بایگانی مطالب: میراث فرهنگی

کمر زرین؛ آزمون مدیریت در اصفهان

نامه انجمن دوستداران اصفهان به استانداری این کلانشهر

صاحبقرانیه ۱۱ سال بعد از تعطیلی

|پیام ما| «کاخ صاحبقرانیه» یکی از بناهای شاخص پایتخت هم از منظر اهمیت تاریخی و هم از منظر معماری است. حوضخانه این بنا از سال ۱۳۹۳ به‌دلیل مشکلات فنی و آسیب‌های ساختاری تعطیل شد. یک سال بعد اعلام شد بنا دچار تبعات ناشی از فرونشست است و بازدید از بنا ممنوع شد. حالا صاحبقرانیه یازده سال است که تعطیل شده، ابتدا عنوان شد گودبرداری عمیق اطلس مال در جنوب این بنا عامل اصلی ترک‌ها و فرونشست است، اما حالا مدیر مجموعه نیاوران می‌گوید مطالعات درباره وضعیت این بنا همچنان ادامه دارد و نمی‌دانیم چه زمانی دوباره می‌شود در راهروهای تاریخی آن قدم گذاشت و در تالار آینه به تهران دودگرفته چشم دوخت.

چه کسی به «مروی سنتر» مجوز داد؟

|پیام ما| پس از آنکه موضوع تخلفات یک پروژه عمرانی در حریم مجموعه جهانی گلستان رسانه‌ای شد، وزیر میراث‌فرهنگی با حضور در محل پروژه دستور توقف آن را داد و پروژه متوقف شد. چند روزی است حصار اطراف کارگاه این پروژه در جلوخان شمس‌العماره جمع‌آوری شده، اما همچنان اسناد و مستنداتی مطرح می‌‌شود که بر ابهامات این پروژه می‌افزایند؛ به‌خصوص اقدامات شهرداری در محله عودلاجان. اگرچه مکاتبات میان شهرداری و میراث‌فرهنگی استان تهران زوایایی از موضوع را روشن می‌کند، اما ابهامات همچنان وجود دارند.

بادبان‌ها در قطر برافراشته شدند، لنج‌ها در ایران به گل نشستند

قطر این روزها پانزدهمین دوره فستیوال جهازهای بادبانی «کاتارا» را برگزار می‌کند. این رویداد با محوریت میراث دریانوردی، به یکی از جاذبه‌های فرهنگی منطقه تبدیل شده است و هر پاییز گردشگران بسیاری را به دوحه می‌کشاند. محور اصلی فستیوال، جهازهای بادبانی (دُوْ Dhow) است. تصویر این قایق‌های چوبی بزرگ با بادبان‌های افراشته سفیدشان که بر گستره خلیج‌فارس در حرکت‌اند، تبدیل به نماد این رویداد سالانه شده است. اما این رویداد تنها تلاش قطری‌ها برای احیا و معرفی میراثشان نیست، آنها در بخش گردشگری هم جایگاه ویژه‌ای برای دُوْ تعریف کرده‌اند. مروری بر نگاه قطر به میراث دریایی‌اش و در مقابل، بی‌توجهی مسئولان فرهنگی ایران به همین میراث، نشان می‌دهد در دو سوی خلیج‌فارس دو روایت متفاوت از یک میراث مشترک وجود دارد.

اعتبارات مرمت بازار وکیل کجا رفت؟

|پیام ما| «روزی نیست که گردشگران و پژوهشگران از ما درباره علت دودگرفتگی سقف سؤال نکنند.» این را یکی از کسبه بازار وکیل شیراز می‌گوید. بازاری که دو سال پیش دچار آتش‌سوزی شد و هنوز ردپای این آتش‌سوزی روی عرقچین (سقف) بازار باقی مانده است. اسفندماه ۱۴۰۲ اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان فارس اعلام کرد: «وزارت نفت برای مرمت بازار وکیل شیراز یک هزار میلیارد ریال هزینه می‌کند» و مردادماه امسال همین اداره‌کل اعلام کرد: «هنوز بیش از ۲۵ میلیارد تومان اعتبار برای تکمیل این پروژه مرمتی باقی مانده است.» اما در روزهای اخیر زمزمه‌هایی شنیده می‌شود مبنی‌بر اینکه پیش از اتمام پروژه مرمت بازار وکیل، قرار است میراث فرهنگی باقیمانده بودجه تخصیص‌داده‌شده توسط وزارت نفت را بازگرداند؛ تصمیمی که موجب اعتراض کسبه و فعالان میراث‌فرهنگی شیراز شده است.

آینه‌کاری در معماری ایرانی جهانی شد

ناامید نشد، دوباره ساخت

|پیام ما| امروز هشتاد و یکمین سالروز درگذشت «میرزا حسن رشدیه» است. کسی که نامش در تاریخ رسمی آموزش ایران با لقب «پدر آموزش نوین» ثبت است. اما بی‌انصافی است، اگر او را تنها به‌عنوان مؤسس مدارس نوین بشناسیم. رشدیه می‌خواست جامعه را از نو بسازد، آن‌هم نه با خطابه، که با روشی که در عصر او بهایی سنگین داشت.

پدر، دختر و یک رویا

|پیام ما| «زنان، نخستین معلمان مردان هستند.» این جمله بالای لوگوی روزنامه «نامه بانوان» درج شده بود. چهارمین روزنامه ویژه زنان در ایران که «شهناز رشدیه» در سال ۱۲۹۹ خورشیدی منتشر کرد. زنی که از ۱۹سالگی برای آگاهی‌بخشی زنان و مطالبه حقوقشان در انجمن‌های زنان و مطبوعات تلاش کرد و علاوه‌بر پیگیری دغدغه‌هایش در حوزه زنان، پیرو راهی بود که پدرش، «میرزا حسن رشدیه»، با تمام مشقات آغاز کرد: تحصیل زنان.

برای دانشجویان باستان‌شناسی پدری کرد

قصه قهر شاپور با سیلک

سهم «صادق ملک شهمیرزادی» از سال‌ها کاوش باستان‌شناسی و تدریس، نه قدردانی درخوری بود و نه حتی اتاقی در دانشگاه. مرگش هم در سال ۱۳۹۹ و در روزهای کرونا همانقدر مظلومانه بود که سال‌های پایانی عمر هشتادساله‌اش گذشت. پژوهشگری که نخستین تحلیل‌های انسان‌شناسانه را وارد باستان‌شناسی ایران کرد، از «مارلیک» تا «سیلک» لایه‌های پنهان تاریخ را آشکار ساخت و صدها دانشجو تربیت کرد، اما در تمام این سال‌ها در حد یک استادیار ماند و بارها نادیده گرفته شد و نخواست از کسی مقامی بالاتر طلب کند. با وجود این بی‌مهری‌ها، شهمیرزادی راه خود را ادامه داد؛ با وسواس علمی، تعهد حرفه‌ای و ایمان عمیق به میراث‌فرهنگی. تا جایی که منش و کردار او در نسل باستان‌شناسانی که تربیت کرد، دیده می‌شود و اقدامات باستان‌شناسی‌اش همچنان معتبر و سند است.