بایگانی مطالب برچسب: مدیریت پسماند
معادن باید از محیطزیست مجوز بگیرند
|پیام ما| «چرا گزارشهای ارزیابی اثرات محیطزیستی پروژهها منتشر نمیشود؟ آن هم وقتی بر اساس قانون باید این کار انجام شود. آیا همه پروژهها امنیتی هستند؟» این پرسش خبرنگار «پیام ما» در نشست خبری سازمان حفاظت محیط زیست از معاون محیطزیست انسانی بود. پاسخ او این بود که کدام ماده قانونی چنین تکلیفی را برای سازمان حفاظت محیطزیست تعیین کرده است؟ اما رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخی دیگر، وعده داد: «گزارشهای ارزیابی طبقهبندی نشده را منتشر میکنیم.»
مردم «دزک» کارخانه «آهک هیدراته» نمیخواهند
«از مردم عادی گرفته تا اعضای شورای روستا بازداشت شدهاند. برخی یک شب، برخی دو شب، بعضیها حتی زندان رفتند. جلوی بیل مکانیکی را گرفتند و قاضی حکم زندان به آنها داد.» اینها گفته یکی از مرتعداران روستای دزک در استان چهارمحالوبختیاری درباره پروژه کارخانه «آهک هیدراته» است. پروژهای که پس از یک دهه کمتر از ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و با نارضایتی مردم، دچار بحرانهای جدی برای ادامه کار شده است. او تأکید میکند احداث جادههای متعدد در کنارزدن چاه برای برداشت آب، منطقهشان را تخریب کرده است. «محسن کریمی»، سرپرست اداره کل حفاظت محیطزیست چهارمحالوبختیاری، نظر دیگری دارد. به گفته او سرمایهگذار پروژه ضوابط محیطزیستی را رعایت کرده است. «از نظر ضوابط محیطزیستی، این واحد در منطقهای خارج از مناطق چهارگانه واقع و فاصلهاش تا رودخانه، چشمه، قنات و چاه حفظ شده است.»
ریجکت سوزند، نه زبالهسوز!
پروتکلی برای دستگاههای زبالهسوز نداریم
زبالهسوز دستگاهی حساس با کنترل فرایند بسیار حساس است که اگر زبالهسوزی اشتباه یا خامسوزی در آن رخ دهد، گازهایی از آن متصاعد میشود که بسیار خطرناکاند و میتوانند فاجعه بزرگی رقم بزنند. این گازها فلردار و کلردار هستند و این دستگاهها برای فعالیت نیازمند حضور متخصصاند و یک دهدار قاعدتاً نمیتواند این موضوع را مدیریت کند. اما نکته مهم در مدیریت پسماند این است که بتوانیم پسماند را از نقطه تولید تا نقطه نهایی مدیریت کنیم. اتفاقی که در این برنامهها رخ نداده و مدیریتی که الان شاهدش هستیم چنین مواردی را شامل نمیشود.
زبالهسوز، راه مدیریت پسماند یا افزایش آلودگی؟
روستاییان اطراف محل دفن زباله سراوان، سه سال قبل که مقابل این دفنگاه روزها و روزها بست نشستند تا زبالهای به جنگل وارد نشود. آنها میگفتند صدایشان به جایی نمیرسد و خسته از بو، شیرابه، حشرات و کوه صدمتری زبالهاند. وعدههای بسیاری به آنها داده شد. مانند سالهای قبلتر که تابلوی روزشمار برای جابهجایی و حل مشکل این دفنگاه نصب شده بود و نتیجهاش هیچ بود. در نهایت طرحهایی مانند جابهجایی زباله به شهرهای دیگر مانند رودبار مطرح شد و طرح دیگر این بود که روستاهای اطراف زبالههایشان را به سراوان نیاورند و خودشان مدیریتش کنند. سوزاندن زباله در روستاها و تلنبار شدن آنها در ورودی و اطراف جادهها مشکل جدید منطقه شد تا در نهایت در روستای سالکده چند سال قبل زبالهسوزی کوچک نصب شد که نظارتی بر آن وجود نداشت و بعد هم روستای لسکوکلایه در کیاشهر زبالهسوز کوچکمقیاس اما این بار جدید و با نظارت نصب کرد. واکنشها به راهاندازی این زبالهسوز کم نبوده و موافقان و مخالفان روبروی هم صف کشیدهاند. عدهای آن را فناوریای مناسب در شرایطی میدانند که مدیریت زبالهها در گیلان به فاجعه بدل شده و این کار میتواند با مشارکت جامعه محلی تفکیک را نهادینه کند و عده دیگر این زبالهسوزها را بدون پروتکل دانسته و نگرانیهایی برای ایجاد آلودگی آنها در آینده دارند.
