بایگانی مطالب : گردشگری
انقلابی زنانه در گردشگری پایدار
|پیام ما| «ایجاد تعهدی برای بازتعریف گردشگری جهانی از طریق پایداری، نوآوری و رشد اقتصادی فراگیر» این جملهای است که در صفحه شخصی «شیخه ناصر النوایس» که بهتازگی بهعنوان دبیرکل جدید سازمان جهانی گردشگری انتخاب شده، خودنمایی میکند. براساس اطلاعات وبسایت شخصی دبیرکل جدید سازمان جهانی گردشگری، او قصد دارد بر پایداری، تحول دیجیتال، توانمندسازی اقتصادی، حاکمیت اخلاقی و تبادل فرهنگی تمرکز و اهدافی مثل ایجاد یک بخش گردشگری فراگیر و نوآورانه را دنبال کند. او نخستین زنی است که در جریان صد و بیست و سومین نشست شورای اجرایی سازمان جهانی گردشگری در مادرید، با رأی اکثریت اعضا بهعنوان دبیرکل این سازمان برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۹ میلادی انتخاب شد.
رقص «گوران» روی موجهای خلیجفارس
ریشسفیدها با آن دشداشههای پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق میزند، پابهپای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفتهاند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را بهسمت دریا میبرند. ریشسفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر میکنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوانها اما به اولین لنجی که به دریا میبرند، به «گوران»، فکر میکنند، به آینده لنجسازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و میرقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع همسن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه میکوبد و یک نفر میانداری میکند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانیاش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیجفارس روان شود. آن تلاش عرقریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، میگوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدمهایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشتهاند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راهاندازی شده هر چند بندریها دردودلها دارند آنها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر میگوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جامجهانی از آن بهرهبرداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.
از اتحاد اقوام ایرانی تا محدودیتهای زیرساختی
استان کرمان در روزهای پایانی اردیبهشتماه میزبان یکی از مهمترین رویدادهای گردشگری کشور بود. اولین «جشن ملی بومگردیهای ایران»، همزمان با ۳۱ اردیبهشت روز ملی بومگردی، در کرمان آغاز شد و حدود ۷۰۰ نفر از فعالان و علاقهمندان این حوزه از سراسر کشور در آن شرکت کردند. نزدیک به ۱۵۰ نفر از مهمانها با قطار گردشگری به کرمان رسیدند و بقیه هم با خودروهای شخصی به این رویداد پیوستند. این رویداد با شعار «ایران، خانه همه ماست» و با حضور وزیر میراثفرهنگی، معاون گردشگری و استاندار کرمان افتتاح شد. در کنار مراسم، نمایشگاهی از صنایعدستی کرمان هم برگزار شد که حالوهوای بومی این رویداد را بیشتر به نمایش گذاشت. هدف اصلی این رویداد، معرفی بهتر ظرفیتهای گردشگری استان کرمان و همینطور توجه بیشتر به ظرفیتهای بومگردی ایران و گردشگری جامعهمحور بود. در حاشیه این رویداد گفتوگویی با «مصطفی فاطمی»، مدیرکل گردشگری داخلی، داشتیم تا نظر او را درباره تجربه این رویداد و چالشهای برگزاری آن جویا شویم.
