بایگانی مطالب: میراث

شیراز ویترینی شکسته

اصفهان اگر ویترین هنر و معماری ایران است، فارس و شیراز ویترین تاریخ و گنجینه تمدنی ایران است. اصفهان برخلاف مشکلات متعددی که در حوزه فرونشست زمین و تهدید شكوه معماری دوره اسلامی و صفوی دارد، اما آنچنان شبیه به فارس و شیراز در ماه‌های گذشته در سرخط خبرها قرار نگرفته است. حساسیت‌ها در ماه‌های گذشته به‌دلیل قدمت تمدنی آثار تاریخی استان فارس و اتفاقات مرتبط با شهر شیراز بر این نقطه از كشور بالا بود. دلیل آن‌هم وجود آثار تاریخی بسیار ارزشمند در استان فارس و شهر شیراز است. آثاری مثل تخت‌جمشید، پاسارگاد، نقش‌رستم و بافت تاریخی شیراز با تهدیداتی مواجه هستند. از جمله بتن‌ریزی برای احداث سازه‌های تجاری در حریم درجه یک تخت‌جمشید به‌بهانه احداث سرویس‌های بهداشتی در مهرماه سال ۱۴۰۳، تخریب گسترده بخشی از كوه رحمت برای برداشت سنگ‌های این كوه با هدف آسفالت‌ریزی در خیابان‌های مرودشت در شهریورماه سال ۱۴۰۳، و موارد دیگر تنها بخشی از اتفاقاتی بود که آثار استان فارس در یک سال اخیر از سر گذراندند. اما آنچه در ماه‌های اخیر سروصدای بیشتری به راه انداخت، حفر تونل مترو خط دو شیراز در حریم آرامگاه حافظ بود؛ حریمی که به‌گفته كارشناسان روی گورستانی یک‌هزارساله با آثار معماری تاریخی قرار دارد و این گورستان، به‌گفته برخی ناظران میراث فرهنگی، چنان گسترده بوده است كه مزار حافظ بخشی از آن بود.

از نمایش‌ تبلیغاتی تا واقعیت‌ صادراتی

صنایع‌دستی ایران یکی از اصیل‌ترین و ارزشمندترین جلوه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی است. ریشه‌های این هنر کهن در دل تاریخ هزاران‌ساله ایران زمین تنیده شده و هر رشته آن روایتگر بخشی از سبک زندگی، باورها، اقلیم و ذوق هنری مردمانی است که در گوشه‌گوشه این سرزمین زیست می‌کنند. از قالیبافی خراسان تا گلیم کرمان، از خاتم شیراز تا میناکاری اصفهان، هر اثر صنایع‌دستی گویای پیوند عمیق ایرانیان با زیبایی، مهارت و معناست. با وجود چنین ظرفیت شگفت‌انگیزی، این هنر-صنعت در دهه‌های اخیر با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. هنرمندانی که عمر خود را صرف حفظ و توسعه این میراث گران‌بها کرده‌اند، اغلب در تنگنای معیشتی، نبود بیمه، کاهش حمایت‌های دولتی، ناتوانی در بازاریابی و صادرات و افت کیفیت برگزاری نمایشگاه‌ها، در انزوا و فراموشی قرار گرفته‌اند. از سویی دیگر، سیاستگذاری‌های کلان در این حوزه با ناپایداری، سردرگمی و نداشتن چشم‌انداز بلندمدت همراه است و موجب شده بسیاری از ظرفیت‌های بالقوه صنایع‌دستی کشور بالفعل نشود. در دل کارگاه‌های کوچک، خانه‌های قدیمی و دستان پینه‌بسته هنرمندان، هنوز صدای نفس‌های آخر این گنجینه کهن شنیده می‌شود. دغدغه‌ و مطالبه واقعی هنرمندان صنایع‌دستی چیزی جز دیدن و شنیده شدن رنجی که برای زنده نگه‌داشتن هنرشان متحمل می‌شوند، نیست. احیای این هنر، تنها وظیفه‌ای فرهنگی نیست، بلکه مسیری برای توسعه پایدار، عدالت اقتصادی و هویت‌سازی ملی است.

نئاندرتال‌ها در کُناخرس کرمانشاه دیده‌ شدند

مدعیان بلاتکلیف آرامگاه «رازی»

