بایگانی مطالب برچسب: حفاری غیرمجاز
دارابگرد در گرداب فروچالهها
ثبت جهانی دارابگرد، سالها یکی از وعدههای مدیران استان فارس و شهرستان داراب به مردم بوده، وعدهای که گویی مدیران قرار نیست برای تحقق آن گام اجرایی بردارند. بیش از یک دهه است که فعالان میراث فرهنگی درباره تبعات فرونشست در این منطقه و همچنین گسترش حفاریهای غیرمجاز هشدار میدهند. فرونشست در دارابگرد آنقدر پیشروی کرده و چاههای غیرمجاز آنقدر جان زمین را مکیدهاند که در این محدوده به جای شکافهای ناشی از فرونشست باید از «فروچالهها» سخن گفت. فروچالههایی که عمق برخی از آنها تا دو متر هم میرسد و این روند رو به افزایش است. با اینهمه هنوز مطالعات دقیقی در این زمینه در دارابگرد صورت نگرفته است. سیاست و رویکرد مدیران اما همچنان وعده ثبت جهانی است. با وجود چالشها و مشکلات و تهدیدات جدی پیرامون این اثر باستانی، باید پرسید که ثبت جهانی این اثر چه گرهی از مشکلات آن باز خواهد کرد؟ آیا الزامات حفاظتی مورد نظر یونسکو در مورد این اثر رعایت شده است؟ پس از یک دهه از تشدید فرونشست در عرصه و حریم این اثر چه اقدامی برای کنترل آسیبهای ناشی از آن در این محدوده صورت گرفته است؟ حتی اگر یونسکو با ثبت این اثر در فهرست میراث جهانی موافقت کند، چه برنامه حفاظتی برای آن تدوین شده است؟
شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان
در سه روز گذشته، سحرگاهان بیلهای مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهنترین بافتهای تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطهای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستانشناسی، منجر به تخریب لایههایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب میشود. منطقهای که بهگفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگیهای طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. اینبار خاکی جابهجا شد که بهگفته «علیرضا جعفریزند»، نهفقط خشت و آجر بلکه تاریخ آلبویه، پیشازآن و پسازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، بهوضوح نشانهای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراثفرهنگی استان نامیده میشود. از سکوتهای مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایههایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانههایی است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچگاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستینبار در آستانه متروکشدن حافظهاش قرار گرفته است. در پی واکنشها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارشهای واصلشده مبنیبر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرضکنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. بهنظر میرسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمیکنند که این موضوع بسیار نگرانکننده است و بهطور قطع، دادستانی با این ترک فعلها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی میکند: «محسن جاوری» باستانشناس و مسئول سابق کاوشهای میدان عتیق، «علیرضا جعفریزند» حقوقدان و پژوهشگر میراثفرهنگی و «امیر کرمزاده» مدیرکل میراثفرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، همزمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آنهم در یکی از حساسترین هستههای باستانشناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهنها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب میتواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی میتواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟
نقشه راهی برای نجات میراث در بحران
|پیام ما| از دولت نهم و دهم، میراثفرهنگی ایران با آسیبهای ساختاری جدی روبهرو شد و تبعات برخی از آن آسیبها تا امروز هم در این حوزه قابللمس است. یکی از مهمترین این آسیبها نادیدهگرفتن توانایی و ضرورت حضور بدنه کارشناسی در ساختار میراثفرهنگی کشور بود که از دولت نهم آغاز شد و تا سالها ادامه پیدا کرد. آسیب این نگاه همچنان در بخشهایی از این ساختار مشاهده میشود. با اینهمه در طول سالها و در بزنگاههای مختلف، کارشناسان این حوزه دغدغهمندانه برای حفظ میراثفرهنگی ایران تلاش کردند. نمونه اخیر آن، اقدامی است که توسط برخی کارشناسان بهشکل خودجوش در روزهای پرالتهاب جنگ اخیر صورت گرفت. همزمان با روشن شدن آتش جنگ برخی مرمتگران و باستانشناسان در نامهای اعلام کردند که آمادگی دارند تا در کنار کارکنان موزههای کشور برای حفظ میراثفرهنگی ایران حضور داشته باشند. درعینحال، برخی نیز در قالب یک گروه در شبکههای اجتماعی به آگاهیبخشی و گردآوری دانش حفاظت در شرایط بحران در قالب یک بولتن روی آوردند و نسبت به اصول حفاظت و استانداردهای موجود بینالمللی اطلاعرسانی کردند. با «مهدی رازانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که ایده تشکیل این گروه را ارائه کرد و با استقبال بدنه کارشناسی میراثفرهنگی روبهرو شد، گفتوگوی کوتاهی داشتیم درباره این اقدام و ضرورت توجه به میراثفرهنگی در شرایط بحران. او میگوید تشکیل این گروه و گردهمآمدن متخصصان و دغدغهمندان حوزه میراثفرهنگی در روزهای ملتهب جنگ با استقبال خوبی مواجه شد و تأکید دارد تدوین یک سیاست کلان برای «حفاظت میراث در موقعیتهای اضطراری» بسیار ضروری است.
