بایگانی مطالب : جامعه
بشقاب مسموم
غذا با یک بیل بلند هم زده و با همان بیل به ظرف دیگری منتقل میشود. آشپزان با کلاههای توری و لباسهای سفید و سرمهای متوجه دوربینی که حرکاتشان را ثبت میکند، نیستند. برخی منابع خبری گفتهاند این تصویر متعلق به دانشگاهی در مشهد است. ویدئو، دانشجویان بسیاری را عصبانی کرده است. دانشجویانی که هر از چندی به کیفیت و نحوه آمادهسازی غذای سلف دانشگاه معترضاند و این تصویر شاهدی بر اعتراضهایشان است. برخی از فعالان صنفی دانشگاهها در گفتوگو با «پیام ما» تأیید میکنند تجربه مسمومیت غذایی بعد از خوردن غذای دانشگاه را داشتهاند. یکی از مسئولان وزارت علوم هم میپذیرد که کیفیت غذای سلف مطلوب نیست و میگوید این وزارتخانه حالا برای تأمین تغذیه دانشجویان فکر تازهای دارد.
موسیقی نواحی، صدای اقلیم
«ما راویان قصههای رفته از یادیم…» این را «فؤاد توحیدی»، موسیقیدان پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، میگوید. او نزدیک به سه دهه روی موسیقی نواحی استان کرمان پژوهش و آلبومهایی چون «صدا، صدای کویر» که ساز آواهای نواحی کرمان را دربرمیگیرد، منتشر کرده است. از دیگر کارهای او میتوان به کتاب «دوره عالی دفنوازی» و «نگاهی به موسیقی نواحی کرمان» که شامل ویژگیهای موسیقی محلی کرمان، سازها، آداب و رسوم و معرفی انواع موسیقی نواحی مختلف این استان است و مجموعه «کویرانه» که دربردارنده ۲۰ آلبوم جداگانه موسیقایی است، نام برد. این نوازنده و پژوهشگر موسیقی در گفتوگو با «پیام ما» از چالشهای پیش رو میگوید.
نگرانی درباره کیفیت «آب» ایرانی
ممنوعیت واردات برندهای آبهای بستهبندیشده ایرانی از سوی عمان در اثر ادعای مسمومیت دو شهروند عمانی و فوت آنها پس از مصرف یک برند آب ایرانی، نگرانیها درباره کیفیت آبهای بستهبندی و تأثیر آن بر بازارهای صادراتی و اعتماد مصرفکنندگان داخلی را افزایش داد. «محمد هاشمی»، سخنگوی سازمان غذا و دارو، به «پیام ما» میگوید: «این پرونده در حال بررسی است. همچنین، با توجه به نظارت بر تولید و توزیع آبهای بستهبندیشده جای نگرانی برای مصرفکنندگان ایرانی و خارجی وجود ندارد.»
پول نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند
اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بیپناه است. بنایی نیست که در گذر کوچههای بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانهها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشستهاند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. آنها از بحران و بنبست سخن گفتهاند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیشروی افکار عمومی و رسانهها این است: آیا اصفهان همچنان میتواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظارهگر مرگ تدریجی بزرگترین سرمایههای تاریخی خود باشد؟
سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران
وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان میآید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیطزیست، برهمخوردن نظامهای هیدرولوژیک رودخانهها و نابودی زیستبومهای پاییندست است. اما کمتر گفته میشود که یکی از پیامدهای مهم و جبرانناپذیر سدسازی، ضربهای است که به پیکره میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی وارد میشود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نهتنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانیهای جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستینبار واکنش جامعه مدنی و رسانهها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراثفرهنگی بهطور جدی برانگیخت. در این یادداشت میخواهیم بهشکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهههای گذشته سدسازی چه بر سر میراثفرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیطزیست و میراثفرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفتهاند. این دو عرصه همزمان و همسرنوشت، قربانی توسعه شتابزده و بیمحابا شدهاند.
