بایگانی مطالب : جامعه
اخراج مهاجران؛ امنیت یا توهم؟
در روزهایی که هنوز غبار جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل فرو ننشسته، صدای تلخ طرد و اخراج مهاجران افغانستانی بالا گرفت؛ صدایی که نهفقط در کوچهها و خیابانها، بلکه در قاب تلویزیونها و تیتر رسانهها نیز پیچیده است. طردی که دیگر تنها یک «سیاست مهاجرتی» نیست، بلکه به بحرانی اخلاقی بدل شده که پایههای انسانیت را لرزانده است. در این وضعیت آشفته و پیچیده، برخی وجدانها خاموش و برخی زبانها به ستایش این خشونت گشوده شدهاند؛ گویی در کشاکش مشکلات عدیده کشور، مهاجر افغانستانی بدل به مسکن موقتی ناکامیها شده است؛ دشمنی ساختگی برای فرار از پاسخگویی به مطالبات انباشته مردم. انگار در این میانه، حاکمیت و بخشی از افکار عمومی، صورتمسئله را پاک کردهاند. از گرانی، فساد، دزدی، ناکارآمدی، تحریم، بیآبی، کمبود برق و گاز، بگیر تا شکاف طبقاتی و فرسایش سرمایه اجتماعی، حتی ضعفهای اطلاعاتی و غافلگیریها نیز، بیسروصدا به گردن مهاجر انداخته شد. مهاجر افغانستانی ناگهان مسئول تمام این فجایع شد. انگار با قربانیکردن، میشد تمام زخمهای جامعه را موقتاً پنهان کرد.
انقباض و انسداد مجاری تنفسی جامعه
در واکنش به تصویب دوفوریت کلیات لایحه مقابله با اخبار خلاف واقع مطرح شد
جنگ نابرابر کورهها و فیوزها
هنوز موانع صادراتی، بازاریابی و رعایت حقوق مالکیت فکری و معنوی در حوزه صنایعدستی بهصورت کامل رفع نشده که قطعی برق و خاموشیهای گسترده، دردسرهای هنرمندان و تولیدکنندگان را مضاعف کرده است. یکی از هنرمندان فعال در حوزه سفال و سرامیک از مشکلات ناشی از قطعی برق در کارگاهش میگوید و معتقد است قطع سراسری برق نهتنها به توزیع یکنواخت انرژی کمک نمیکند، بلکه موجب مصرف انرژی و آلودگیهای محیطزیستی بیشتر حداقل در حوزه صنایعدستی میشود. او که هشتسالی میشود در حوزه سرامیک کار میکند و هنوز هم بیمه صنایعدستی ندارد، بدون پشتوانه مالی و با سختیهای بسیاری مسیرش را ساخته و حالا عمده محصولاتش به کشورهای دبی، بحرین، فرانسه و کانادا صادر میشوند.
سانسور؛ نسخه جدید دولت وفاق!
نگرانی از لایحه محدودکننده آزادی بیان
|پیام ما| روز یکشنبه، ۵ مردادماه، ۲۰۵ نماینده مجلس شورای اسلامی «دوفوریت لایحه مقابله با محتوای خبری خلاف واقع» را تصویب کردند. این لایحه براساس اصل ۱۵۸ قانون اساسی از سوی قوه قضائیه تهیه و با تصویب دولت بهعنوان یک لایحه قضائی برای بررسی کلیات و تصویب به مجلس ارسال شد.
استارتاپها؛ بازندگان خاموش جنگ
در جنگ دوازدهروزه میان ایران و اسرائیل، فقط موشکها در میدان نبودند، بلکه زیرساختهای دیجیتال کشور نیز در خط مقدم ضربه خوردند. قطعی گسترده اینترنت در سراسر ایران، شبکهای از کسبوکارهای آنلاین را در تنگنایی بیسابقه قرار داد و پیامدهای آن، نمایی هشداردهنده از آسیبپذیری اقتصاد نوآوری را نمایان کرد.
بیپناه در شهر بیپناهگاه
تجربه تاریخی ایران از هشت سال جنگ تحمیلی عراق و تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی طی دوازده روز اخیر، بار دیگر اهمیت زیرساختهای دفاع شهری و ضرورت آمادگی شهرها برای مواجهه با بحرانهای نظامی را به صدر اولویتهای حوزه مدیریت شهری و شهرسازی کشور بازگردانده است. در روزهای پرالتهاب اخیر که حملات موشکی، شهرهای کشور را در وضعیت آمادهباش قرار داد، غیبت پناهگاههای عمومی استاندارد و نبود طراحیهای ایمن در بسیاری از مناطق شهری، بهویژه کلانشهرهایی همچون اصفهان، بهوضوح احساس شد.
کارفرمایان موظف به آموزش ایمنی کارگران هستند
معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بر اساس قانون کار، کارفرمایان را موظف به برگزاری دورههای آموزشی ایمنی برای کارگران دانست و از نقش سازمان فنی و حرفهای در ارائه این آموزشها خبر داد.
کمکرسانی مرگبار به گرسنگان غزه
«ما واقعاً گرسنهایم. در غزه هیچی برای خوردن نیست. من هیچی نمیخورم. وزنمون خیلی کم شده. من شاید ۱۰ کیلو کم کرده باشم. و استخوانهام، میتونید استخوانهامو ببینید. خیلی زود به یک اسکلت تبدیل میشم.» شاید به ذهن هیچکس خطور نکرده بود که در سال ۲۰۲۵ جمعیتی از گرسنگی جان میدهند. رنج مردم غزه عمق جدیدی پیدا کرده است. دستیابی به مواد غذایی همیشه بهسختی ممکن بود، اما اکنون به تقلایی مرگبار برای مردم غزه تبدیل شده است.
جایزه میگیرند بی آنکه گزارش پایداری بدهند
مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) و گزارشدهی پایداری از اساس ابزارهایی کلیدی برای جلب اعتماد ذینفعان و پیشبرد توسعه پایدار بوده و هستند. اما بهنظر میرسد این مفاهیم در فضای اقتصادی ایران به ابزاری برای تبلیغات و سبزشویی بدل شدهاند؛ چنانکه حتی جشنوارههای پرطمطراقی برای اهدای جوایز به شرکتهایی برگزار میشود که حتی در الفبای مسئولیت اجتماعی شرکتی لکنت دارند. امسال نیز همچون چهار سال گذشته «جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی» فراخوان داده است تا صد شرکت کشور حضور بههم رسانند و عنوان «برند خوب» را به همدیگر ارزانی دارند. این جشنوارهها و القاب و عناوین درحالی با بوق و کرنا و افتخار برگزار میشوند که هیچکس غیر از برگزارکنندگان نمیداند که کدام شرکت به فراخور کدام فعالیتش شایسته تقدیر میشود و نقش ذینفعان (بهجز مدیران و حلقه نزدیک) در انتخاب این شرکتها چیست. پیشازاین، مؤسسه «ندای توسعه» در گزارشی مستقل و دادهمحور از خلأ بزرگ اطلاعرسانی سازمانها و شرکتهای ایرانی در حوزه مسئولیت اجتماعی و پایداری پرده برداشته است؛ گزارشی که اگرچه آغاز راه است، اما صدای زنگ بیدارباشی است برای بخش خصوصی و سیاستگذاران.
