بایگانی مطالب : میراث
همگامی آیینهای کهن ایرانی با محیطزیست
توجه به عناصر تشکیلدهنده حیات یکی از مؤلفههای اساسی در جشنهای باستانی ایرانیان است. جشن رودخانهها در اواخر اسفند، جشن دریاها در میانه مرداد و آمیختگی جشن تیرگان با کوهستان دماوند را میتوان در زمره جشنهای باستانی دانست که مستقیماً با محیطزیست و طبیعت در ارتباط هستند. جشنهایی که عمدتاً با شکرگزاری و شادی همراهاند و برگزاری آنها طی هزاران سال توسط مردم گواه دیرینگی و اهمیتی است که در اندیشه پیشینیان وجود داشته است. چندسالی است که به ابتکار انجمن کوهنوردان ایران، رویداد مهرگان کوهستان در اوایل مهرماه در اغلب شهرهای رشتهکوه سترگ البرز و زاگرس برگزار میشود؛ رویدادی که تلاش دارد براساس آموزههای باستانی به پاسداری و مراقبت از کوهستان بهعنوان منشأ آبهای شیرین ایران بپردازد.
مهرگان؛ جشنی برای زندگیخواهی
مهرگان آیین زندگی و شادمانی است؛ دعوتی به داد، پرهیز از ظلم و دوری از تاریکی که نماد آن ضحاک است. در اسطورهها و آیینهای مهرگان، این پیام روشن است: چرخشی از گفتمان مرگاندیشی و «مرگِ خوب» بهسوی «زندگیِ خوب». آنچه در داد و داوری فریدون دیده میشود، بازتاب همین معناست. مهرگان آیین زیستافزایی و زندگیخواهی است؛ خواستن زندگی برای مردم بهشکلی عادلانه و برابر. اگر میخواهیم به پیام نهفته در دل مهرگان گوش فرا دهیم، باید رؤیا و آرزوهای مردم را زنده کنیم؛ رؤیای گروههای بیصدا و محروم: کودکان کولبر کردستان، کودکان سوختبر سیستانوبلوچستان، کودکان کار و جوانان بیاشتغال. این رؤیا جز با چرخشی بزرگ در نگاه ما به جهان و معنای زندگی تحقق نمییابد. مهرگان پیام تولد دوباره و باززایی یک ملت است؛ پیامی که در آن «زندگی خوب» مطالبه اصلی مردم است و فقر و نداری بهمثابه آفریدهای اهریمنی شناخته میشود. پیام مهرگان، برچیدن شکافهای طبقاتی است؛ جهانی که در آن، زندگی خوب تنها به اقلیتی محدود متعلق نیست و دوزخ سختیها بر دوش اکثریت مظلوم سنگینی نکند. در چنین جهانی، دیگر خبری از زنانهشدن، کودکانهشدن، قومیشدن، زیستمحیطیشدن و میراثیشدنِ فقر نخواهد بود.
نغمهای کهن در آغاز پاییز
اوایل پاییز است و آغاز مهرگان. اما نه خوان ارغوانی گسترده میشود، نه تبریکی گفته میشود و نه جشنی برای آغاز پاییز برپا میشود. مهرگان هر سال میآید و در سکوت و سوز پاییز میگذرد. قرار بود امسال به پیشنهاد وزرای میراثفرهنگی، ارشاد، علوم و آموزشوپرورش، مسعود پزشکیان جشن مهرگان را به مردم ایران تبریک بگوید و برای برگزاری آن تدارکی اندیشیده شود تا شاید پس از ۴۷ سال، پزشکیان نخستین رئیسجمهوری باشد که دومین جشن ملی ایرانیان را بعد از نوروز به مردم ایران که از گذشته تا کنون این جشن را پاس میداشتند، تبریک بگوید. اما تا زمان تنظیم این گزارش خبر موثقی در مورد محقق شدن این برنامه وجود ندارد. بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند جشن مهرگان که به ثبت جهانی هم رسیده، مثل نوروز زنده نیست و کارکردهای خود را در ایران امروز از دست داده است. اما مردمشناسان این نظر را رد میکنند. آنها معتقدند جشن مهرگان و دیگر جشنهای آیینی در اسارت مرزهای سیاسی کشورها نمیگنجند، ماهیت این جشن و آیینها هنوز در میان مردم مورد توجه است؛ حتی اگر نام و شمایل آنها تغییر کند. از جمله «شبان میرشکرایی»، مردمشناس، که در گفتوگو با «پیام ما» تأکید دارد مهرگان با وجود تغییراتی که برخی مناطق داشته، با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا میشود.
کشف پادشاه ۴هزارساله در صخرههای ایذه
در دل صخرههای آیاپیر ایذه، کوچکترین نقشبرجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش میکند. باستانشناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را بهصورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنهای شود به سنتهای نیایشی و هنر صخرهای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برنامهای برای حفاظت از آن داشته باشند.
