بایگانی مطالب : جامعه
هزار سؤال بیپاسخ برای روستا و عشایر
جشنواره با طعم نان تازه
|پیام ما| صبح سهشنبه، پانزدهم مهرماه، موزه نگارستان تهران حالوهوای خاصی داشت؛ جایی که از پوستر سومین جشنواره ملی نان با حضور «محسن تویسرکانی»، شهردار کرمان، رونمایی شد. در این آیین، از شهری سخن رفت که میخواهد نان را نهفقط بهعنوان خوراک، که بهعنوان بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی دوباره به یادها بیاورد؛ کرمانی که پاییز امسال میزبان جشنوارهای خواهد بود در ستایش نان، آیین و زندگی.
«مری برانکو» علیه بیماریهای خودایمنی
|پیام ما| «مری برانکو» روز گذشته بههمراه «شیمون ساکاگوچی» و «فرد رامزدل»، از سوی کمیته نوبل بهدلیل تحقیقات و کشف خود در حوزه ایمنی محیطی بهعنوان برندگان جایزه نوبل سال ۲۰۲۵ معرفی شدند. کمیته نوبل اعلام کرد این کشفها برای درک نحوه عملکرد سیستم ایمنی و جلوگیری از توسعه بیماریهای خودایمنی تعیینکننده بوده است. برانکو چهاردهمین زنی است که موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی میشود.
حسرت یک زندگی معمولی
این روزها پای درد دل خیلی از مردم که مینشینیم دنبال یک مفهوم گمشدهاند: «زندگی معمولی». بهنظر میرسد، داشتن یک زندگی معمولی بستری میخواهد که امروز خیلی از ایرانیها از آن دریغ شدهاند. با این وجود هستند کسانی که همچنان افرادی که زندگی معمولی میخواهند را مورد هدف قرارداده و آنها را قضاوت و تفسیر میکنند. این مطلب تلاش میکند از میان گستره وسیعی از ویژگیهای رسیدن به یک زندگی معمولی، یکی از دلایل اقتصادی ایجاد این حسرت را زیر ذرهبین ببرد و تحلیل کند. بنابراین به سراغ یکی از «تراژدی»های نسلی میرویم که با نقشهای در دست به میدانی فرستاده شده که هیچ شباهتی به آن نقشه نداشت. نقشه، همان قرارداد اجتماعی نانوشتهای بود که میگفت تحصیل، کار و پسانداز به یک «زندگی معمولی» و باثبات میرسد. اما میدان، واقعیتی اقتصادی بود که در آن قواعد بازی بهنفع سفتهبازی و انباشت دارایی تغییر کرده بود، نه کار و تخصص. این نوشته استدلال میکند که حسرت فراگیر برای «زندگی معمولی»، نه از سر تنبلی یا نوستالژی، بلکه محصول «اثر دن کیشوت» است: تلاش صادقانه اما بیهوده نسلی که با وفاداری به قواعد منقضیشده، در جنگ با آسیابهای بادی اقتصاد جدید، مدام شکست میخورد و سردرگم میشود.
عدالت آموزشی با بیل و کلنگ محقق نمیشود
رئیسجمهور که بارها و بارها پیشینه موفقیتآمیزش در اجرای پروژه ساخت خانههای بهداشت با مشارکت مردم و دولت را به رخ کشیده است، اکنون نیز قصد دارد با همان شیوه نیازهای آموزشی مناطق محروم را برطرف کند و در این مسیر نهتنها بیل و کلنگ به دست گرفت که سازمانها، شرکتها، خیریهها و مردم را نیز به مشارکت فراخوانده است. البته این فراخوان برای سازمانها و شرکتها محدود به اختیار و تصمیم خودشان نماند و اکنون در مصوبه مسئولیت اجتماعی شرکتی دولت در قالب تکلیفی اجباری به سازمانها و شرکتها ابلاغ شده است. «آییننامه مسئولیت اجتماعی شرکتهای تحت مدیریت دولت» بعد از ساعتها و ماهها کارشناسی و بررسی تخصصی تدوین و در تاریخ ۱۱ مردادماه ابلاغ شد و حالا الحاقیهای که ظاهراً به دستور رئیسجمهور و بدون بررسی کارشناسی کمیسیون مربوطه، به آن افزوده شده است، همه آن بررسیهای کارشناسی را بیاثر میکند. کارشناسان معتقدند این الحاقیه بودجه و سرمایه مسئولیت اجتماعی شرکتهای تحت مدیریت دولت را از مسیر خود منحرف و بهسمت فعالیتی بیفایده و غیرمثمر میبرد. این در شرایطی است که عموم فعالین و متخصصان حوزه آموزش بر آنند که مسئله آموزش با مدرسهسازی حل نمیشود.
