بایگانی مطالب: کشاورزی
بودن یا نبودن سطلهای زباله؟
سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشینهای حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله به جنگل نرسد، میگذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دههها از بو و کوه چندصدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابلحل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوههای زباله در جنگل و ساحل، نبود سایتهای استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زبالهسوزها، بیتوجهی به تفکیک از مبدأ و زبالههای سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشینهای حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبتها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته بودند؛ زمانی بهاجبار سطلهای زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زبالههای روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده بهاجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها میپرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زبالهها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محلهای دپو کردهاید و آیا قرار است حالا برخلاف سالهای قبل زبالههای روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها میگویند بازگشت سطلهای زباله یعنی برگشت به عقب.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
برنج؛ ترجیح واردات به تولید
|پیامما| «کدام محصول را میتوانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینههای کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. میگویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمیشود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبتهای یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استانهایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرفها را شالیکاری دیگر در خوزستان میگوید. جملههایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور بهویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج میکارند و شالی شمالیها روی دستشان میماند. اما فقط شالیزارهای استانهای ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استانهای مجاز به کشت برنج ایجاد میکنند، بلکه واردات بیرویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام میشود و دو سال پیاپی برنج گیلانیها را روی دستشان گذاشته است. آنهم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر میرود.
تیغ دولبه «بازچرخانی» آب
موضوع بازچرخانی آب طی چند سال اخیر به یکی از مهمترین عناوین سیاستگذاری در مدیریت منابع آب کشور تبدیل شده است. موضوعی که دولت برای گسترش آن حتی مجلس را نیز همراه کرد و این مبحث را به برنامه هفتم توسعه کشور نیز وارد کرد؛ بهویژه بخش صنعت و پسازآن، کشاورزی در اولویت برنامههای وزارت نیرو برای استحصال آب از این منبع نامتعارف قرار گرفته است. مرکز پژوهشهای مجلس نیز بهتازگی در گزارشی کارشناسی اجرای بیچونوچرای آن را زیر سؤال برده و مزایای بازچرخانی را مشروط به ملاحظات بیشماری اعلام کرده است. کارشناسان و صنایع اما با دولت تفاهم بیشتری دارند. بهعقیده این گروه در مورد تأمین آب مورد نیاز صنایع، بازچرخانی نه یک پیشنهاد بلکه یک ضرورت است.
سدها، ناجیان آب یا قاتلان خاموش
بار خاموشیها به دوش استانداران افتاد
قطعی برق یکی از اصلیترین دغدغههای این روزهای مردم است. در ادامه افزایش ساعات قطعی برق، اعتراضات مردمی از شبکههای اجتماعی فراتر رفته است؛ اتفاقاتی چون کوبیدن خمیر به در اداره برق گرفته تا اعتراضات صنفی و مردمی، نمود عینی نارضایتی مردم است. دولت وعده اتمام قطعی برق در این تابستان را داده بود، اما بهار هم به فصلهای خاموشی اضافه شد. تا اینجای کار نه بسته افزایش پلکانی قیمت برق، نه الزام ادارات به نصب پنل خورشیدی و نه آن ۳۴ بسته دیگری که جزئیاتش منتشر شده، برای کنترل ناترازی کارساز نبوده است. توانیر اما دست به سیاستی دیگر زده و با سپردن اختیار قطعی برق به استانها، مسئولیت خاموشیها را از دوش خود برداشته است. این تصمیم از یکسو با توجه به شناخت بیشتر استانداران به مسائل استان، میتواند منجر به کاهش خسارت قطعی برق شود که نقطه قوت است، اما از طرف دیگر، موج نارضایتی مردم از توانیر به استانداران منتقل میشود و بعضی کارشناسان هشدار میدهند که این تفویض اختیار، در پی رقابت برای تحمیل کمترین قطعی برق، رانتهایی را ایجاد کند.