ایران تماشاگر، عربستان و ترکیه پیشتاز
|پیام ما| پشت تریبونهای رسمی، همهچیز روبهراه است؛ قرار است نوروز امسال گردشگری شکوفا شود، صدها هتل ساخته شود، گردشگران روانه کشور شوند و تفاهمنامههای همکاری امضا شوند. بازارهای جدید پیدا شده است و گردشگران جدید روانهاند بهسوی مقاصد و جاذبههای ایران. گویی پشت تریبونها فضایی دیگر حاکم است و حقیقت نقل دیگری از روایت گردشگری دارد. راهنمایان گردشگری هنوز بهدنبال شغلهای جدید هستند، اقامتگاهها یکی پس از دیگری تعطیل شدهاند و ساختمانهای نیمهکاره هتلها، از سرمایهگذاریهای نیمهتمام و ورشکستگیهای مالی میگویند. گردشگری ایران با تمام مشکلاتش، در ورطه بحران و انکار گرفتار شده. باید باور کرد تا زمانی که واقعیتها دیده و پذیرفته نشوند، امیدی به درمان این زخم وجود ندارد. مواجهه صادقانه با بحران، اولین گام برای رفع آن است؛ نه انکار و به پستو راندنش.
الگویی برای آینده هتلداری کشور
بیانیه اختتامیه اولین دوره اعطای «نشان هتل سبز ایران»
قلب تاریخی خراسان زیر آسفالت
|پیام ما| دو دهه پیش تکهسفالهای پراکنده در سطح تپه ماهوری که بین مردم قاین به «تپه شاهزاده حسین» معروف بود و گاهی برای زیارت و نیایش به آنجا میرفتند، توجه باستانشناسان را به خود جلب کرد. بعد از مطالعات و بررسیهای اولیه، گمانهزنی در آن محدوده آغاز و مشخص شد در این تپه آثار معماری و اشیا تاریخی متعددی وجود دارد. آثاری که نشان میداد شهر قدیم قاین که در سفرنامههای تاریخی از آن یاد شده، در جنوب قاین امروزی قرار دارد. نشانههایی از یک مسجد در این منطقه کشف شد. بهگفته «رجبعلی لباف خانیکی» که کاوشهای قاین زیر نظر او انجام شده، جزو اولین مساجد ساختهشده توسط مسلمانان در ایران است. شهر قدیم قاین یکی از مهمترین محوطههای تاریخی شرق ایران است. اما در دو دهه اخیر مدیران شهری با نادیده گرفتن اصول حفاظتی در این محوطه و استفاده از سکوت سازمان میراثفرهنگی، طرح جامع شهری را اجرایی کرده و بخشی از محوطه تاریخی را آسفالت کردند. امروز تنها نشانه شهر قدیم قاین، تپه باستانی رهاشده در میانه میدانی در شهر است که با تابلوی «مزار (تپه) شاهزاده حسین» معرفی شده. در دو سال اخیر با بالا گرفتن موضوع بازنگری حرایم در میراثفرهنگی، این موضوع به شهر قدیم قاین هم کشیده شده و بسیاری از مالکینی که زمینهایشان در حریم این اثر قرار دارد، خواهان تعیینتکلیف زمینهایشان شدهاند. اما در کشمکش مردم، مدیران شهری و میراثفرهنگی که هر یک توپ را به زمین دیگری میاندازد، بخشی از هویت تاریخی خراسان بزرگ در حال فراموشی و تخریب است. آنچه در شهر قدیم قاین رخ داده، تنها یک تخلف یا چشمپوشی بر ضوابط حفاظت نیست؛ مصداقی از یک بیماری مزمن در مدیریت میراثفرهنگی کشور است.
کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز
قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گرهگاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نامهایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمیشد. روایتها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقهاش «شکر اصفهانی» میگویند و نشانههای معماری موجود، لایههایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان میدهد. همین درهمتنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعینحال، مغفولترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.
زمین، کاروانسراهای جهانی را میبلعد
پهنههای فرونشست زمین در ایران چنان گسترش یافتهاند كه ۳۵۹ دشت كشور را در خطر فرونشست قرار دادهاند. براساس گزارشی، ۴۱ كاروانسرا از ۵۴ كاروانسرای ثبتجهانیشده ایران در معرض خطر فرونشست قرار دارند و كاروانسراهای ثبتجهانیشده در تهران، اصفهان، البرز، سمنان، مركزی، یزد، بوشهر و خراسانجنوبی هستند. خطر فرونشست علاوهبر كاروانسراهای ثبتجهانیشده ایران آثار تاریخی دیگر كشور را نیز تهدید میكند.
داستان کلاسیکبازها
دستهای حرکت میکنند، یک جای مشخص قرار میگذارند، جمع میشوند و معمولاً خانوادگی به دل جاده میزنند. همین حرکت دستهجمعی و دورهمیشان است که جذابیتشان را بیشتر میکند. خودروهایی که ۳۰ الی ۵۰ سال پیش تولید شدهاند و برای چند نسل خاطرهسازی کردهاند، همچنان سرپا هستند و حالا به یکی از جذابیتهای گردشگری و سفر تبدیل شدهاند.