پرده جادویی کلید آینده سبز
برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند
زباله از در خانه که خارج میشود، گویی دیگر از زندگیمان خارج شده و اغلب افراد دیگر مسئولیتی در قبال آن ندارد. این مسئولیت اما در سالهای اخیر برای مردمی در شهرهای شمالی و جنوبی که محلهای دفن زباله در نزدیک خانههایشان بوده، حالا دغدغهای جدی شده است. آنها میدانند چیزی بهنام «دور» وجود ندارد و وقتی زباله را دور میریزیم، خیلی زود آثارش به زندگیمان برمیگردد. شیرابهاش در زمین فرو میرود و بو و حشراتش جانمان را کم میکند. «نرگس آذری»، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه پسماند، نیز بر این امر صحه میگذارد. او که سالها در این حوزه پژوهش کرده، معتقد است سیاستگذاران فقط میخواهند مسئله را از خود دور کنند و این را میتوان در اصلاحیه قانون پسماند هم دید؛ اصلاحیهای که در مجلس در دست بررسی است، اما هیچیک از فعالان این عرصه تاکنون امکان دسترسی به آن را نداشتهاند.
مدیریت شکستخورده زبالهها
مدیریت پسماندهای شهری از مرحله جمعآوری، انتقال تا دفع نهایی، فرایندی کاملاً فنی است و بهرهگیری از تجهیزات، فناوریها و ماشینآلات مختلف همیشه بهعنوان مبنایی برای مقایسه سطح پیشرفت کشورها در این حوزه شناخته میشود. آنچه در این میان از نظر مدیران اجرایی پسماندها مغفول مانده، نقش کلیدی شهروندان و روستاییان و میزان مشارکتشان در مدیریت بهینه پسماند است. تا پیش از دهه ۱۳۸۰ شهروندان در بسیاری از شهرهای کشور باید پسماندهای خود را براساس زمانبندی جلوی در خانه یا در انتهای کوچه در محلی مشخص قرار میدادند و سطلهای فلزی و پلاستیکی تخلیهشده را مجدداً به داخل منازلشان باز میگرداندند و میشستند. با آغاز دهه ۸۰ در اقدامی جدید در شهر تهران حدود ۵۰ هزار مخزن ۱۱۰۰ لیتری پلاستیکی در نقاط مختلف شهر جایگزین دو میلیون و ۵۰۰ هزار نقطه جمعآوری سنتی پسماندها شد. هرچند در نگاه اول این تغییر بهعنوان یک دستاورد بزرگ برای مدیران شهرداری پایتخت محسوب میشد، ولی با گذشت زمان پیامدهای منفی این تصمیم به اشکال مختلف نمایان شد. پسازآن نیز شاهد تقلید بدون برنامهریزی سایر شهرداریهای کشور از شهرداری تهران در زمینه استقرار مخازن در خیابانها بودیم. «سعید مرادیکیا»، کارشناس مدیریت پسماندهای شهری، در این گفتوگو تبعات چنین رویهای را شرح میدهد.
