بایگانی مطالب : جامعه
مسئولیت اجتماعی شرکتی از تجربه جهانی تا بنبست ایرانی
«در ایران، مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک نمایش صوری بدل شده است: بنگاهها بهجای جبران واقعی خسارتهای محیطزیستی و اجتماعی، پول خرج میکنند و قوانینی که برای الزام CSR وضع شدهاند، تنها ظاهری قانونی به فعالیتها میدهند.» اینها بخشی از صحبتهای سعید معیدفر، جامعهشناس و دانشیار بازنشسته گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. او در گفتوگو با «پیام ما» ادامه روند فعلی در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی را موجب فرسودگی جامعه و محیطزیست میداند و معتقد است این سیستم، نسلهای آینده را با «سرزمینی سوخته» روبهرو میسازد.
چرخه معیوب مصرف گرایی در ایران
هر بار که بحران اقتصادی شدت میگیرد، توصیه به «کمتر مصرفکردن» دوباره بر سر زبانها میافتد. اما چرا جامعهای که از سادهزیستی سخن میگوید، در عمل بهعنوان جامعهای «مصرفگرا» شناخته میشود؟ تناقضی که نهتنها به سفرههای مردم ضربه میزند، بلکه تابآوری اقتصادی کشور را هم تضعیف میکند. ناصر فکوهی، انسانشناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران، نقدی جدی بر سیاستهای فرهنگی و اقتصادی کشور دارد و معتقد است: «ریشه مصرفگرایی در جامعه ایران نه در تمایلات افراد، بلکه در ناهماهنگی گفتار و کردار نهادهای رسمی است.» او در گفتوگو با «پیام ما» به ریشههای تاریخی و فرهنگی این پدیده میپردازد و توضیح میدهد چرا سیاستهای ناکارآمد و دخالتهای نادرست دولت، جامعه را در چرخهای معیوب از مصرف و نارضایتی گرفتار کرده است.
توسعه در دل غذا صنایعدستی و قصههای محلی
چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشههای توسعه. اما در میان اینهمه خطکشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خطها و نقشهها اگر به درد زندگی واقعی آدمها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسهای که برای حفاظت از محیطزیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جادهای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیاتوحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایعدستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه میکشید، حالا با زنان و مردانی کار میکرد که باید محصولاتشان را استاندارد و بهروز میکردند تا کاربران امروز، قصههایشان را بشنوند. رفتوآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازهای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایعدستی تا شنیدن داستانهای بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظتشده بردارد. تجربهای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.
شهرداری آفت درختان پایتخت
«شهرداری کف جویها را سنگ کرد و به درختها آب نرسید»، «موشها به درختان آسیب زدند و درختها از بین رفت»، «خشک شدهاند، میشکنند، از ترس افتادنشان قطع میکنند». اینها حدسهای مغازهدارن خیابان فلسطین جنوبی تهران درباره قطع ادامهدار درختان است. آنها هر روز شاهد کمتر شدن درختان و بیشتر شدن گودالهای عمیق داخل جویها هستند، اما هیچکس نمیداند این اتفاق دقیقاً چه دلیلی دارد. هرچند که روابطعمومی شهرداری منطقه ۱۱ تهران در چهاردهم تیرماه ۱۴۰۴ اعلام کرد این اقدام بهدلیل «درخواستهای مردمی» برای «پاکسازی درختان آفتزده» در حال انجام است، اما یک کارشناس محیطزیست به «پیام ما» میگوید این یک ادعای مطرحشده از سوی شهرداری است و باید گزارش مکتوب درباره آزمایشهای انجامشده منتشر شود، نه اینکه صرفاً به یک ادعای شفاهی بسنده کنند.
ایمنی معادن؛ در تله اقتصاد
|پیام ما| صبح چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶، انفجار سهمگینی در معدن زغالسنگ زمستان یورت آزادشهر گلستان رخ داد. دهها کارگر در اعماق زمین گرفتار شدند و ۴۳ نفر جان خود را از دست دادند. تصاویر خانوادههایی که در برابر درِ بسته معدن اشک میریختند، بهسرعت به یکی از نمادهای تلخ ایمنی شغلی در ایران بدل شد. خبرگزاری ایرنا در گزارشی پیرامون حوادث و دلایل بروز این حادثه و پیگیریهای بعدی نوشت: «... بااینحال، چالشهایی مانند نوسازی تجهیزات، رقابت در بازار زغالسنگ و تأمین مالی پایدار باقی است.»
