بایگانی مطالب : گردشگری
تهران – قاهره؛ فصل جدید رابطه؟
|پیام ما| ایران و مصر؛ دو خاستگاه کهن تمدنی هستند که نامشان تداعیکننده شکوه امپراتوریها، دانش، معماری و فرهنگ است. مناسبات این دو سرزمین که در طول تاریخ، بارها در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، در چهار دهه گذشته زیر سایه تصمیمات سیاسی رنگ باخت. ایران اما پس از بهار عربی و بروز تغییرات در ساختار سیاسی مصر، تلاشهایی برای ترمیم روابط کرد و با همین هدف مذاکراتی را در سکوت خبری آغاز کرد. درنهایت خرداد ۱۴۰۲ در دیدار رهبر جمهوری اسلامی ایران با سلطان عمان، تمایل ایران برای بازسازی روابط با مصر بهطور رسمی اعلام شد. بعد از آن، بخش خصوصی گردشگری ایران مذاکراتی با همتایان مصری خود داشت؛ مذاکراتی که به تدوین و امضای یک تفاهمنامه همکاری منجر شد. اما این تفاهمنامه، از مرحله کاغذ و امضا فراتر نرفت و اجرایی نشد. حالا پس از چند سال سکوت، سفر رسمی وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به قاهره، احتمال از سرگیری روابط را تقویت کرده است. خبرهایی که از قاهره و دیدارهای وزیر گردشگری با مقامات مصری مخابره شد، از عزم دو طرف برای بازگشت به مسیر همکاری میگویند. اما پرسش اینجاست: آیا بسترهای لازم برای ازسرگیری روابط، بهویژه در حوزه گردشگری، فراهم شدهاند؟ آیا پس از چهار دهه قطع روابط رسمی در سطوح مختلف، لغو احتمالی ویزا برای گردشگران بهعنوان نخستین گام میتواند مؤثر باشد؟ آینده این گفتوگوها و رایزنیها تا چه اندازه میتواند امیدوارکننده باشد؟
حفاظت از طبیعت با نظام جبران خسارت
در چارچوب اکوتوریسم پایدار، تنها تأکید بر کاهش پیامدهای منفی کافی نیست؛ بلکه در مواردی که آسیبهای محیطزیستی اجتنابناپذیر یا پیشبینینشده رخ میدهند، باید سازوکارهای جبران خسارت مؤثر، منصفانه و علمی در دستورکار قرار گیرند. همچنان که در سایر کشور چنین رویهای اعمال میشود. در کانادا و آلمان هرگونه خسارت واردشده به مناطق تحتحفاظت، باید با اقدام جبرانی همارز یا مؤثرتر در همان نوع زیستگاه جبران شود. در استرالیا در اکوسیستمهای حساس صدور مجوز برای فعالیتهای طبیعتگردی مشروط به اجرای همزمان پروژههای احیای زیستگاه شده است و مجریان طرحهای اکوتوریسم ملزم به تأمین بخشی از منابع مالی این اقدامات هستند. در شیلی، برزیل و ژاپن ابزارهایی مانند بیمههای محیطزیستی برای جبران خسارات غیرقابلپیشبینی یا حوادث نادر طبیعی نیز بهکار گرفته میشوند.
گردشگری با نوای موسیقی
زیر آسمان پرستاره ساحل کنگان، ملودیهای کهن صیادان با ریتم موجها یکی میشود. در چابهار، نغمههای گواتی زیر نور ماه، قصههای اساطیری را زنده میکنند. آواهایی که انگار از دل دریا و خاک جنوب برخاسته. این موسیقی، قلب تپنده فرهنگ جنوب ایران است که هر گردشگر را به خلیجفارس میکشاند. رضا عابدیان، پژوهشگر موسیقی نواحی از پتانسیل این نغمهها برای جذب گردشگر میگوید. او که درباره گنجینه موسیقی نواحی ایران مطالعات زیادی دارد، معتقد است که این موسیقی میتواند جنوب ایران را به مقصدی فرهنگی در نقشه جهانی گردشگری بدل کند. با این وجود، به اعتقاد او نبود حمایت کافی و کمتوجهی به فستیوالهایی مثل «کوچه»، این فرصت را به حاشیه برده است. عابدیان تأکید میکند که با آموزش، پشتیبانی از هنرمندان و تقویت رویدادهای موسیقایی، میتوان این گنج فرهنگی را به ویترینی برای جذب گردشگران تبدیل کرد.
رقص ملودیها در آغوش دریا
صدای نیانبان از ساحل بندرعباس بلند میشود و ریتم یزله در کوچههای بوشهر جان میگیرد. در جزیره قشم، آواهای آیین زار، حکایت مراودات تاریخی این سرزمین را بازگو میکنند. اینجا در ساحل خلیجفارس، جایی که موجها با آفتاب داغ همصدا میشود، موسیقی جریان دارد که روایتگر زندگیست؛ حکایتهایی از سفرهای ملوانان، آوازهایی برای شفا و آرامش و ردپایی از فرهنگهای دوردست که به دل این خاک راه یافتهاند. این موسیقی فقط نغمه نیست؛ حافظهٔ یک سرزمین است. گذشته را به آینده پیوند میزند و در دل هر ضربآهنگش، ردپای هویت و استقامت مردمانی دیده میشود که حتی در طوفانِ زمان، صدایشان خاموش نشده است. سید فواد توحیدی، پژوهشگر و نوازنده موسیقی نواحی در گفتوگو با «پیام ما» از چگونگی شکلگیری این نغمهها گفته است؛ اینکه چطور اقلیم و فرهنگ بر شکلگیری موسیقی نواحی جنوب ایران تاثیر گذاشته. به اعتقاد او، در روزگار تسلط موسیقی پاپ و نفوذ فضای مجازی باید مراقب بود که این گنجینه بومی در خطر فراموشی قرار نگیرد.
