بایگانی مطالب: محیط زیست
مهاجرت زندگی در روستاهای خراسانجنوبی
معادن، صحنه درگیریهای خونین
ضرورتهای اقتصادی و نیاز کشور به توسعه و ایجاد اشتغال، همواره از جمله مفاهیمی بوده است که مدافعان و منتفعین بخش معدن برای توجیه گسترش فعالیتهای خود در طبیعت نیمهجان ایران به آن استناد میکنند. ترجمه دقیقتر این ادعا چنین است: گرچه محیط طبیعی و بنیانهای حیاتی سرزمین در هم شکست و از کوهها، رودها و جنگلهای زیبا جز تودهای آلوده و سمی باقی نماند، اما درعوض، کشور ثروتمند شد، مردم به رفاه رسیدند و بخشی مهم از جامعه به شغلی مطمئن و با درآمد مکفی دست یافتند. ناترازی میان سرمایههای ازدسترفته غیرقابلتکرار و دستاوردهای اقتصادی حاصل از این فرایند را کنار بگذاریم و ببینیم تا چه اندازه بخش «مثبت» این روایت، یعنی ایجاد ثروت و اشتغال، در عمل قابل تصدیق است. آنچه در میدان واقعیت دیده میشود، چندان همراستا با این روایت پرطمطراق آن نیست. گزارشهای رسمی، از جمله مطالعات مرکز پژوهشهای مجلس، نشان میدهد بخش عمدهای از معادن کشور نهتنها اشتغال پایدار و مولد ایجاد نکردهاند، بلکه در بسیاری از مناطق، موجب فروپاشی نظامهای معیشتی بومی، تعمیق فقر و گسترش نابرابریهای منطقهای شدهاند.
زمین، زن و سکوت
مروری بر فیلم «بانل و آداما»
آبنشینها یا تختکنشینهای اطراف هامون
«تختکنشینها»، آرامآرام با خشکیدن هامون ناپدید شدند. روزگاری زمینهای سیستان سبز بود و پرآب، اما حالا فقط در خاطرهها باقی مانده است. کاهش بارندگی و سدسازیهای بالادست رود هیرمند، این دریاچه بزرگ را به پهنهای از خاک و نمک تبدیل کرده؛ دریاچهای که با بیابانشدنش، زندگی را در جزیرههای کوچکش و میان مردمانی که روزی بر آب میزیستند، خاموش کرد. آنها خانههایشان از گل و نی بود و قایق تنها راه ارتباطشان با دنیا. صیاد، کشاورز و دامدار بودند و زندگیشان با آب گره خورده بود. «کلثوم بزی»، نویسنده و تسهیلگر اجتماعی، خود از میان همین مردم تختکنشین آمده است. او در کتاب «آبنشینها» از قصه زندگی روزمره زنانی گفته که در گذشتهای دور در میان آبهای هامون میزیستند؛ قصههایی که نشان میدهد چگونه جامعهای کوچک، با سختیها و امیدهایش، در پهنه آب و نیزار هامون شکل گرفته بود. قصه، بخش پررنگی از فرهنگ آنها بود و شاید اگر این قصهها نبودند که نسلبهنسل نقل شوند، همین یک قطره کوچک از زندگی آنها نیز باقی نمانده بود.
بانگ مرال، صدای امید در دل جنگل
نگهبانان روح جنگل
بانگ چند گوزن در جنگل میپیچد. «پیمان» میگوید این «صداهای پسرانه» از گلوی مرال نر جوانی میآید که هنوز جفتی پیدا نکرده. دقیقهای بعد، ارتفاعات جنوبی ارفعکوه از صدای مرالی بزرگ به لرزه میافتد. در عصر یکی از آخرین روزهای فصل گاوبانگی، گوزنهای قرمز هنوز سرمستاند. «تا چند سال پیش اینهمه بانگ مرال نبود.» «داریوش» میگوید «مرالها میدانند که اینجا دیگر امن است» و «مرالها میدانند» را محکم ادا میکند. آنها دوست و برادرند، نگهبانان این راشستان بزرگ، حافظان مرالهای تیزرو در یکی از آخرین نقاط بکر ایران.
فراتر از رویکردهای فنی، بهسوی تعامل اجتماعی
احیای دریاچه ارومیه
بودجههای بینتیجه، دریاچه خشکیده
|پیام ما| براساس آخرین تصاویر ماهوارهای و گزارشها امروز دریاچه ارومیه در بحرانیترین وضعیت خود طی دو دهه گذشته است، این درحالیاست میلیاردها تومان طی سالهای گذشته صرف احیای این دریاچه آب شور شده است. از سوی دیگر، بهگفته رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، هنوز تکلیف سال آینده برای احیای این دریاچه مشخص نیست.
انحراف در فرایند اجرای کاداستر اراضی ملی و دولتی
صدور اسناد پرابهام برای اراضی ملی
هر شهروند، یک پژوهشگر طبیعت
چالش طبیعت آسیا (ANC) یک رویداد بزرگ و قارهای در حوزه علم شهروندی است که با هدف مستندسازی تنوعزیستی غنی آسیا برگزار میشود. این رویداد با استفاده از پلتفرم جهانی آینچرالیست (iNaturalist)، از عموم مردم دعوت میکند به مشاهده و ثبت دقیق گیاهان، جانوران، حشرات و قارچهای وحشی در محیط زندگی خود بپردازند. انگیزه اصلی این چالش، پر کردن شکاف دادهای در مورد حیاتوحش آسیا است؛ چراکه با وجود داشتن بالاترین تنوعزیستی، این قاره سهم کمی در دادههای علمی ثبتشده جهانی، یعنی در حدود ۹ درصد از کل مشاهدات را دارد. مشارکتکنندگان در دو مرحله اصلی (مشاهده در طبیعت و سپس کمک به شناسایی گونهها) به تولید دادههای معتبری کمک میکنند که مستقیماً توسط محققان و سازمانهای حفاظتی برای رصد گونههای در معرض خطر و برنامهریزیهای محیطزیستی مورد استفاده قرار میگیرد. در این چالش افراد میتوانند با گوشی هوشمند خود، در عرض چند روز، مشاهدات خود را در طبیعت از گونههای وحشی ثبت کنند و اطلاعات حیاتی را در اختیار جامعه علمی قرار دهند. هدف نهایی این چالش، شناسایی ناشناختهها و ایجاد یک شبکه فعال از حامیان محیطزیست در سراسر آسیا برای افزایش آگاهی است.