افول فرهنگ
گروههای مرجع در هر جامعهای از جمله گروههای مهمی هستند که افراد جامعه رفتارها و هنجارهای خود را با این گروههای مرجع تنظیم میکنند و سعی دارند از آنها الگوبرداری کنند. بهگفته «سید عباس صالحی»، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارتباط جامعه ایرانی با گروههای مرجع روبه افول گذاشته است که این امر میتواند آسیبزا باشد. این درحالیاست که دلایل بیشماری، از جمله سیاستهای کوتاهمدت و بلندمدت مسئولان فرهنگی، موجب کاهش ارتباط افراد با این گروهها شده است.
نهاد مدنی راه نجات حقوق کودک
حمایت از حقوق کودکان و آگاهیبخشی به آنان، از پایههای اساسی ساختن جامعهای عادلانه و آیندهای پایدار است. کودکانی که از حقوق خود آگاه باشند، توانمندیهایشان شکوفا میشود و میتوانند در شکلدهی به آیندهای بهتر نقشآفرینی کنند. در این مسیر، نهادهای مدنی و سازمانهای حمایتگر نقشی کلیدی دارند که با آموزش، پشتیبانی و اصلاح ساختارهای اجتماعی، به حفاظت از این حقوق و ارتقای کیفیت زندگی کودکان کمک میکنند. روز ۲۸ مردادماه نشستی به این موضوع اختصاص داشت. بیستوهشتمین نشست از سلسلهنشستهای «خیر و خرد» به میزبانی «به مهربانی» سامانه آنلاین حمایت از آموزش کودکان و نوجوانان فاقد سرپرست مؤثر، برگزار شد. در این نشست که به تجربهنگاری قدیمیترین نهاد حامی حقوق کودکان در ایران اختصاص داشت، سه نفر از اعضای هیئتمدیره «انجمن حمایت از حقوق کودکان» حضور داشتند و از دستاوردهای این انجمن گفتند و چشماندازهای این مجموعه را بررسی کردند.
تراژدی کوهنوردان ایرانی در قله بیرحم
«پایان عملیات جستوجو» بیتردید این تلخترین عبارتی است که میتوان برای کوهنوردان مفقودشده در قله پوبدا در قرقیزستان استفاده کرد. جملهای که از سوی رئیس فدراسیون کوهنوردی در مورد آخرین وضعیت «مریم پیلهوری» و «حسن آقالو» عنوان شده و عملاً آخرین امیدها برای یافتن آنها را از بین برده است.
مهمانی موریانهها در قلعه قجری
|پیام ما| موریانهها از درون پوکش کردهاند. چوبهای سقف و درهای چوبی خوراک موریانهها و سوسکهای چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاقها تسلیم شده و فرو میریزد و کف یکی از اتاقها بهدست حفاران غیرمجاز سوراخ میشود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعهای باشکوه است در ساحل خلیجفارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آنهمه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمانهایی که به ازاره و گچهایی که بر تن دیوارها کشیدهاند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی میگویند این اشتباهات به زمانی برمیگردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمتهای غیراصولی در سالهای اخیر را عامل اینهمه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا میدانند. مسئولان محلی میگویند میخواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان میرسد و آنچه میرسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمیدهد. همین گاهبهگاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و بهتدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایهگذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت ندادهاند که ملک اجدادیشان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقیها از درون در حال فرو ریختن است.
دیپلماسی زیر سایه تحقیر ملت
|پیام ما| تصاویر و گزارشهای منتشرشده از خیابان اقدسیه تهران، وضعیت نگرانکنندهای را نشان میدهد: دهها نفر از متقاضیان ویزای چین، از عصر تا نیمهشب مقابل سفارت این کشور در صف ایستاده یا خوابیدهاند. صحنههایی که بسیاری آن را «در شأن مردم ایران» نمیدانند، بهویژه وقتی بدانیم چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و بخش عمده واردات کشور از این کشور تأمین میشود.
