بایگانی مطالب: سبک زندگی

«استلا مک‌کارتنی» و انقلاب سبز مد لوکس

میان‌بُرهای مرگ‌آور برای باربی‌شدن

لباس صورتی گل‌وگشاد بیمارستان را پوشیده‌ و برای دوربین دست تکان می‌دهد. به‌قدری خوشحال است که بیماران دیگر فکر می‌کنند تولد نوزاد یا رهایی از بیماری مهلکی در میان است، ولی کیمیای ۲۰ساله می‌خواهد زیر تیغ عمل «اسلیو» برود؛ جراحی برای کوچک‌کردن معده. مادرش گوشی به‌دست در حال فیلمبرداری است. این ویدئو قرار است در صفحه اینستاگرام کیمیا منتشر شود؛ بلافاصله پس از ترخیص از بیمارستان و کاهش ناگهانی چند ده کیلویی وزنش، این فیلم را پست می‌کند و زیرش لذت، توانستن و اسلیو را هشتگ می‌زند.

سقوط طبقاتی یا چرخه بی‌قانونی؟

قتل یک کارمند دانشگاه تهران در این هفته و قتل یک روزنامه‌نگار در سال گذشته که از زنان طبقه متوسط فرهنگی بودند، بار دیگر مسئله خشونت خانگی را به صدر اخبار بازگرداند. «فاطمه موسوی»، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «پیام ما» افزایش خشونت را نتیجه «سقوط طبقه متوسط و فشارهای اقتصادی» می‌داند و «پروانه سلحشوری»، نماینده پیشین مجلس، به «پیام ما» می‌گوید: «خشونت خانگی طبقه نمی‌شناسد. خشونت در نبود حمایت قانونی از زنان رخ می‌دهد.»

وفای «مرضیه وفامهر»

اینستاگرام بازار جدید قاچاق گوشتخواران

|پیام ما| «فروش»، «برای فروش» و «در حال فروش» را اگر کنار اسامی گونه‌های مختلف حیات‌وحش در اینستاگرام جست‌وجو کنید،‌ از میزان خریدوفروشی که در حال انجام است، حیرت می‌کنید. «پوریا سرداری» پژوهشگر دکتری دانشکده مدیریت مراتع، حیات‌وحش و شیلات دانشگاه تگزاس، «نیما بادلو» کارشناسی ارشد گروه محیط‌زیست، دانشکده منابع‌طبیعی و محیط‌زیست دانشگاه فردوسی، «پردیس رجبی‌پور» کارشناسی ارشد پژوهشکده علوم‌محیطی دانشگاه شهیدبهشتی، «علیرضا محمدی» هیئت‌علمی دانشگاه جیرفت،‌ «دیوید رابرتز» استاد دانشگاه کنت، «جرارد کایل» استاد دانشگاه تگزاس و «محمدصادق فرهادی‌نیا» جانورشناس و عضو هیئت علمی دانشکده علوم‌طبیعی دانشگاه کنت نتایج به‌دست‌آمده از بررسی ۷۲۵ ساعت جمع‌آوری داده در اینستاگرام را بررسی و آن را در قالب مقاله‌ای با عنوان «شناسایی تجارت غیرقانونی گوشتخواران در یک پلتفرم شبکه اجتماعی در ایران» منتشر کردند. این مطالعه تجارت غیرقانونی گوشتخواران بومی و غیربومی در اینستاگرام ایران را با استفاده از داده‌های ۲۹۳ تبلیغ عمومی منتشرشده در طول سال ۲۰۲۲ بررسی کرد. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد در آن سال گونه‌های غیربومی، مانند شیر، در تجارت حیوانات زنده شایع‌تر بودند، درحالی‌که گونه‌های بومی، مانند روباه قرمز، بیشتر برای قطعات بدنشان تبلیغ می‌شدند. تجارت گونه‌های بومی در فصل بهار و تابستان که هم‌زمان با فصل زادآوری است، به اوج می‌رسد. در مقابل، تجارت گونه‌های غیربومی هیچ روند فصلی قابل‌توجهی نشان نمی‌دادند. در این مطالعه نمونه‌ای از خرس سیاه یا یوزپلنگ آسیایی مشاهده نشده،‌ بااین‌حال کشف محموله‌های مختلف قاچاق خرس سیاه در کنار طرح احتمال خریدوفروش یوزپلنگ از سوی کارشناسان نشان می‌دهد چقدر این بازار بزرگ و نیازمند رسیدگی است.

