بایگانی مطالب: گزارش روز
جنگ، زن، جهان بیپاسخ
در بامداد پنجشنبه، ۲۳ خرداد، موشکهایی بر فراز کرمانشاه فرود آمدند. هدف، بیمارستان فارابی بود؛ مرکزی درمانی که بخشی از خدمات آن به زنان باردار، مادران و نوزادان اختصاص داشت. تنها چند ساعت بعد، آمبولانسهای هلالاحمر در آذربایجانغربی و تهران هدف قرار گرفتند. در پنج روز گذشته، ازهمدان تا نارمک، از ایلام تا سعادتآباد، خانهها، مدرسهها و خیابانها زیر باران موشک و ترکش سوختند. اما جهان، بار دیگر سکوت کرد. سکوتی که دردناکتر از صدای آژیر بود.
از برلین تا نیویورک؛ فریاد مردم جهان برای صلح
| پیام ما | در پی حمله اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران، موجی از اعتراضات و مخالفتهای مردمی در سراسر جهان به راه افتاده است. از اروپا تا آمریکا و حتی در خود اسرائیل، شهروندان و فعالان صلحطلب با برگزاری تجمعهای اعتراضی، سیاستهای جنگطلبانه تلآویو را محکوم کرده و خواستار توقف درگیریها شدهاند. بررسیها نشان میدهد اکثریت مردم جهان، از جمله شهروندان آمریکایی و اسرائیلی، با مداخله نظامی در این بحران مخالفند و از راهحلهای دیپلماتیک حمایت میکنند.
امن یا ناامن تهران خانه ماست
تهران دیگر شب ندارد. پنج روز است که آسمان پایتخت و چندین استان دیگر ایران، تاریک نمیشود؛ روشنایی مهیب انفجارها جای مهتاب را گرفته است. بام تا شام، صدای آژیر، دود، آوار و اضطراب در هم تنیده شدهاند. حملات موشکی اسرائیل، که از بامداد جمعه آغاز شده، حالا به بخشی از ریتم روزانه مردم بدل شده؛ ریتمی خشن و بیرحم.
دست وپاهای کوچک بدون صاحب
میپرسد: «بچهها هم مردن؟» این سؤال خواهرزاده کوچک ششساله من است. دوست ندارم فکر کنم مادرش و مادران دیگر جواب کودکانشان را چطور میدهند. من به صحبتهایی فکر میکنم که ساعاتی قبل در بیمارستانها شنیدهام: «کودکی ۱۴ساله در بیمارستان شهید شد»، «پرنیان عباسی و برادر کوچک و خانوادهاش در همین بیمارستان شهید شدند»، «سردخانهها دستوپاهایی کوچک و بدون صاحب دارند»، «هنوز پیکر ۱۰ کودک-شهید زیر آوار مانده است»، «هر دو کودکش را از دست داده است. فرزند بزرگتر فقط هشت سال داشت.» اینها گواه جنایت متجاوز صهیونیست در این کشور است. گواهی از جنایتی که دیگر نمیشود ندید. جنایتی که تمام نمیشود و ادامه دارد. اسنادی که زیر آوارها و اتاقهای سفید بیمارستانهای تهران مانده است.
نوری برای درون
«کسینیا میشینا» حتی به یاد نمیآورد آخرینباری که با آرامش غذا خورده یا خوابیده، کی بوده است. او مسئول چهار روستا در منطقهای در اوکراین بود؛ روستاهایی که بهشدت از جنگ آسیب دیدند. وظایف او شامل هماهنگی برای تخلیه امن ساکنان، تهیه اقلام ضروری مانند کپسول آتشنشانی و ژنراتور و نظارت بر حفظ شبکههای برق و گاز بود. «هانا دمیدنکو» هم یکی دیگر از افرادی بود که مسیر شغلیاش با جنگ روسیه و اوکراین تغییر کرد. او میخواست یک بازاریاب آنلاین شود، اما جنگ باعث شد بهعنوان امدادگر داوطلب نظامی به جبهه بپیوندد. زنان دیگری هم هستند که قصه مشابهی دارند؛ ترس، بازیابی امید و بازسازی جوامع جنگزده که البته مراقبت از خودشان در طول دوران جنگ نیز نقشی اساسی داشته است.
