بایگانی مطالب : کتاب
ایستادگی زنان و ادبیات مهاجرت
«زهرا نوری»، نویسندۀ جوان افغانستانی-ایرانی است که قبلاً از او کتاب «نخ قرمز بهجای لبهایش» نیز منتشر شده است. نویسنده در کتاب اولش دغدغۀ مسائل زنان را داشته. مسئلۀ زنان از اصلیترین مسائل جامعۀ افغانستان است و نوری این دغدغه را با تفاوتهایی در کتاب جدیدش نیز دنبال کرده که در ادامه دربارۀ آن به تفصیل سخن خواهم گفت.
انتشار سومین مجموعه داستانهای کوتاه علمی-تخیلی با موضوع آب
موزه علوم و فناوری ایران سومین مجموعه داستانهای کوتاه علمی-تخیلی را منتشر کرده است.
بررسی نقش افراد دارای معلولیت در رفاه جامعه
کتاب «اقتصاد ویژه تنی، بررسی مسائل اقتصادی معلولیت با رویکرد نظریه بازی» نوشته آکیهیکو ماتسویی، ترجمه علی عباسی و داود نجفی با مقدمه محسن رنانی در ۳۴۸ صفحه، با شمارگان هزار نسخه در سال ۱۴۰۲ منتشر شده است.
رفع تصرف زمین بازی «کتابخانه بهار»
«گمونم زمین بازی کتابخونه بهار رو پس گرفتیم» و این خبری بود که «شرمین نادری»، فعال حوزه کتاب بعد از ماجراهای تصرف زمین بازی «کتابخانه بهار»، در صفحه «ایکس» (توییتر سابق) خود منتشر کرده است. خبری که میتواند روستای «رمین» را میان اخبار بد چابهار، بهارتر کند و امیدبخش کودکان این روستا باشد.
انتشار یک کتاب دربارهٔ تکامل زیباییشناسی جانوران
کتاب «زیبایی جانوران؛ تکامل زیباییشناسی زیستی» نوشتهٔ «کریستیانه نوسلاین_فولهارت» بهتازگی با ترجمهٔ «کاوه فیضاللهی» توسط مؤسسهٔ فرهنگی «دُکسا» منتشر و راهی بازار نشر شده است.
تعطیلی «شهر کتاب بهشتی»
روابط عمومی شهر کتاب از تعطیلی «شهر کتاب بهشتی» خبر داد.
کتابخانههای سیار میتواند چند روستا را از خدمات فرهنگی بهرهمند کند
روز ۲۱ فروردین مصادف با ۹ آوریل، روز جهانی کارمندان کتابخانه نامگذاری شده است هرچند که توسعه فناوریهای ارتباطات و اطلاعات با خلق کتابها و نشریههای الکترونیک، کتابهای کاغذی و فضای کتابخانه را به نوعی تهدید میکند، اما کتابداران کتابخانههای روستایی از این شرایط برای توسعه فرهنگی و اجتماعی ساکنان محلی استفاده کرده و چراغ دانایی و آگاهی را روشن نگه داشتهاند.
بهار پردردسر کتابخانۀ «بهار»
سال 84 بود که مردی از اهالی روستای «رمین» شهرستان چابهار به سرش زد که یک کتابخانه راه بیاندازد. «عبدالحکیم بهار» که خودش از کودکی و نوجوانی به کتابخوانی علاقهمند بوده بهدلیل چالشهای دسترسی به کتاب برای کودکان روزی تصمیم گرفت که چند صد جلد از کتابهایش را برای کودکان کنار بگذارد. یکی از اتاقهای خانهاش هم شد کتابخانهای با نام «بهار». چند سال بعد کتابخانه از اتاق خانهاش کوچ کرد به کانکسی در زمینی که دهیاری در اختیارشان گذاشته بود؛ تا سال ۱۴۰۰که با کمک دهیاری و مردم ساختمانی برای کتابخانه ساخته شد. عبدالحکیم و دوستان و همکارانش حالا رویاهای بزرگتر در سر دارند. بچهها را به فعالیت محیط زیستی و رسانهای تشویق میکنند و تصمیم گرفته بودند که سراغ ایجاد بازی و سرگرمی برای بچههای روستا بروند که دردسرهایشان شروع شد. زمینی که مراحل آمادهسازی و نقشهبرداری را طی کرده بود اما پیش از طی مراحل قانونی واگذاری، از سوی برخی افرادی تصرف شده است.
کمی آهستهتر…
فراخوانی برای رد کردنِ سرعت جنونآمیزِ بهرهوری کاذب
اسم پدر من طاهر است