تقویت رویکرد سلاحسازی آب
پس از استقلال هند و پاکستان در سال ۱۹۴۷، مرزهای ترسیمشده بین این دو کشور از داخل حوضه سند عبور کرد و تقریباً اکثر سرشاخههای سند در داخل هند قرار گرفت. این امر، هند را به دولت ساحلی بالادستی و پاکستان را به دولت ساحلی پاییندستی تبدیل کرد. در همین راستا، شیوه کنترل آبهای حوضه سند در طول جنگ بین دو کشور بین سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸، یکی از اصلیترین کانونهای اختلاف بود. پاکستان بهطور ویژهای به آبهای حوضه سند وابسته است؛ بهطوریکه حدود ۹ درصد از منابع آبی این کشور برای مصارف مختلف از جمله آشامیدنی و کشاورزی از رودخانههای این حوضه تأمین میشود. درواقع، همانگونهکه مصر هدیه نیل و ازبکستان هدیه آمودریاست، پاکستان نیز هدیه سند است. هند نیز حدود ۲۵ درصد از آبهای حوضه سند را برای مصارف مختلف خود استفاده میکند. هرچند رودخانههای مهم دیگری از جمله گنگ و براهماپوترا نیز در مناطق شمالی هند جریان دارند که همچون سند از رشتهکوههای هیمالیا سرچشمه میگیرند.
فرار از فقر به چاه مرگ
صدای ضجههای زنان میآید. اما خیلی دورتر از جایی که مرد با من تلفنی صحبت میکند. اتفاق عجیب و دردناک بود. روستای «بساط بیگی» از توابع شهرستان «کوهدشت» هفت نفر از فرزندانش را در کمتر از یک ساعت در یک چاه آب از دست داد. جوانترین جانباخته ۲۹ سال سن داشته است. دو خواهر همزمان شوهر از دست دادهاند. یک روستا عزادار است. آخر برای چه؟ برای بیآبی مزارع. کدام مزارع؟ مزارع کشت خشخاش. کجا اتفاق افتاد؟ چاهی متروکه و البته ممنوعه که حفرش از همان ابتدا غیرقانونی بود. در چاه چه میکردند؟ دنبال آب بودند. «مردم ناچارند اینجا خشخاش بکارند. اینجا محرومیت مطلق است. یک لیوان آب اگر اضافه بیاید، میریزند پای مزارع خشخاش. رفته بودند چاه را احیا کنند که دچار گازگرفتگی شدند. یکی پس از دیگری برای نجات رفتند. هیچکس زنده بیرون نیامد. نیروهای امدادی وقتی رسیدند که همه مرده بودند. اینهم از بدبختی ماست.» اینها را آقای «طرهانی» میگوید که دو شوهرخواهر و دوستان و بستگانش را در حادثه جمعه «بساط بیگی» از دست داده است. حادثهای که میگوید اگر در این محرومیت شدید نبودیم، اتفاق نمیافتاد: «آدم بدبخت محکوم است به بلا و مصیبت.»
پادکست ۲۰ اردیبهشت
شایعات «روسی» علیه هندوانه «ایرانی»
|پیامما| یک نماینده مجلس دوما در روسیه با انتشار یک ویدئو از مسکو، موضوع آلودگی محصولات کشاورزی ایران به نیترات را به دغدغهای فراگیر میان کاربران شبکههای اجتماعی و حتی بیشتر از آن، تبدیل کرد. ویدئویی که مدعی آلودگی هندوانههای ایرانی به ماده خطرناک «نیترات» بود. سازمان استاندارد ملی ایران، اتاق بازرگانی مشترک ایران و روسیه، اتحادیه ملی محصولات کشاورزی و بسیاری کارشناسان این ادعا را رد کردند و گویا نتایج مطالعات علمی نیز مؤید سلامت هندوانههای ایرانی است. براساس مطالعه مؤسسه «تحقیقات آب و خاک ایران»، محصولات جالیزی در ایران از جمله هندوانه حدود ۵۰ واحد کمتر از حد مجاز نیترات مورد تأیید هم در ایران و هم در روسیه دارند. بااینحال، کارشناسانی هستند که هشدار میدهند جایگزین نشدن سموم و کودهای نسل جدید و سازگار با محیطزیست همواره یکی از تهدیدات مواد غذایی و کشاورزی ایران هستند که میتوانند منجر به آلودگی آنان شوند. مانند آنچه پیشتر برای محمولههای سیبزمینی و فلفلدلمهای کشور رخ داد؛ برگشت بهدلیل مشکلات کیفی.