نصف جهان، نیمهجان؟
اصفهان، شهری که قرنها در حافظه تاریخی ایران و جهان بهعنوان «نصف جهان» شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبهروست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یکسو، میراثی سترگ از دورههای سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهامبخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژههای عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیمهای مدیریتی، نگاههای کوتاهمدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربههای پرچالش میدان امامعلی و پروژه ارگ جهاننما گرفته تا بحثهای جدی پیرامون پلها، مترو و ساختوسازهای بیقاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سالها در حوزه میراثفرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاستهای مدیریت شهری و آینده چشمانداز فرهنگی شهر بررسی میکند.
هتلها از دیوار تاریخ بالا میروند
|پیام ما| ساخت هتل با هدف توسعه گردشگری یکی از اهداف و تکالیفی است که در برنامه هفتم توسعه مورد توجه قانونگذار بوده و وزیر میراثفرهنگی هم بارها بر آن تأکید کرده است. اینکه وضعیت هتلها، ضریب اشغال آنها و کیفیت خدماتشان در چه سطحی است، از مباحث مورد تأکید در گردشگری است؛ اما تجربه دو دهه اخیر نشان داده هتلها گاهی تبدیل به یک تهدید میشوند. بارها ساخت هتلها در شهرهای تاریخی بدون توجه به ضوابط عرصه و حریم آثار تاریخی منجر به بروز چالشهای جدی شده است و جنجالیترین آن «هتل آسمان» شیراز است که نزدیک به دو دهه از عمر قد کشیدنش در حریم ارگ تاریخی شیراز میگذرد و همچنان یکی از عواملی است که مانع از تکمیل پرونده ثبت جهانی این اثر شده است. در «چهارباغ عباسی» اصفهان و «مقبره نادرشاه» در مشهد هم در سالهای گذشته تجربههای مشابهی وجود داشت که ساخت هتل در حریم آثار تاریخی مسئلهساز شد. موضوعی که نهتنها تقابل توسعه را با میراثفرهنگی یادآوری میکند، که گاهی مماشات مدیران میراثفرهنگی را در حفاظت از آثار تاریخی به قیمت توسعه گردشگری، به رخ میکشد.
موزهای زنده بهنام «بهارستان»
بهارستان را به یاد بیاوریم. میدانی که قانون و مکان با هم پیوند میخورد و شاهد مهمترین رویدادهای تاریخ ایران است. جایی که میخواهیم باهم در آن قدم بزنیم تا راهی به گذشته پیدا کنیم و ببینیم چطور یک مکان شهری میتواند تبدیل شود به آینهای از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک ملت. پس به مناسبت چهاردهم مهرماه و روز تهران با کتاب «میدان بهارستان؛ رویدادها و تحولات تاریخی از ۱۱۸۸ تا ۱۳۹۹» نوشته «حمیدرضا حسینی» و صحبتهای او در تور یکروزهای که انتشارات «گهگاه» یازدهم مهر برگزار کرد، همراه میشویم تا میدانی را به یاد بیاوریم که نفسکشیدنهای پرتبوتاب تاریخ را در خود ثبت کرده. شاید روزی که هوای تهرانگردی کردهاید، گذرتان به مسیری بیفتد که مهمترین تجربههای تاریخی ایران در آن رقم خورده و یادآور این است که تاریخ در این سرزمین آهسته گام برمیدارد، اما هر گامش دریچهایست بهسوی روشنی و امید.
فضا دادن به آنها که نمیخواهند جهنمی باشند
تابآوری شهری در برابر تحریم
جدل بر سر نام بزرگترین دریاچه جهان
«یهودی سرگردان» نامی بود که بر قوم «خزر»ها گذاشته شد؛ قومی که در قرن دوم پیشازمیلاد در قفقاز زندگی میکردند و مدام با حکومتهای مرکزی ایران در کشمش بودند. درنهایت هم حضورشان با هجوم مغولان در ایران پایان یافت. بعد آن، به اروپا و آمریکای شمالی مهاجرت کردند و با تغییر مذهب، یهودی شدند و همین شد که در تاریخ «یهودی سرگردان» نام گرفتند. اما همان حضور در حاشیه دریاچه خزر باعث شد این نام بر این پهنه آبی باقی بماند. هرچند این تنها نام باقیمانده بر این بزرگترین دریاچه جهان نیست و بهواسطه حضور اقوام متنوع در حاشیه این دریاچه، با نامهای مختلف دیگری هم همراه بود؛ «طبرستان»، «استرآباد»، «قزوین»، «مازندران»، «کاسپین» و… .
