بایگانی مطالب برچسب: کودکان
پرواز ۱۰۰۰ عقاب مهاجر در ۲ ساعت بر فراز ایران
مهاجرت پرندگان شکاری از آخرین ماه تابستان آغاز میشود؛ این پرندگان از سرزمینهای شمالی بهسمت نواحی گرمتر جنوب پر میکشند و در مسیر خود بر فراز آسمان، از کوهها، جنگلها، شهرها و بیابانهای ایران عبور میکنند. شمارش و پایش این گونهها که در رأس هرم غذایی قرار دارند، اطلاعات حیاتی برای حفاظت از گونههای در خطر انقراض و همچنین کل اکوسیستم فراهم میآورد. وضعیت جمعیتی آنها میتواند اطلاعات و ارزیابی درباره آلودگی، تخریب زیستگاه، شکار و تغییراقلیم به ما بدهد.
«صداهای مراکش» پس از نیمقرن به فارسی ترجمه شد
کتاب «صداهای مراکش» نوشته «الیاس کانتی»، نویسنده و متفکر بلغاریتبار و برنده نوبل ادبیات، پس از بیش از پنج دهه سرانجام در سال ۱۴۰۴ به فارسی منتشر شده است. این اثر، روایتی شنیداری و فلسفی از سفر کوتاه کانتی به مراکش در دههی ۱۹۵۰ است؛ سفری که در آن نویسنده با نگاهی تیزبین و انسانی، صداها، سکوتها و زندگی روزمره مردم مراکش را ثبت میکند و از دل هیاهوی شهر، روح آن را میشنود.
۴۴۵ هزار دانشآموز مهاجر پشت درهای بسته
درحالیکه وزارت کشور از «حمایت از تحصیل همه دانشآموزان اتباع» سخن میگوید، دادههای پژوهشی تازه نمایانگر شکاف میان سیاستهای اجرایی و واقعیتهای میدانی است: ۴۴۵ هزار کودک افغانستانی مهاجر از تحصیل بازماندهاند و از هر دو کودک مهاجر در سن تحصیل، یک نفر از دسترسی به آموزش محروم است. آماری که بهتازگی در نشست «وضعیتشناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» مطرح شده، نشان میدهد فقط از سه مدرسه شهرری، ۴۲۰ دانشآموز افغان کم شده است و در جنوب تهران چهار مدرسه در اثر کاهش جمعیت دانشآموزی تعطیل شدهاند. از طرف دیگر، همزمان با محدود شدن دسترسی به آموزش بعد از جنگ دوازدهروزه، بعضی بیمارستانها و حتی مؤسسههای خیریه درمانی از پذیرش کودکان بیمار مهاجر شانه خالی کردهاند.
صدای دلفینها مسیرم را عوض کرد
«در بسیاری از مناطق ساحلی، زیرساختهای اولیه وجود ندارد و تنها راه امرار معاش، صیادی آنهم اغلب بهصورت غیراصولی است. اگر آموزش، آگاهسازی و حمایت اقتصادی از این جوامع صورت نگیرد، آینده مطلوبی برای تنوعزیستی دریایی متصور نیستم». این گفته «هاله عابدی» است؛ حفاظتگری که در استان هرمزگان در حوزه محیطزیست دریایی کار میکند. او متولد ۱۳۶۷ است و اهل تهران. داستان حفاظتگری هاله از علاقهاش به دلفینها و نهنگها شروع شد، عاملی که سال ۱۳۹۲ او را ترغیب کرد برای کارشناسی ارشد وارد حوزه محیطزیست دریایی شود. آن سالها برخی تردید داشتند هاله بتواند در این زمینه موفق شود، اما بدبینی دیگران باعث نشد او این حوزه را کنار بگذارد. عابدی از سال ۱۴۰۰ فعالیت حرفهای در حوزه حفاظت را با مؤسسه حفاظت از محیطزیست قشم آغاز و در سال ۱۴۰۳ با همراهی گروهی از زنان و متخصصان، «انجمن حفاظت از طبیعت میداف» را تأسیس کرد. او بهجای حفاظت از پلنگ، خرس، یوز و... دل به دریا زده و تصمیم گرفته از گونههایی حفاظت کند که زیستگاهشان خلیجفارس است. در این گفتوگو او از مزیتها و چالشهای زن حفاظتگر و از آینده نگرانکننده محیطزیست دریایی میگوید.
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
غنیسازی غذا؛ اغوای دروغین یا اغراق؟
تبلیغات اغواکننده با عنوان «غنیسازی محصولات غذایی» با ادعاهایی مانند درمان و یا جبران برخی کمبودهای ویتامینی یا مواد معدنی، پروتئینی و غیر این روزها روی بسیاری از محصولات غذایی موجود در بازارهای رسمی دیده میشود. این امر بهگفته سخنگوی سازمان غذا و دارو باید تابع استانداردهای خاصی باشد که از سوی این سازمان اعلام شده است؛ در غیر اینصورت ادعاها تنها جنبه تبلیغاتی دارد و غیرواقعی است.
سفرههای فقیر؛ مرگهای خاموش
گرانی مواد غذایی و محدودیت دسترسی به غذاهای سالم و مغذی، سبد غذایی تعداد قابلتوجهی از مردم را فقیر کرده است. بهگفته «احمد اسماعیلزاده»، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، مرگ ۱۲۰ هزار نفر در کشور با تغذیه نامناسب مرتبط است. «احمد آرایینژاد»، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، در گفتوگو با «پیام ما» فقر مادی و فرهنگی را عامل فقیر شدن سبد غذایی مردم و درنتیجه تغذیه نامناسب دانست.
فضا دادن به آنها که نمیخواهند جهنمی باشند
تابآوری شهری در برابر تحریم