سرامیک آن‌سوی ویترین

در میانه‌ بافت پرتراکم و پررفت‌وآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل می‌شوی. نیاوران با کوچه‌باغ‌های قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه می‌وزد، بستر تولد فضایی شده که پل می‌زند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نه‌فقط یک موزه، بلکه ترکیبی‌ست از کافه، فروشگاه آثار دست‌ساز و فضایی برای تجربه‌ زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیبایی‌هایی که گاه در زندگی شهری فراموش می‌شوند. دیوارهای موزه مزین به کاشی‌هایی با نقش‌ونگارهای ایرانی و طیفی از رنگ‌های زنده و طبیعی‌اند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزه‎ای، سبز زیتونی و خاکی. رنگ‌هایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کرده‌اند و پنجره‌ها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل می‌کنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نه‌فقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه می‌شود و تأملی دوباره در رابطه‌ دیرینه‌ انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا به‌هم پیوند می‌خورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حس‌وحال خانه‌های امروزی پیدا کنند. موزه‌ای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابل‌توجه فرهنگی‌-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که به‌جای نمایش صرف آثار در پشت ویترین‌ها، آنها را در جریان زندگی به نمایش می‌گذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

لباس‌های دست‌‌دوم در تله برندها

|پیام ما| در سال‌های اخیر، خرید لباس‌های دست‌ دوم رو‌به‌افزایش است و ایران هم مستثنا از این ماجرا نبوده. مسیری که پیش‌تر به‌عنوان راه‌حلی اقتصادی برای برخی اقشار جامعه شناخته می‌شد، حالا به انتخابی آگاهانه و نشانه‌ای از یک سبک زندگی پایدار تبدیل شده است. در مواجهه با آسیب‌های محیط‌زیستی ناشی از صنعت مد سریع (Fast Fashion)، بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند با خرید لباس‌های کارکرده، مصرف منابع‌طبیعی را کاهش دهند، تولید زباله‌های نساجی را کنترل کنند و ردپای کربنی خود را کوچک‌تر کنند. اما این روزها که بازار لباس‌های دست‌ دوم حسابی داغ شده، برندهای بزرگ فست‌فشن هم نمی‌خواهند از این قافله عقب بمانند و برندهایی چون «زارا» و «شین» هم وارد این کمپین شده‌اند که ماهیتشان کاملاً با رویکرد خرید لباس‌های دست‌دوم متفاوت است.

شکاف میان سیاست و واقعیت

در سال‌های اخیر و در پاسخ به تنش‌های فزاینده منابع آبی، مسئولان تلاش کرده‌اند با تدوین الگوهای بهینه و اعمال سیاست‌های مدیریت تقاضا، مصرف آب را کنترل کنند. این تلاش‌ها به‌ویژه در کلانشهری مانند تهران که هم‌زمان با رشد جمعیت، توسعه شهری و محدودیت منابع روبه‌روست، اهمیت مضاعف یافته است. در همین راستا، براساس اعلام مسئولان آب‌وفاضلاب، سرانه مصرف مطلوب برای هر شهروند تهرانی حدود ۱۳۰ لیتر در روز در نظر گرفته شده و اقداماتی نظیر کاهش فشار، توزیع تجهیزات کاهنده مصرف و ارائه هشدارهای عمومی در دستورکار قرار گرفته است. بااین‌حال، فاصله‌ معناداری میان اهداف تعیین‌شده و واقعیت‌های روزمره مصرف در تهران وجود دارد؛ فاصله‌ای که درصورت بی‌توجهی، می‌تواند منجر به تضعیف اثربخشی سیاست‌ها و بی‌اعتمادی عمومی شود.

جنگیدن حتی در زمان صلح

«آنقدر برای به‌دست‌آوردن هر چیز ساده‌ای جنگیده بودم که حتی در میانه صلح هم عادت کرده بودم بجنگم و آدابِ ساده دیدن از یادم رفته بود.» اینها گفته «شیما مفید»، کنشگر محیط‌زیست و مدیر مجموعه ابرسین، است. نام ابرسین با حوزه تنوع‌زیستی و حیات‌وحش گره خورده است‌، هرچند در حوزه میراث‌فرهنگی هم کارنامه قابل‌قبولی دارد. در روزهایی که برگزاری نشست‌‌ها و جمع‌های محیط‌‌زیستی کمرنگ است و فضایی برای دورهمی‌های کارشناسان حیات‌وحش و حفاظتگران مهیا نیست، این مجموعه بناچار بار همه خلأها را به دوش می‌کشد. در گفت‌وگویی که با «شیما مفید» داشتم، پرسیدم چطور وارد وادی محیط‌زیست شد‌ و ابرسین را شکل داد و زن بودن چه محدودیت‌هایی پیش پایش گذاشت؟