوقدان و پژوهشگر میراثفرهنگی و «امیر کرمزاده» مدیرکل میراثفرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، همزمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آنهم در یکی از حساسترین هستههای باستانشناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهنها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب میتواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی میتواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟
هنر زندگی در عصر پارینهسنگی
نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانههایی بهجا گذاشت؛ گویی میخواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانهها و پیامهایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچیای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان میدهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را میگویند و ابزارهایی که در خود نشانههایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کردهاند. غارهای پارینهسنگی خرمآباد از همین جنساند؛ پر از رمزوراز، پر از داستانهایی که از پسِ قرون سر برآوردهاند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعتزده ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان میبرند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامیخواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرمآباد و قدمت این سرزمین است.
غارهای پارینهسنگی آغل گوسفندان شده بودند
«محوطه پیشازتاریخ (پارینهسنگی) دره خرمآباد» بهعنوان بیستونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسانهای نئاندرتال و دورههای مختلف پیشازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای دادهاند. این محوطه بهعنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سالهای گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راهآهن» هم حضور داشت.
پروازهای لغوشده، مطالبات بلاتکلیف
|پیام ما| میگوید قرار بوده برای دیدن فرزندانش که در اروپا تحصیل میکنند، چند روزی سفر کند، بلیت و ویزا هم گرفته بوده که جنگ شده، حالا او مانده و ویزای آلمان و بلیتی که تکلیفش مشخص نیست. پیگیریهایش هم به جایی نرسیده. یک نفر دیگر منتظر است تا هزینه پرواز لغوشدهاش را پس بگیرد تا زمینی به ترکیه برود، چون سفر کاری داشته و جنگ پابندش کرده و تا بیست روز دلش آشوب بوده که روند کارش چه میشود. کافی است در شبکههای اجتماعی و دوستان و اطرافیان موضوع لغو پروازها را مطرح کنید تا با تجربیات متعدد افراد در این مورد روبهرو شوید؛ کسانی که بسته شدن بیستروزه آسمان ایران بهنوعی خسارت مالی و روحی به آنها وارد کرده. حالا سازمان هواپیمایی اعلام کرده که تمامی خسارات به افراد عودت داده میشود، اما این پروسه آنقدر زمانبر شده که طاقت بسیاری از مسافران را طاق کرده. پلتفرمهای فروش بلیت توضیحات خود را دارند و میگویند بخشی از خسارات مسترد شده و برخی در پروسه استرداد است. دفاتر خدمات مسافرتی مسافران را به ایرلاینها ارجاع میدهند و سازمان هواپیمایی اعلام کرده «هزینه حدود ۸۰۰ هزار بلیت به مردم مسترد شده و بهای حدود ۳۹ هزار بلیت نیز باقی مانده.» از طرفی بخشی از مطالبات مردم مربوط به هتلها و ایرلاینهای خارجی است که حاضر به استرداد مبلغ نیستند. در چنین شرایط پیچیدهای همچنان موضوع بدهی مردم از بخش گردشگری کشور، چالشی است که بخش زیادی از مسافران با آن مواجهاند و از سویی میتواند موجب سلب اعتماد مردم به بخشهایی از این ساختار شود.
میراث شهریار عدل
۱۰ سال گذشت، از زمانی که تلخیهای پیدرپی میراثی، روح خسته «شهریار عدل» را هم بیتاب کرد؛ مردی که همه عمرش یکتنه برای حفاظت از میراث کشورش جنگید، تا صبح یکشنبه، ۳۱ خرداد سال ۹۴، که قلبش بیطاقت شد. شهریار، تمرکز علمی خود را روی جهان ایرانی قرار داده بود، اما روزهای بعد از درگذشتش بهدرستی درباره او گفتند: «شهریار عدل کسی بود که هرچند در مجامع مهم بینالمللی شناخته شده و صاحب اعتبار و نفوذ بود، اما در کشور خود آنچنانکه شایسته بود قدر ندید و بر صدر ننشست.» قرار بود این گزارش در خردادماه منتشر شود، اما جنگ مجال نداد تا امروز.
متروی اصفهان زیر ذرهبین یونسکو
مسجدجامع عتیق اصفهان، از کهنترین و اصیلترین بناهای مذهبی ایران، نهتنها میراثی بیبدیل در عرصه معماری اسلامی بلکه نمادی زنده از تداوم حیات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شهر اصفهان در طول بیش از هزار سال است. این بنای تاریخی که در دل بافت قدیمی شهر جای گرفته، همچون کتابی گشوده، روایتگر لایههای مختلف تاریخ معماری ایران از دوران آلبویه تا عصر قاجار است. گچبریهای منحصربهفرد، منارههای کهن، شبستانهای چنددورهای و ایوانهای باشکوه این مسجد، آن را به یکی از نمونههای برجسته در تاریخ تمدن اسلامی بدل کرده است. اهمیت این بنای سترگ تنها به جنبههای معماری و مذهبی آن محدود نمیشود. مسجدجامع اصفهان در سال ۲۰۱۲ میلادی به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد و ازآنپس هرگونه فعالیت عمرانی و زیرساختی در محدوده آن، زیر ذرهبین نهادهای بینالمللی قرار دارد. عبور پروژههای کلان عمرانی در نزدیکی چنین آثاری، همواره با حساسیتهای فراوانی از سوی جامعه جهانی، فعالان میراثفرهنگی و حتی افکار عمومی همراه بوده است. در ماههای اخیر، عبور خط دوم متروی اصفهان از جوار این بنای تاریخی، توجه رسانهها و کارشناسان را به خود جلب کرده و سازمان یونسکو نیز از دولت ایران توضیح خواسته است. این موضوع، پرسشهای جدی را در سطح ملی و بینالمللی مطرح کرده؛ از جمله اینکه آیا عبور مترو از این محدوده میتواند به این بنای تاریخی لطمه وارد کند؟ چه میزان از الزامات فنی و میراثی در طراحی مسیر مترو لحاظ شده است؟ و اینکه درصورت اثبات تهدید، چه سرنوشتی در انتظار مسجدجامع اصفهان و جایگاه جهانی آن خواهد بود؟ در شرایطی که افکار عمومی اصفهان با حساسیت ویژهای این موضوع را دنبال میکند، پرداختن به ابعاد فنی، حقوقی و میراثی عبور مترو از حریم این اثر ارزشمند، ضرورتی انکارناپذیر است. بههمینمنظور، در گفتوگو با «امیر کرمزاده»، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان، تلاش کردیم زوایای پنهان و دغدغههای کارشناسی پیرامون این پروژه حساس مورد واکاوی قرار گیرد. این گفتوگو میتواند پاسخگوی پرسشهای فراوانی باشد که این روزها ذهن فعالان حوزه میراثفرهنگی، شهروندان اصفهان و حتی جامعه جهانی را به خود مشغول کرده است.
