بایگانی مطالب : جامعه
وقتی پروفایل نوجوانان «پتشخوآرگر»میشود
میراثفرهنگی تنها در معماری و نقشونگارها خلاصه نمیشود؛ بخش مهمی از آن در روایتها و اسطورههاست. متون کهن و افسانهها، گنجینههایی هستند که هویت ایرانی را شکل دادهاند. اما نوجوانی که در عصر دیجیتال زندگی میکند، با چه زبانی میتواند با این میراث ارزشمند پیوند برقرار کند؟ «آرمان آرین» در آثار خود به این پرسش، پاسخ داده است. او به بازنویسی اسطورهها بسنده نکرده و به ساختن جهانی داستانی برپایه اساطیر پرداخته که با زبان نوجوان امروز، هماهنگ باشد. شخصیتهای شاهنامه و داستانهای اَوستا در آثار آرین، تنها در حد نام و نشانه باقی نمیمانند، بلکه بر بستری تازه از ماجراها جان میگیرند و با چالشهایی روبهرو میشوند که برای نوجوان امروز هم قابلدرک است؛ مثل دوستی، خیانت، وفاداری یا پرسش از هویت. اینگونه است که اسطورهها از قفسه کتابخانهها بیرون میآیند و به تجربه زیسته نسل تازه گره میخورند.
میراثدار واژهها
|پیام ما| مترجم، ویراستار، منتقد ادبی، هنرشناس، فرششناس و از بنیانگذاران سازمان اسناد ملی ایران، مجموعه عناوینی است که بعد از نام «سیروس پرهام»، در کنار هم میآیند. او که بهعنوان یکی از ستونهای فرهنگ و هنر ایران شناخته میشد، بهدلیل کهولت سن و در ۹۷سالگی روز ۲۴ شهریور برای همیشه چشم از جهان فروبست.
اکوشعر؛ پلی میان ادبیات و آگاهی محیطزیستی
تقویت حس تعلق و مسئولیت نسبت به طبیعت
فرصتسوزی در مجامع جهانی
|پیام ما| ایران پنج سال است که حق عضویت در یونسکو را پرداخت نکرده است. این خبر اگر با نگاهی بلندمدت و سنجیدن شرایط موجود کشور بازخوانی و بررسی شود، موجب نگرانی از تبعات این سهلانگاری برای میراثفرهنگی کشور است. بهنظر میرسد بهرغم مکاتبات صورتگرفته برای پیگیری این مسئله، مسئولان مربوطه با اهمال با این موضوع برخورد کردهاند. عضویت و حضور مؤثر در نهادها و مجامع بینالمللی یکی از مهمترین اصول دیپلماسی فرهنگی است؛ همان موضوعی که مسئولان در سخنرانیهایشان به آن اشاره میکنند، اما در پرداخت حق عضویت سالانه و حضور مؤثر در محافل فرهنگی دنیا که یکی از راههای تحقق دیپلماسی فرهنگی است، پنج سال است که تعلل کردهاند. مهرماه سال گذشته دولت لایحهای را به مجلس فرستاد و در آن خواهان لغو عضویت ایران در سه نهاد بینالمللی با هدف کاهش هزینههای دولت شد. اعلام وصول این لایحه بازتاب گستردهای داشت، اما با انتشار خبر اخیر در مورد وضعیت کرسی ایران در یونسکو، بهنظر میرسد کوتاهی در پرداخت حق عضویت چشمپوشی غیرمستقیم از حق حضور مؤثر ایران در مجامع جهانی است.
معمای اصفهان
محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهمترین کانون توجه در حوزه باستانشناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآنروست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجهگیری درباره آن، میتواند روایتهای تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازهترین اظهارنظرها، «علی شجاعیاصفهانی»، سرپرست هیئت باستانشناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعهای از منابع مکتوب تاریخی، بررسیهای زیرسطحی و دادههای میدانی تقویت میشود. او با اشاره به سفرنامه کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوشهای میدانی میداند و معتقد است چنین دادههایی میتوانند جایگاه کاخها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشنتر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنشها و نقدهای متعددی را در میان باستانشناسان و صاحبنظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهرهگیری از دیدگاه باستانشناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.