«راکفلر» روشنایی، نه تاریکی
|پیام ما| ۱۰ سال از مرگ «عبدالرحیم جعفری»، بنیانگذار انتشارات «امیرکبیر» و از پیشتازان فرهنگ ایران، گذشته است، اما هنوز یادش در میان بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر این سرزمین زنده است. امسال نیز بزرگداشت او به کوشش «کاظم موسوی بجنوردی»، رئیس دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و «محمدرضا جعفری»، فرزند عبدالرحیم و مدیر نشر نو، در مرکز همایشهای بینالمللی برگزار شد. «سید محمد کاظمی بجنوردی»، بنیانگذار و رئیس مرکز دائرةالمعارف اسلامی در این نشست، نقش عبدالرحیم جعفری در نشر ایران را بیبدیل دانست و از حسودان و کجنظرانی گلایه کرد که علیه جعفری توطئه و اموال او را مصادره کردند: «مصادرهای که حتی بهزعم جامعه مدرسین قم، نامشروع بوده، اما مصالحهنامه اجباریای از عبدالرحیم جعفری گرفتند که او در آن ۸۰ درصد اموالش را بخشیده بود و این امر باعث شد موضوع مسکوت بماند.» عبدالرحیم بعد از مصادره اموالش پس از انقلاب سالها برای بازپسگیری آنها تلاش بیوقفه کرد، اما چشم از جهان فروبست و نتوانست حقش را زنده کند. زندگی او یکی از تراژیکترین اتفاقات تاریخ معاصر ایران است.
طعمی که از دل مهر، زاده میشود
جشنی برای همزیســتی با زمیـن
|پیام ما| جشنها و آیینهای ایرانی چند شاخصه مشترک دارند، یکی از آنها این است که اغلب در ارتباط با تغییری در طبیعت و زمین برپا میشوند؛ کوتاه شدن شب، برداشت محصول، زنده شدن زمین، اعتدال فصلها. «ابوریحان بیرونی» در «آثار الباقیه» از «ابوالعباس ایرانشهری» نقل میکند: «خداوند در نوروز و مهرگان با روشنایی و تاریکی پیمان بست.» بهگفته او، ایرانیان مهرگان را نشانه پایان سال و زمان استراحت زمین میدانستند؛ زمانی که روییدنیها به نهایت رشد خود میرسند و جانوران از تولیدمثل بازمیمانند. نوروز اما، آغاز دوباره سال و رویش طبیعت بود. انسان ایرانی بهخوبی چرخش زمین و تغییرات فصول را میفهمید و هر تحول طبیعی را بهانهای برای شکرگزاری و گردهمایی قرار میداد تا روح جامعه زنده بماند. مهرگان بهعنوان مقدمهای برای نوروز، روز استراحت و آرامش زمین بود؛ فرصتی برای مهربانی، آرامش و آماده شدن برای رویش دوباره. همین است که مهرگان در کنار نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان شد. روزی برای مهربانی، آرامش و آماده شدن برای رویش دوباره.
«قصر یعقوب»، نگهبان جشن باستانی
صبح آخرین جمعه مهرماه اهالی روستای «قصر یعقوب» راه میافتند بهسمت امامزاده شهدا. میروند که نماز بخوانند و شکرگزاری کنند. مانند نیاکانشان که در این روز به عبادتگاه میرفتند و این روز برایشان مانند نوروز بود. این آغاز جشن «مهرگان» برای اهالی روستایی است که در ۱۸۰ کیلومتری شمال شیراز قرار دارد و در طول تاریخی چندهزارساله، مهرگان از یادشان نرفته. هرچند که با گذشت سالها شکل و شیوه آن، تغییر کرده و آنطورکه یکی از اهالی روستا به «پیام ما» میگوید، دیگر خبری از آیینها و رسوم گذشته نیست و به چند سنت ساده تقلیل یافته است.
همگامی آیینهای کهن ایرانی با محیطزیست
توجه به عناصر تشکیلدهنده حیات یکی از مؤلفههای اساسی در جشنهای باستانی ایرانیان است. جشن رودخانهها در اواخر اسفند، جشن دریاها در میانه مرداد و آمیختگی جشن تیرگان با کوهستان دماوند را میتوان در زمره جشنهای باستانی دانست که مستقیماً با محیطزیست و طبیعت در ارتباط هستند. جشنهایی که عمدتاً با شکرگزاری و شادی همراهاند و برگزاری آنها طی هزاران سال توسط مردم گواه دیرینگی و اهمیتی است که در اندیشه پیشینیان وجود داشته است. چندسالی است که به ابتکار انجمن کوهنوردان ایران، رویداد مهرگان کوهستان در اوایل مهرماه در اغلب شهرهای رشتهکوه سترگ البرز و زاگرس برگزار میشود؛ رویدادی که تلاش دارد براساس آموزههای باستانی به پاسداری و مراقبت از کوهستان بهعنوان منشأ آبهای شیرین ایران بپردازد.
