بایگانی مطالب: گزارش روز
زخم مکرر خوزستان
پیکر هفتساله را خاک هم گردن نمیگیرد. خاک خوزستان شرم میکند از اینکه کودکان هنوز نابالغ و ناشکفته را به خوابی ابدی همراهی کند. مگر چند سال از تحمیل جنگی خانمانسوز گذشته است که حالا یکبار دیگر نوبت مرگ جانسوز کودکان فرارسیده باشد؟ کاش مادرش نداند. کاش پدرش نبیند. نه میدانند و نه میبینند. آرمین بههمراه پدر و مادر، زیر آفتاب داغ اندیشمک، روی زمینی تفیده به قصد کشت و زراعت از خانه خارج شدند و هرگز برنگشتند. چه شدند؟ شهید. مگر جنگ تمام نشده؟ یکبار دیگر به آب و خاک ایران تحمیل شده است.
قلبهایی که برای ایران میتپد
۱۰ روز میشود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بیوقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنتها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران ماندهاند، از لحظههای سکوت و زمانی که جنگندههای اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمیدارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهراناند، سخت کرده؛ بیخبری رنج بزرگ دیگری است. عدهای در این شرایط اعلام کردهاند به آنها که در تهران ماندهاند سر میزنند؛ اگر کسی میخواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدماند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
یک چمدان اضطراب و نگرانی
ورودی شهر رشت و در نزدیکی ترمینال مسافربری «گیل»، پر از آدمهایی است که زندگیشان را در یک چمدان جا کردهاند و آمدهاند. چند کیلومتر آنطرفتر، ماشینها از شدت ترافیک بهندرت تکان میخورند. چشم که بچرخانی، از هر ۱۰ پلاک ماشین، حداقل سه پلاک برای تهران یا شهرهای دیگر است. برخی جایی برای ماندن دارند؛ قرار است در ویلا و خانه خودشان، یا در خانه دوست و آشنا یا اقوامشان بمانند. برخی دیگر اما بلاتکلیفترند. پناهگاهشان یک چادر مسافرتی یا همان ماشین کوچکشان است. بااینحال، هر دو گروه در یک موضوع مشترکند؛ ماندنشان در گیلان نامعلوم است و نمیدانند قرار است چه بلایی بر سر خانه و زندگی و آیندهشان بیاید.
دیپلماسی در میدان
|پیام ما| بیش از یک هفته از تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان عزیزمان میگذرد و این درحالیاست که بهگفته «عباس عراقچی»، «ایران قرار بود ۱۵ ژوئن با آمریکاییها ملاقات کند، تا به یک توافق بسیار امیدوارکننده در مورد برنامه هستهای خود دست یابد، اما مورد حمله رژیم صهیونیستی قرار گرفت.» همچنین، سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس که در روزهای گذشته بارها مواضع حمایتی از رژیم صهیونستی گرفته بودند، حالا به فکر مذاکره با ایران افتادهاند و میگویند برای تهران پیشنهادی جامع دارند.
تهیه داروهای خاص با سامانه ۱۹۰
|پیام ما| با وجود اینکه اسرائیل از آغاز حملات خود به ایران اعلام کرده بود غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد، اما پس از گذشت یک هفته از این حملات، این افراد غیرنظامی بودند که بیشترین تعداد قربانیان را تشکیل میدهند. ۲۶ خردادماه رئیس روابطعمومی وزارت بهداشت از شهادت ۲۲۴ و مجروحشدن بیش از هزار و ۲۰۰ نفر از آغاز حملات اسرائیل خبر داده و گفته بود: بیش از ۹۰ درصد افراد مصدوم و کشتهشده، غیرنظامی بودهاند. بااینحال، از همان ابتدای حملات، معاون درمان دانشگاه علومپزشکی تهران از آمادگی بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه خبر داد و سه روز بعد هم معاون درمان وزارت بهداشت، در ابلاغیهای به معاونان درمان دانشگاههای علومپزشکی سراسر کشور بر حفظ آمادگی کامل بیمارستانها در پاسخ به حوادث اخیر تأکید کرده بود. موضوعی که «حسین کرمانپور»، رئیس مرکز روابطعمومی وزارت بهداشت، نیز در گفتوگو با «پیام ما» آن را تأیید میکند و از پایداری وضعیت بیمارستانها در شرایط فعلی میگوید.