از قرن چهارم هجری تا همین چند سال پیش مزار رازی یک راز تاریخی بود. در کتاب‌ها گمانه‌هایی درباره آن مطرح می‌شد، اما همه تنها حدس‌هایی بود که استناد چندانی به تاریخ نداشت. مطالعات پژوهشگران اما در اواخر دهه نود گمانه جدی‌تری را مطرح کرد مبنی‌بر اینکه با توجه به قرارگیری بیمارستان قدیم ری در محدوده روستای فیروزآباد و ثبت اسنادی درباره طبابت رازی در این بیمارستان و موارد دیگر، احتمال فراوانی وجود دارد که او را در نزدیکی امامزاده این روستا که گورستان قدیمی این منطقه بوده، به خاک سپرده باشند. همان روزها سخن از ساخت یک بنای آرامگاهی در فیروزآباد و تأسیس بنیادی به‌نام رازی مطرح شد. قرار بود برای طراحی این بنا فراخوانی ملی داده شود و بودجه خاصی برای آن در نظر گرفته شود. حالا چندسالی از آن وعده‌ها و حرف‌ها گذشته. زمین سه هکتاری که قرار بود محل ساخت یادمان باشد، مدعیانی پیدا کرده و شورای روستا را مجبور به محصور کردن محدوده زمین کرده است. دولت سیزدهم دستور مسکوت ماندن طرح ساخت آن را داد و تا به امروز هم این طرح مسکوت مانده است. محلی‌ها روی این طرح حساب باز کرده‌اند و برخی مسئولان محلی نیز پیگیر این طرح هستند، اما سال‌هاست که طرح همچنان معطل مانده است.

هیروشیمای فرهنـگی

| پیام ما | افسانه‌ای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستان‌ها گذشته تا امروز که دیگر نمی‌توان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفته‌اند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشه‌ای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها می‌گوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت می‌شوند. گستره تخریب‌ها اما چیز دیگری می‌گوید؛ تاراج به‌مراتب وسیع‌تر از آن است که آمارها نقل می‌کنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکل‌های فعال در حوزه‌ تاریخ و باستان‌شناسی، در نشستی هم‌اندیشانه که قرار است مستمر و ادامه‌دار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشه‌دار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید می‌کند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتی‌نسب»، رئیس انجمن علمی باستان‌شناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنج‌یابی می‌کنند. اما همین کار هم تابه‌حال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.

زخم‌های پنهان یک شهرِ جهانی

اصفهان را شهر هنر و تاریخ می‌دانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسش‌هایی جدی پیرامون وضعیت میراث‌فرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشی‌های امروز هم‌خوان است؟ و مهم‌تر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سال‌های اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایت‌های فرهنگی و غفلت از ظرفیت‌های مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراث‌فرهنگی شده است. اصفهان، باآن‌همه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بی‌توجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حال‌آنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، به‌سرعت از حافظهٔ زنده به موزه‌ای خاموش بدل می‌شوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفته‌ای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحب‌نظر برجسته در حوزه‌های عکاسی مستند، باستان‌شناسی و بافت و بناهای تاریخی رفته‌ایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعین‌حال دغدغه‌مند به شهری است که همچنان میراثش نفس می‌کشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.

دادخواهی پارینه‌سنگی‌‌ها

حدود ۲۵ سال است که در حوزه باستان‌شناسی دوران پارینه‌سنگی، با تمرکز بر منطقه زاگرس، فعالیت پژوهشی انجام می‌دهد. دوران کارشناسی ارشد، دکتری و پسادکترای خود را با مطالعه در منطقه کرمانشاه به انجام رسانده و به همین دلیل، تجربه و شناخت عمیقی از دوره پارینه‌سنگی پیش‌ازتاریخ در این منطقه دارد. «سامان حیدری گوران» باستان‌شناس و پژوهشگر ارشد پیش‌ازتاریخ دانشگاه کلن نظر خود را در مورد احداث تله‌کابین در محدوده تاق‌بستان کرمانشاه در قالب این یادداشت در اختیار «پیام ما» گذاشته است.

دانش تاریخی، حلقه مفقوده مقابله با فرونشست

رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری خبر داد:

تاق‌بستان در تله تله‌کابین

عمر پروژه از دو دهه هم گذشته و گویی قرار نیست سایه تهدید آن از سر نقوش برجسته بی‌نظیر باقیمانده از عصر ساسانیان کم شود. همچنان، مدیران شهری چشم به دشت کاهو و محوطه‌های پیش‌ازتاریخی دارند که قرنها در همسایگی تاق‌بستان آرام گرفته‌اند. پروژه تله‌کابین کرمانشاه به گواه بنری که در نزدیکی این اثر نصب شده، باز هم از سر گرفته شده است و به‌رغم مخالفت صریح میراث‌فرهنگی، از سوی مجریان پروژه و مدیران شهری و استانی در حال پیگیری است. «بیژن کلهرنیا»، پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی، معتقد است اجرای این پروژه از هر زاویه‌ای که بررسی شود، توجیه منطقی و علمی ندارد. اجرای آن نام این اثر کم‌نظیر جهانی را برای همیشه از فهرست میراث جهانی حذف می‌کند اما این تنها آسیبی نیست که این پروژه به کرمانشاه و تاق‌بستان می‌زند. نگاه کوتاه‌مدت مدیران می‌تواند معامله سنگینی برای مردم کرمانشاه رقم بزند. معامله‌ دوسرباختی که در آن اجرای پروژه‌ای که به‌زعم کارشناسان شهرسازی در دنیا دیگر مورد توجه نیست، به حفظ و جهانی شدن اثری ارزشمند و منحصربه‌فرد ارجحیت دارد.

پادکست ۰۲اردیبهشت