جیرفت، تمدن گمشده
«جیرفت» این نام برای پژوهشگران و باستانشناسان جهان نامی آشناست. اما تا پیش از طغیان هلیلرود و جاری شدن سیل در آن منطقه، جیرفت شهری بود نزدیک کرمان با مردمانی که چندان مرفه نبودند و خبر نداشتند در همسایگی چه گنجینه بزرگی زندگی میکنند. سیل اما رازهای بزرگی را برملا کرد، با شسته شدن گورهای تاریخی منطقه، آثار فراوانی نمایان شد و این، شروع فاجعهای فرهنگی در این منطقه بود. غارت آثار باستانی در سطحی گسترده و بهشکلی بیسابقه آغاز شد. تا جایی که خبرنگار یکی از مجلات خارجی تصویرش از مواجهه با منطقه را اینطور تصویر کرده است: «اینجا شبیه یک پنیر سوئیسی بزرگ است که در هر سوراخ آن یک نفر در حال حفاری و بیرون کشیدن آثار تاریخی است.» کاوشها در جیرفت شروع شد و دو باستانشناس بزرگ در آن حفاریهای علمی انجام دادند، اما این دولت مستعجل کُنارصندل بود؛ با تنگنظری حفاریها را متوقف کرد و ۱۷ سال طول کشید تا باز کلنگ باستانشناسان به زمین جیرفت بخورد. هنوز جیرفت اسیر بیمهریهاست و بهاندازه یک تمدن بزرگ که تاریخ بینالنهرین را تغییر داده، قدر ندیده است. در هشتصد و چهل و چهارمین شب از شبهای بخارا جیرفت محور سخنرانیها شد و باستانشناسان و مسئولان پیشین و امروز میراثفرهنگی از خاطرات و تجربیاتی گفتند که در جریان کشف این تمدن بزرگ داشتند. در پایان نشست مستند «جیرفت تمدن گمشده» به کارگردانی «پژمان مظاهریپور» به نمایش درآمد؛ مستندی که بهمرور حادثه و بررسی ابعاد حقوقی فاجعه غارت آثار باستانی در جیرفت پرداخته است.
جهان علیه گنجیابی
|پیام ما| مسئله حفاظت آثار تاریخی تنها به یک جغرافیا و کشور خاص محدود نمیشود. یکی از مهمترین دغدغهها بین تصمیمگیران و سیاستگزاران کشورهایی که دارای نشانهای تمدنی و آثار شاخص تاریخی هستند، حفاظت از این آثار و تحویل آنها به نسلهای بعدی است. مسئله حفاریهای غیرمجاز بهعنوان یکی از اصلیترین تهدیدات در این حوزه، سالها است که در قوانین و سیاستهای کشورها دیده شده است و راههایی برای مقابله با آن وجود دارد. آمارهای یونسکو از ثبت ۳ هزار سایت میراث جهانی تا سال ۲۰۲۳ حکایت دارند، اما زنگ خطر آنجاست که نزدیک به یکچهارم این گنجینههای فرهنگی در سراسر جهان در معرض تخریب و نابودی قرار دارند. ایران نیز که وارث تمدنی هزارانساله است، در سالهای اخیر با رشد نگرانکننده جرائم مرتبط با حفاری غیرمجاز مواجه بوده و همین مسئله ضرورت بازنگری در قوانین، سازوکارهای نظارتی و بهرهگیری از تجربه کشورهای موفق را دوچندان کرده است. استفاده از تجربیات جهانی میتواند تا حدودی امکانات و راهکارهای موجود را برای مدیران و تصمیمگیران و قانونگذاران کشور تبیین کند. با همین رویکرد مرکز پژوهشهای مجلس هفته گذشته گزارشی منتشر کرد با عنوان: «رویکردهای مواجهه با حفاری غیرمجاز برای کاوش آثار تاریخی فرهنگی» و در آن با بررسی تطبیقی کشورهای منتخب قوانین و راهکارهای مواجهه با این معضل جهانی را بررسی کرد. این گزارش همچنین برای مدیریت این بحران که هر روز عمیقتر میشود هم پیشنهاداتی ارائه کرده است.
هیروشیمای فرهنـگی
| پیام ما | افسانهای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستانها گذشته تا امروز که دیگر نمیتوان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفتهاند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشهای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها میگوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت میشوند. گستره تخریبها اما چیز دیگری میگوید؛ تاراج بهمراتب وسیعتر از آن است که آمارها نقل میکنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکلهای فعال در حوزه تاریخ و باستانشناسی، در نشستی هماندیشانه که قرار است مستمر و ادامهدار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشهدار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنجیابی میکنند. اما همین کار هم تابهحال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
معادله نابرابر حفاظت از تاریخ
هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطههای تاریخی، فرصتی است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشتهای که آینده را شکل میدهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بینالمللی مطرح میشود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی میتواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداریها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آنگونه که باید از این گنجینه بیهمتا صیانت کردهایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعهای بیهویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بیضمانت است؟
هجوم حفاران غیرمجاز به امامزادهها در تعطیلات نوروز
حفاران غیرمجاز با بهره گیری از تعطیلات نوروز به برخی امامزادههای کشور در استانهای فارس، سمنان و قزوین دستبرد زدند.