جنگ، زن، جهان بیپاسخ
در بامداد پنجشنبه، ۲۳ خرداد، موشکهایی بر فراز کرمانشاه فرود آمدند. هدف، بیمارستان فارابی بود؛ مرکزی درمانی که بخشی از خدمات آن به زنان باردار، مادران و نوزادان اختصاص داشت. تنها چند ساعت بعد، آمبولانسهای هلالاحمر در آذربایجانغربی و تهران هدف قرار گرفتند. در پنج روز گذشته، ازهمدان تا نارمک، از ایلام تا سعادتآباد، خانهها، مدرسهها و خیابانها زیر باران موشک و ترکش سوختند. اما جهان، بار دیگر سکوت کرد. سکوتی که دردناکتر از صدای آژیر بود.
از برلین تا نیویورک؛ فریاد مردم جهان برای صلح
| پیام ما | در پی حمله اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران، موجی از اعتراضات و مخالفتهای مردمی در سراسر جهان به راه افتاده است. از اروپا تا آمریکا و حتی در خود اسرائیل، شهروندان و فعالان صلحطلب با برگزاری تجمعهای اعتراضی، سیاستهای جنگطلبانه تلآویو را محکوم کرده و خواستار توقف درگیریها شدهاند. بررسیها نشان میدهد اکثریت مردم جهان، از جمله شهروندان آمریکایی و اسرائیلی، با مداخله نظامی در این بحران مخالفند و از راهحلهای دیپلماتیک حمایت میکنند.
امن یا ناامن تهران خانه ماست
تهران دیگر شب ندارد. پنج روز است که آسمان پایتخت و چندین استان دیگر ایران، تاریک نمیشود؛ روشنایی مهیب انفجارها جای مهتاب را گرفته است. بام تا شام، صدای آژیر، دود، آوار و اضطراب در هم تنیده شدهاند. حملات موشکی اسرائیل، که از بامداد جمعه آغاز شده، حالا به بخشی از ریتم روزانه مردم بدل شده؛ ریتمی خشن و بیرحم.
دست وپاهای کوچک بدون صاحب
میپرسد: «بچهها هم مردن؟» این سؤال خواهرزاده کوچک ششساله من است. دوست ندارم فکر کنم مادرش و مادران دیگر جواب کودکانشان را چطور میدهند. من به صحبتهایی فکر میکنم که ساعاتی قبل در بیمارستانها شنیدهام: «کودکی ۱۴ساله در بیمارستان شهید شد»، «پرنیان عباسی و برادر کوچک و خانوادهاش در همین بیمارستان شهید شدند»، «سردخانهها دستوپاهایی کوچک و بدون صاحب دارند»، «هنوز پیکر ۱۰ کودک-شهید زیر آوار مانده است»، «هر دو کودکش را از دست داده است. فرزند بزرگتر فقط هشت سال داشت.» اینها گواه جنایت متجاوز صهیونیست در این کشور است. گواهی از جنایتی که دیگر نمیشود ندید. جنایتی که تمام نمیشود و ادامه دارد. اسنادی که زیر آوارها و اتاقهای سفید بیمارستانهای تهران مانده است.
نوری برای درون
«کسینیا میشینا» حتی به یاد نمیآورد آخرینباری که با آرامش غذا خورده یا خوابیده، کی بوده است. او مسئول چهار روستا در منطقهای در اوکراین بود؛ روستاهایی که بهشدت از جنگ آسیب دیدند. وظایف او شامل هماهنگی برای تخلیه امن ساکنان، تهیه اقلام ضروری مانند کپسول آتشنشانی و ژنراتور و نظارت بر حفظ شبکههای برق و گاز بود. «هانا دمیدنکو» هم یکی دیگر از افرادی بود که مسیر شغلیاش با جنگ روسیه و اوکراین تغییر کرد. او میخواست یک بازاریاب آنلاین شود، اما جنگ باعث شد بهعنوان امدادگر داوطلب نظامی به جبهه بپیوندد. زنان دیگری هم هستند که قصه مشابهی دارند؛ ترس، بازیابی امید و بازسازی جوامع جنگزده که البته مراقبت از خودشان در طول دوران جنگ نیز نقشی اساسی داشته است.