صعود به قله دوستی
کوهستان محلی برای ارتباط عمیق با طبیعت و به چالش کشیدن تواناییهای خویش است؛ جایی که بدون حضور هیچ تماشاچی تنها با انگیزههای درونی باید تلاش کرد. کوهستان برخلاف زیبایی و شکوه خیرهکننده خود خطرات زیادی نیز بههمراه دارد که درصورت نبود آموزش میتواند به قیمت جان کوهنورد تمام شود. اینجاست که نقش آموزش پررنگ میشود؛ آموزشی که در ایران از حدود ۷۰ سال پیش و با تأسیس فدراسیون کوهنوردی آغاز شد. آموزش کوهنوردی و بهبود آن مسیری پرفرازونشیب در ایران طی کرد تا به ساختار امروزی رسیده است. حال این تجربه در مسیر آموزش دوستی با کوهستان، پلی برای ایجاد یک ارتباط فرامرزی و یک تعامل سازنده با کشوری در همسایگی ایران شده است؛ کشوری که جزئی از پهنه بزرگ فلات ایران است و قلههایی مرتفعتر از دماوند را در مرزهای خود جای داده است. افغانستان همسایه شرقی ایران که صعود به قلل هفتهزارمتری آن در تاریخ کوهنوردی ایران نیز ثبت شده است. حال با ایدهپردازی کوهنورد پیشکسوت ایرانی و حمایت فدراسیون کوهنوردی ایران و افغانستان، فرصتی برای تبادل تجربه ایران در زمینه آموزش کوهنوردی به کوهنوردان افغانستانی فراهم شده است که گامی مثبت در افزایش تعامل دو کشور فارسیزبان است.
نبض گردشگری پایدار در روستاها میزند
گردشگری مبتنیبر جامعه بهعنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار گردشگری، فرصتهای بینظیری برای توانمندسازی جوامع محلی و مشارکت آنان در بهرهبرداری از منابعطبیعی، فرهنگی و اجتماعی بهوجود میآورد. در این مدل، جامعه محلی نهتنها بهرهبردار، بلکه بازیگر اصلی توسعه گردشگری است.
از خانههای خشتی تا روزیِ زنانه
در سالهای اخیر، اقامتگاههای بومگردی بهویژه اقامتگاههای تحت مدیریت زنان، به نقطهعطفی در صنعت گردشگری ایران تبدیل شدهاند. در این میان، زنان مدیر این اقامتگاهها با ابتکار و تلاش بیوقفه، نهتنها به احیای فرهنگ محلی و سنتهای بومی پرداختهاند، بلکه کارآفرینی و ایجاد فرصتهای شغلی برای دیگر زنان را نیز تسهیل کردهاند. بهعنوان مثال، در دل روستای سلین در اورامان خانوادهای اقامتگاه بومگردی دایر کردهاند و مادر خانواده بههمراه فرزندانش آن را اداره میکنند. اتاقهای این اقامتگاه با نمادهایی از انار و میخک که از محصولات محلی این منطقه و کار دست زنان است، تزئین شدهاند. همچنین، فضایی برای پوشیدن لباس کردی و گرفتن عکس فراهم شده است تا هرکدام از مسافران بتوانند لباس کردی بپوشند و عکس بگیرند. بااینحال، با ورود بیماری کرونا، صنف گردشگری با چالشهای بیشماری روبهرو شد. بانوان مدیر این اقامتگاهها نیز در این دوران با مشکلات خاص خود مانند کاهش شدید گردشگران و نگرانیهای مالی مواجه شدند. اما با وجود این موانع، بسیاری از آنها به تلاش و همت خود ادامه دادند و بهتدریج موفق شدند به رونق نسبی پیشین بازگردند.
ضرورت بازنگری در سیاستگذاری دولت
در دنیای امروز، سفر به روستاها و زندگی بومگردی به یک انتخاب جذاب و متفاوت برای گردشگران تبدیل شده است. بومگردی فرصتی است تا مسافران در دل طبیعت غوطهور شوند، از فرهنگها و آداب و رسوم محلی بیاموزند و دنیایی از تجربههای اصیل و متفاوت را با خود به خانه ببرند. اما این سؤال برای بسیاری از فعالان حوزه گردشگری کشور مطرح است: آیا ما در ایران قادر به پاسخگویی به این نیازهای جدید هستیم؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ «حرمتالله رفیعی»، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و جهانگردی، ایران رفتیم. او در گفتوگو با «پیامما» به بررسی چالشها و فرصتهای موجود در بومگردی پرداخت و مشکلات و چالشهای پیش روی بخش خصوصی در صنعت گردشگری را مورد بحث قرار داد.