سفرههای رنگارنگ اهالی جنوب
شیرینی خرما، تندی فلفل و بوی ماهی، روح فرهنگ غذایی جنوب ایران را شکل میدهند. اینجا قهوه را با آیینی خاص دم میکنند و خرما همدم همیشگی سفرهها است. خلیجفارس با هوای شرجی و هرم گرمایش چنان تأثیری در سبک غذایی مردم این منطقه داشته که هر لقمه، قصهای از نخلستان و دریا را روایت میکند. به بهانه روز ملی خلیجفارس و برای کشف رازهای فرهنگ غذایی این منطقه، با سهراب دریابندری، مترجم، مستندساز و دستیار نجف دریابندری و فهیمه راستکار در کتاب مستطاب آشپزی گفتوگو کردهایم. او در این گفتوگو از تجربه سفر به سفرههای مردم جنوب ایران گفته است.
گردشگری پایدار؛ رویای دور
در سواحل خلیجفارس، جایی که جنگلهای حرا و جزایر مرجانی داستانی از زیبایی طبیعت روایت میکنند، گردشگری انبوه سایهای بر این اکوسیستم انداخته است. خلیج فارس با پتانسیلهای بینظیر در حوزه گردشگری، در حال حاضر با خطرات ناشی از گردشگری ناپایدار و انبوه مواجه است که آیندهاش را تهدید میکند. محدثه گرمابدری، فعال گردشگری، مدرس و جهانگرد، به جزئیات این خطرات پرداخته و بر لزوم تغییر رویکردها در صنعت گردشگری ایران تأکید دارد. او از اهمیت نگاهی نو به توسعه گردشگری در نقاطی چون جزیره قشم سخن میگوید، جایی که درگذشتهای نهچندان دور به لحاظ زیستمحیطی و فرهنگی، محلی امن و بکر محسوب میشد.
توسعهای بیجهت، مدیریتی بینقشه
توسعه ناپایدار گردشگری در حاشیه خلیجفارس بهعنوان موضوعی چالشبرانگیز به یکی از نگرانیهای جدی در این منطقه تبدیل شده است. باوجود پتانسیلهای فراوان، نبود برنامهریزیهای علمی و دقیق در مدیریت مقاصد گردشگری، سبب شده تا این صنعت نهتنها به اهداف توسعه پایدار نرسد، بلکه با مشکلاتی همچون افزایش قیمتها، آلودگی محیطزیست و تغییر کاربری زمینها مواجه شود. در بسیاری از موارد، گردشگری به طور غیر مدبرانهای اجرا میشود و بهجای بهرهبرداری از ظرفیتهای محلی، آسیبهایی جدی به جوامع محلی و منابع طبیعی وارد میشود. برای بررسی این شرایط و چالشهای موجود، با علی شادلو، مدرس و فعال گردشگری و محیطزیست، به گفتوگو پرداختهایم. او در این مصاحبه به تحلیل و واکاوی دلایل ناکامیهای موجود در عرصه گردشگری در حاشیه خلیجفارس و ارائه راهکارهایی برای دستیابی به توسعه پایدار میپردازد.
میخواهیم باب گفتوگو با جهان را باز کنیم
معاون گردشگری کشور در میان ۱۳۰ تورگردان بینالمللی عنوان کرد
گذر از باتلاقها برای طعم نان تازه
گردشگری خوراک پدیده جدیدی در جهان گردشگری نیست. آدمهایی که برای چشیدن طعم یک غذا در خاستگاه اصلیاش کیلومترها سفر میکنند، یا برای شرکت در کلاس آموزش آشپزی یک سرآشپز سرشناس یا شرکت در یک نمایشگاه قارهها را پشت سر میگذارند، در دنیا کم نیستند. اما گزارشی که گاردین اخیراً منتشر کرده است از پدیده نوظهوری میگوید؛ از شاخهای از گردشگری خوراک با عنوان: «گردشگری نانوایی».
گمشدن صداهای بومی در داغی موسیقی تجاری
«تا کار دارند تحویلت میگیرند. وقتی کاری ندارند، خالو قنبر بی خالو قنبر». خالو قنبر گله نمیکند. فقط میگوید کسی خریدار موسیقی نواحی نیست: «مردم گوش نمیکنند. در همین بندرعباس هم کسی به موسیقی نواحی اهمیت نمیدهد». راضیست که قرار است در جشنواره موسیقی نواحی، نی جفتی بزند: «اگر این هنر موسیقی را نداشته باشیم، دیگر هیچچیز نداریم. مثل ماهی است که از دریا بگیری، بندازی در آب شیرین.» شاید «قنبر راستگو» که صدای ساز جفتیاش را همه اهل جنوب و غیرجنوب میشناسند، خوب میداند که همین جشنوارهها، هرچند کوتاهعمر و گهگاه، فرصتیاند برای ماندن در حافظه جمعی. در روزهایی که بازار موسیقی تجاری داغتر از همیشه است و صداهای بومی گم میشوند، همین فستیوالها مانند «کوچه» و «جشنواره موسیقی نواحی ایران» میتوانند صحنهای باشند برای بازگشت به ریشهها و یادآوری اینکه موسیقی نواحی روایتی است از زیست یک قوم، جغرافیا و فرهنگ.
