بایگانی مطالب برچسب: فضای مجازی
ایران در ثبت روستاهای جهانی رکوردشکنی میکند؟
«انوشیروان محسنیبندپی» از شانس بالای سه روستا بهعنوان دهکده جهانی خبر داد
حسرت یک زندگی معمولی
این روزها پای درد دل خیلی از مردم که مینشینیم دنبال یک مفهوم گمشدهاند: «زندگی معمولی». بهنظر میرسد، داشتن یک زندگی معمولی بستری میخواهد که امروز خیلی از ایرانیها از آن دریغ شدهاند. با این وجود هستند کسانی که همچنان افرادی که زندگی معمولی میخواهند را مورد هدف قرارداده و آنها را قضاوت و تفسیر میکنند. این مطلب تلاش میکند از میان گستره وسیعی از ویژگیهای رسیدن به یک زندگی معمولی، یکی از دلایل اقتصادی ایجاد این حسرت را زیر ذرهبین ببرد و تحلیل کند. بنابراین به سراغ یکی از «تراژدی»های نسلی میرویم که با نقشهای در دست به میدانی فرستاده شده که هیچ شباهتی به آن نقشه نداشت. نقشه، همان قرارداد اجتماعی نانوشتهای بود که میگفت تحصیل، کار و پسانداز به یک «زندگی معمولی» و باثبات میرسد. اما میدان، واقعیتی اقتصادی بود که در آن قواعد بازی بهنفع سفتهبازی و انباشت دارایی تغییر کرده بود، نه کار و تخصص. این نوشته استدلال میکند که حسرت فراگیر برای «زندگی معمولی»، نه از سر تنبلی یا نوستالژی، بلکه محصول «اثر دن کیشوت» است: تلاش صادقانه اما بیهوده نسلی که با وفاداری به قواعد منقضیشده، در جنگ با آسیابهای بادی اقتصاد جدید، مدام شکست میخورد و سردرگم میشود.
حقیقت بموقع مهمتر از حقیقت دیررس است!
یک اشتباه استراتژیک
فرونشست با فروچاله فرق دارد
داستان کلاسیکبازها
دستهای حرکت میکنند، یک جای مشخص قرار میگذارند، جمع میشوند و معمولاً خانوادگی به دل جاده میزنند. همین حرکت دستهجمعی و دورهمیشان است که جذابیتشان را بیشتر میکند. خودروهایی که ۳۰ الی ۵۰ سال پیش تولید شدهاند و برای چند نسل خاطرهسازی کردهاند، همچنان سرپا هستند و حالا به یکی از جذابیتهای گردشگری و سفر تبدیل شدهاند.
زندگی در تعلیق
«فاطمه» اخیراً در آزمون استخدامی، پذیرفته شده، «علی» مدتی است که به توسعه شغلش فکر میکند و «رضا» و «الهه» به بچهدار شدن فکر میکنند، اما جنگ ناگهان همه برنامهها و پیشبینیهای آینده را دگرگون کرد و حتی اکنون، روزها پس از آتشبس، آنها هیچ نشانهای از کنترل موقعیت را برای خواستههایشان نمیبینند. این روایتها نمونههای از بلاتکلیفی گستردهای است که جامعه با آن روبهروست. بحرانی که ریشه در نیاز ذاتی انسان به پیشبینی و کنترل دارد. زمانی که این نیاز برآورده نمیشود، پیامدهای روانی آن از اضطراب فلجکننده تا تعلل در تصمیمگیری، گریبانگیر فرد و جامعه میشود. این مقاله میکوشد با نگاهی روانشناختی، هم به ریشههای این پدیده و ارتباط آن با نیاز ذاتی ما به کنترل بپردازد و هم راهکارهای عملی برای تقویت «تحمل بلاتکلیفی» ارائه دهد؛ از سطح فردی تا جمعی. زیرا درک این مکانیسم، اولین گام برای تبدیل تهدید بلاتکلیفی به فرصتی برای رشد انعطافپذیری روانی است. هدف نهایی، نه حذف کامل عدم قطعیت -که امری ناممکن است- بلکه افزایش توانایی ما برای زندگی کردن در میانه طوفان، بدون ازدستدادن توانِ عمل و امید است.
تراژدی مرگ در باغوحش ارم
یک خبر مرگ دیگر از باغوحش ارم آمد. اینبار «لئو» تولهشیر پرحاشیه یک سال گذشته، توسط همنوعانش در این باغوحش کشته شده است. آبانماه پارسال یکی از ورزشکاران رزمی فیلمهایی از این تولهشیر در خانهاش منتشر کرد. بعد از انتشار این فیلم و واکنش فعالان حقوق حیوانات به حضور این حیوان در خانه این ورزشکار، سازمان حفاظت محیطزیست مجبور به مداخله شد. پس از حواشی بسیار، مانند عکس گرفتن فرمانده وقت یگان حفاظت محیطزیست با این ورزشکار و بیاطلاع جلوه دادن این ورزشکار از قانون، درنهایت با فشار افکار عمومی، اسفندماه پارسال تولهشیر به باغوحش ارم سپرده شد. حالا تنها هفت ماه بعد از انتقال این تولهشیر به باغوحش خبر آمده که با شیرهای دیگر درگیر و کشته شده است. این خبر یکبار دیگر نظارت ضعیف بر باغوحشها و بیتوجهی به وضعیت نگهداری گونهها را مطرح کرده است.
از علم تا رؤیافروشی
بحران آب در ایران، داستانی پیچیده و چندلایه است؛ روایتی نه از یک حادثه ناگهانی، بلکه از روندی طولانیمدت که هم عوامل طبیعی و هم دستاندازیهای انسانی در آن سهم دارند. کاهش بارندگی و تغییراقلیم، تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از سهم این بحران را به خود اختصاص دادهاند. سهم عمده و فاجعهبارتر در ایجاد بحران آب را مدیریت نادرست منابع آب، توسعه بیرویه کشاورزی پرمصرف، انتقال آبهای گسترده و حفر چاههای غیرمجاز فراوان، جانمایی و بارگذاری صنعتی و جمعیتی بیش از توان اکولوژیکی مناطق مختلف کشور، بهویژه مناطق مرکزی و تخریب اکوسیستمهای طبیعی، برعهده دارند. مشکل اصلی اینجاست که مصرف آب کشور در بخشهای شرب، صنعت و کشاورزی به حدود ۹۶ میلیارد مترمکعب رسیده، درحالیکه میزان مجاز برداشت از منابع آب تجدیدپذیر، فقط ۴۲ میلیارد مترمکعب است. این عدم توازن (بهرهبرداری بیش از ۲۰۰ درصدی نسبت به حد مجاز) که مسئله اصلی و واقعی آب ایران است، نهتنها باعث کمآبی یا خشکی رودها و چشمهها و دریاچهها شده، بلکه دشتها را هم تشنه و دچار فرونشست کرده است و رشد بیابانزایی را نیز در پی داشته است.