حفظ هویت در تلاقی سنت و مدرنیته
پیام ما- در دنیای امروز، بومگردی بهعنوان تجربهای منحصربهفرد و عمیق از ارتباط با طبیعت و فرهنگ محلی شناخته میشود. یکی از جنبههای اساسی بومگردی که نیازمند توجه ویژه است، گردشگری خوراک است. غذا نهتنها ابزاری برای سیرکردن شکم، بلکه آئینهای از فرهنگ و سنتهای یک منطقه به شمار میآید. در ایران، با تاریخ غنی و تنوع اقلیمی بینظیر، این موضوع اهمیت دوچندان مییابد. معرفی غذاهای محلی در بومگردیها میتواند به حفظ هویت فرهنگی، ارتقای کشاورزی پایدار و ایجاد درآمدزایی برای جوامع محلی کمک کند. همچنین، گردشگری خوراک فرصتی است برای گردشگران تا از طریق غذا به عمق فرهنگ و آدابورسوم محلی پی ببرند و تجربههای فراموشنشدنی را به دست آورند. بااینحال، برخی چالشها نیز وجود دارد که میتواند این ظرفیت را تهدید کند. نبود زیرساختهای استاندارد برای ارائه خدمات مناسب به گردشگران، مانند رستورانهای محلی و اقامتگاههایی که فرهنگ و غذاهای منطقه را بهدرستی معرفی کنند، از جمله این مشکلات است. همچنین، کاهش توجه به مواد اولیه سنتی و محلی که نقش کلیدی در اصالت غذاها ایفا میکند، میتواند بهتدریج این میراث غنی را تحتتأثیر قرار دهد.
گردشگری با چاشنی محلی
گردشگری غذا ابعادی از تجربیات فرهنگی را ارائه میدهد که با بومگردی ادغام میشود. در اقامتگاههای محلی، مسافران فرصت دارند تا در فضایی طبیعی و اصیل با فرهنگها و غذاهای محلی آشنا شوند و تجربیات غنیتری از سبک زندگی و عادات غذایی جوامع مختلف به دست آورند. بومگردی، با تأکید بر حفظ میراث فرهنگی و طبیعی، به گردشگران این امکان را میدهد که نهتنها غذاهای محلی را بچشند بلکه در فرآیند تهیه آنها نیز مشارکت کنند. این تعامل به ایجاد ارتباط عمیقتری با فرهنگ مقصد منجر میشود و مسافران را به مشاهده و درک عادات و سنتهای غذایی آن جامعه ترغیب میکند. رسانهها در این میان، نقش مهمی ایفا میکنند. با افزایش محبوبیت شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال، زیباییشناسی غذا به یک موضوع جذاب و قابل اشتراک گذاری تبدیل شده است. مردم به شکل و ظاهر غذاها توجه بیشتری دارند و این موضوع به ترویج فرهنگ غذایی و اشتراک آن بین کشورها کمک میکند.
بیمههای بیاثر
اواخر آذرماه پارسال شعلهها بهسرعت به کپرهای اقامتگاه «کاشکیلو» رسید. دیررسیدن آتشنشانی و مشکلات در سیستم اطلاعرسانی به نهادهای امدادی باعث شد خساراتی سنگین و نزدیک به دو میلیارد برای این اقامتگاه بومگردی شهداد باقی بماند که هنوز هم زخمهای آن باقی است. «پیامما» سال گذشته در گزارشی بیمه اقامتگاههای بومگردی را بررسی کرده بود، اما پیگیریهای دوباره نشان میدهد هنوز هم در بر همان پاشنه میچرخد. «سرور اسکندری»، مدیر کاشکیلو، درباره پیگیریهایش برای پرداخت خسارت از سوی بیمه به «پیامما» میگوید هنوز بعد از گذشت ماهها بهدلیل قوانین بیمه نتوانسته خسارت واردشده را دریافت کند. موضوعی که بار دیگر ضرورت بازنگری و تقویت پوششهای بیمهای اقامتگاههای بومگردی را مطرح میکند و این پرسش را پیش میآورد که چرا چارچوب بیمهها متناسب با فضای اقامتگاهها نیست؟