راه رهایی از طالبانیسم و غربپرستی
|پیام ما| در نشست تخصصی «مهاجرین و نظام سلطه»، «بیژن عبدالکریمی»، فیلسوف ایرانی مهاجران را قربانی دستگاه روایتسازی نظام سلطه جهان دانست و با نقد غربپرستی در ایران گفت جامعه افغانستان تنها با یافتن «راه سومی» بیرون از دوگانه طالبانیسم یا غربپرستی کاذب میتواند آیندهای مستقل بسازد. همچنین، «سیدعسکر موسوی» انسانشناس افغانستانی هشدار داد نگاه امنیتی کوتاهمدت به مهاجران، بحران را عمیقتر میکند و خواستار رویکردی تاریخی و فرصتمحور برای تقویت پیوندهای فرهنگی و اقتصادی دو کشور شد.
در جستوجوی ایوان گمشده ناصرخسرو
|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل میکند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانهزنیها و کاوشهایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستانشناسی ایران است و تمرکز پژوهشهایش بر باستانشناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفتوگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نهفقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.
طعم مبارزه
در شهری مثل تهران، که ریتم تند زندگی کمتر مجال ایستادن و تماشا کردن میدهد، روایتهایی وجود دارند که آهسته و پیوسته پیش میروند، اما تأثیر عمیقی بر بافت اجتماعی و اقتصادی شهر میگذارند؛ روایتهایی که از آشپزخانههای کوچک شروع میشوند و به اقتصاد خرد، اشتغال زنان و بازتعریف فضاهای شهری میرسند.
اعتراض نسل z در نپال
هفتهای پرتنش و خونین در نپال به پایان رسید؛ خیابانهای کاتماندو شاهد اعتراض گسترده جوانان نسل زد علیه فساد سیاسی و ممنوعیت شبکههای اجتماعی بود. معترضان جوان فریاد زدند: «اکنون نوبت ماست.» آنها وارد پارلمان شدند، ساختمانهای دولتی و هتلهای لوکس را به آتش کشیدند و با گسترش اعتراضات، هزاران زندانی در سراسر کشور از زندانها گریختند. حکومت با خشونت به آنها پاسخ داد و طبق اعلام پلیس تا روز جمعه، ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) دستکم ۵۱ نفر جان خود را از دست دادهاند. اگرچه ممنوعیت دولت بر دهها شبکه اجتماعی جرقه این قیام بزرگ بود، اما ریشه آن به سالها نارضایتی و خشم از سیاستمداران فاسد و خودمحور نپال برمیگشت.
وقت تکاندن خاک آرشیوهاست
|پیام ما| کافی است تجربه انجام یک پژوهش تاریخی را داشته باشید و گذرتان به یکی از موزهها و مراکز تاریخی یا آرشیو اسناد افتاده باشد، تا با شنیدن این خبر که در دنیا مطالباتی برای دسترسی آزاد به اطلاعات مربوط به آثار تاریخی و میراثفرهنگی شکل گرفته، داغ دلتان تازه شود. در حالی برخی موزههای دنیا از قبیل موزه ملی آمستردام، تاریخ طبیعی بریتانیا، متروپولیتن و مجموعه اسمیتسونین، رویهها و ابزارهای دسترسی آزاد را به کار گرفتهاند که در بسیاری از کشورها هنوز اطلاعات مربوط به آثار تاریخی با اعمال محدودیتهایی در اختیار پژوهشگران و عموم مردم قرار میگیرد. در کشورهایی مثل ایران آنقدر این روند فرسایشی است که بارها صدای اعتراض پژوهشگران را بلند کرده، بدون اینکه تغییری در رویکردهای مدیریتی ایجاد شود. پیشنیاز این رویکرد، دیجیتالسازی آثار و اسناد، با کیفیت قابلقبول است؛ رویکردی که چندان دغدغه مدیران میراثفرهنگی در ایران نیست. البته آنچه در دنیا بهشکل مطالبه مطرح شده است، فراتر از خواسته پژوهشگران ایرانی از موزهها و آرشیوهای اسناد است. آنها بهدنبال مجوزهایی برای بهرهبرداری در پژوهش و همچنین استفادههای هنری و فرهنگی از میراث مستند هستند؛ چراکه در سالهای اخیر بارها موضوع کپیرایت آثار موزهای و استفاده از آنها در محصولات هنری، مورد اعتراض قرار گرفته و کار متخلفان را به دادگاه کشانده است. اما گام نخست، الزام موزهها و آرشیوهای اسناد به دیجیتالسازی آثار خود و در اختیار عموم قرار دادن آنها است؛ مطالبهای جدی که در عصر تکنولوژی چندان هم غیرمنطقی بهنظر نمیرسد و حتی یونسکو یک دهه پیش درباره آن توصیهنامهای منتشر کرد. طبیعی است که این اقدام نیازمند سازوکارهای قانونی برای اجرای صحیح و بدون مشکل است.