اینترنت در پناهگاه
در چهارمین روز حمله اسرائیل به ایران و ادامه درگیریها، اینترنت همچنان یکی از مطالبات مردم کشور است. کاربران میگویند برای اطلاعرسانی درباره جنایتی که در کشور رخ داده به اتصالی مطمئن نیاز دارند اما آخرین پاسخهای رسمی به مطالبات شهروندان به موقتی و هدفمندبودن محدودیتهای اعمالی برای دفع حملات سایبری دشمن اشاره دارد.
پادکست ۲۶ خرداد
محیطزیست زیر سایه جنگ
این روزها چه جای سخن گفتن از حفاظت و محیطزیست! این عبارت را ممکن است خیلیها در ذهن داشته باشند. اما اتفاقاً در همین زمانه پرآشوب است که باید حواسمان به تنوعزیستی و محیطزیست کشورمان باشد، چراکه خساراتی که به آن وارد میشود، جبرانناپذیر است. مجموعه یادداشتی که میخوانید نظر سه حفاظتگر است. از «هوشنگ ضیایی»، پیشکسوت محیطزیست، گرفته تا «ایمان ابراهیمی» و «پوریا سپهوند»، حفاظتگران محیطزیست. هوشنگ ضیایی در یادداشت خود از تشکیل کارگروهی برای حفاظت توسط سازمان حفاظت محیطزیست میگوید و ایمان ابراهیمی از تبعات جنگ بر حفاظت. پوریا سپهوند هم نگرانیهای خود برای در حاشیه قرار گرفتن حفاظت را بیان کرده و مثالهایی در این باره آورده است. نباید یادمان برود که تنوعزیستی و محیطزیست ایران اهمیت دارد و باید از آن حفاظت کنیم؛ حتی در زمانه سخت.
زیستن میانه جنگ
ماشینها نیشترمز میزنند و عکسی از برج دودی که به آسمان میرود، میگیرند. مردها در پیادهراه درباره اینکه این دود تا چند روز قرار است بلند باشد تا ذخیره مخزن تمام شود، میگویند. یک نفر میگوید بنزین است. دیگری میگوید چیزی شبیه قیر در مخزن است و کسی با یک «نه بابا» میگوید مخزن پر از نفت بوده. «جلال ملکی»، سخنگوی آتشنشانی، اما ساعتی پس از حادثه محتویات مخزن نفت شهران را «مشتقات نفتی بهجز بنزین» اعلام کرده است. بهگفته او: «دود سیاه اطراف انبار نفت بهعلت سوختن مشتقات نفتی است که تا زمان اتمام سوخت در مخزن ادامه خواهد داشت و جای نگرانی برای شهروندان نیست.» معلوم نیست سوخت مخزن کی تمام شود. شعلهها هنوز در مخزن گاهی زبانه میکشند و دود غلیظ میشود و گاهی آرام میگیرند و کمی از غلظت دود کم میشود. اینجا تقاطع بزرگراه باکری با سیمون بولیوار است. جایی که شنبهشب در صدر خبرها بود: «انبار نفت شهران».
۲۴ساعت پرتنش در ایران
|پیام ما| سحرگاه جمعه، تهران در آتش بیدار شد. تا پیشازاین اگر قتل دختران و افزایش خشونت مهمترین خبرهای کشور بود، از صبح جمعه دیگر مهمترین خبر ایران این بود؛ ایران و حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی. این رژیم در بامداد جمعه، ۲۳ خرداد، مجموعهای از حملات را علیه کشور ما آغاز کرد و همزمان از اعلام وضعیت فوقالعاده در سراسر سرزمینهای اشغالی خبر داد. این گزارش، روایت لحظهبهلحظه پرتنشترین ساعات سالهای اخیر است؛ روایتی از آنچه از بامداد جمعه تا ظهر روز شنبه در سراسر ایران رخ داد.
