بایگانی مطالب برچسب: بافت تاریخی
تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری
دیگر نه از آن انارستانها و چنارستانهایش خبریست، نه از آن آبوهوای خوشش. دود و ساختمانهای بلندمرتبه است که تا چشم کار میکند در آسمان پایتخت دیده میشود. انگار نه انگار که اینجا همان شهریست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویستوسیونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تابآوری بالایی داشت و کوههای البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سالها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامهریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهههای گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. بهطوریکه موضوع انتقال پایتخت برای چندمینبار مطرح شد و آخرینبار دهم مهر بود که رئیسجمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیمزاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران بهعنوان پایتخت میگوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبینرفتن تابآوری تهران در طول سالها و مشکلات برنامهریزی شهری در دهههای گذشته را بررسی میکند.
مالیات صرف تخریب گنجعلیخان میشود
در هفتههای اخیر موجی از مخالفت با ساختوسازی در بافت تاریخی کرمان، از سوی فعالان میراثفرهنگی در رسانههای رسمی و شبکههای اجتماعی بازتاب گسترده یافته است. پای استاندار کرمان به پروژه باز شده و فعالان میراثفرهنگی از استاندار میخواهند پروژه متوقف شود. ماجرا از این قرار است که ادارهکل امور مالیاتی استان کرمان میخواهد ساختمانی هفتطبقه در ۵۰۰ متری میدان تاریخی ارگ و میدان گنجعلیخان و کاروانسرای ثبت جهانی گنجعلیخان بسازد و یک اسکلت آبی هفتطبقه را در منظر تاریخی این اماکن تاریخی علم کرده است. درصورتیکه قوانین میراث برای این محدوده دو طبقه را اجازه میدهد. ساختمان بانک مسکن مرکزی هم کنار این اسکلت وجود دارد که پنج طبقه است و اگر ساختمان اداره امور مالیاتی کمتر از پنج طبقه بود، میتوانست پشت ساختمان بانک مسکن پنهان شود و در منظر تاریخی کاروانسرای گنجعلیخان چیز دیگری اضافه نکند. اما مجوز ساختمان، شش طبقه روی پیلوت و درواقع هفت طبقه است.
نصف جهان، نیمهجان؟
اصفهان، شهری که قرنها در حافظه تاریخی ایران و جهان بهعنوان «نصف جهان» شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبهروست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یکسو، میراثی سترگ از دورههای سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهامبخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژههای عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیمهای مدیریتی، نگاههای کوتاهمدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربههای پرچالش میدان امامعلی و پروژه ارگ جهاننما گرفته تا بحثهای جدی پیرامون پلها، مترو و ساختوسازهای بیقاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سالها در حوزه میراثفرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاستهای مدیریت شهری و آینده چشمانداز فرهنگی شهر بررسی میکند.
پول نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند
اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بیپناه است. بنایی نیست که در گذر کوچههای بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانهها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشستهاند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا میکند. آنها از بحران و بنبست سخن گفتهاند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیشروی افکار عمومی و رسانهها این است: آیا اصفهان همچنان میتواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظارهگر مرگ تدریجی بزرگترین سرمایههای تاریخی خود باشد؟
قلب تاریخی خراسان زیر آسفالت
|پیام ما| دو دهه پیش تکهسفالهای پراکنده در سطح تپه ماهوری که بین مردم قاین به «تپه شاهزاده حسین» معروف بود و گاهی برای زیارت و نیایش به آنجا میرفتند، توجه باستانشناسان را به خود جلب کرد. بعد از مطالعات و بررسیهای اولیه، گمانهزنی در آن محدوده آغاز و مشخص شد در این تپه آثار معماری و اشیا تاریخی متعددی وجود دارد. آثاری که نشان میداد شهر قدیم قاین که در سفرنامههای تاریخی از آن یاد شده، در جنوب قاین امروزی قرار دارد. نشانههایی از یک مسجد در این منطقه کشف شد. بهگفته «رجبعلی لباف خانیکی» که کاوشهای قاین زیر نظر او انجام شده، جزو اولین مساجد ساختهشده توسط مسلمانان در ایران است. شهر قدیم قاین یکی از مهمترین محوطههای تاریخی شرق ایران است. اما در دو دهه اخیر مدیران شهری با نادیده گرفتن اصول حفاظتی در این محوطه و استفاده از سکوت سازمان میراثفرهنگی، طرح جامع شهری را اجرایی کرده و بخشی از محوطه تاریخی را آسفالت کردند. امروز تنها نشانه شهر قدیم قاین، تپه باستانی رهاشده در میانه میدانی در شهر است که با تابلوی «مزار (تپه) شاهزاده حسین» معرفی شده. در دو سال اخیر با بالا گرفتن موضوع بازنگری حرایم در میراثفرهنگی، این موضوع به شهر قدیم قاین هم کشیده شده و بسیاری از مالکینی که زمینهایشان در حریم این اثر قرار دارد، خواهان تعیینتکلیف زمینهایشان شدهاند. اما در کشمکش مردم، مدیران شهری و میراثفرهنگی که هر یک توپ را به زمین دیگری میاندازد، بخشی از هویت تاریخی خراسان بزرگ در حال فراموشی و تخریب است. آنچه در شهر قدیم قاین رخ داده، تنها یک تخلف یا چشمپوشی بر ضوابط حفاظت نیست؛ مصداقی از یک بیماری مزمن در مدیریت میراثفرهنگی کشور است.
کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز
قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گرهگاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نامهایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمیشد. روایتها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقهاش «شکر اصفهانی» میگویند و نشانههای معماری موجود، لایههایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان میدهد. همین درهمتنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعینحال، مغفولترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.
حریم مسجد جهانی عتیق از پاتوق معتادان تا حصر توسعه
نابسامانیها در حریم مسجد عتیق اصفهان که بسیاری آن را «موزه معماری ایران» مینامند، آنقدر ریشه دوانده که اثراتش را میتوان در تخریب تدریجی و عامدانه خانههای ابواسحاقیه، عبور مترو و گودبرداری در گذر کمرزرین و رسیدن رطوبت فاضلاب به دیوارهای این اثر جهانی دنبال کرد. با وجود تمام هشدارهایی که درباره وضعیت این بنا داده میشود، سودای توسعه غیراصولی همچنان به سر مدیران شهری اصفهان است. در هفته پیشرو قرار است جلسه شورای فنی میراث فرهنگی به میزبانی اصفهان برگزار شود. جلسهای که موضوع حریم مسجد جامع و همچنین پرونده ثبت خانههای تاریخی محله ابواسحاقیه از مهمترین موضوعات آن خواهد بود. اما به نظر میرسد به سامان رسیدن وضعیت این محدوده مستلزم تغییر رویه و نگاه در میان مدیران شهری و متولیان میراث فرهنگی است.
متروی اصفهان زیر ذرهبین یونسکو
مسجدجامع عتیق اصفهان، از کهنترین و اصیلترین بناهای مذهبی ایران، نهتنها میراثی بیبدیل در عرصه معماری اسلامی بلکه نمادی زنده از تداوم حیات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شهر اصفهان در طول بیش از هزار سال است. این بنای تاریخی که در دل بافت قدیمی شهر جای گرفته، همچون کتابی گشوده، روایتگر لایههای مختلف تاریخ معماری ایران از دوران آلبویه تا عصر قاجار است. گچبریهای منحصربهفرد، منارههای کهن، شبستانهای چنددورهای و ایوانهای باشکوه این مسجد، آن را به یکی از نمونههای برجسته در تاریخ تمدن اسلامی بدل کرده است. اهمیت این بنای سترگ تنها به جنبههای معماری و مذهبی آن محدود نمیشود. مسجدجامع اصفهان در سال ۲۰۱۲ میلادی به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد و ازآنپس هرگونه فعالیت عمرانی و زیرساختی در محدوده آن، زیر ذرهبین نهادهای بینالمللی قرار دارد. عبور پروژههای کلان عمرانی در نزدیکی چنین آثاری، همواره با حساسیتهای فراوانی از سوی جامعه جهانی، فعالان میراثفرهنگی و حتی افکار عمومی همراه بوده است. در ماههای اخیر، عبور خط دوم متروی اصفهان از جوار این بنای تاریخی، توجه رسانهها و کارشناسان را به خود جلب کرده و سازمان یونسکو نیز از دولت ایران توضیح خواسته است. این موضوع، پرسشهای جدی را در سطح ملی و بینالمللی مطرح کرده؛ از جمله اینکه آیا عبور مترو از این محدوده میتواند به این بنای تاریخی لطمه وارد کند؟ چه میزان از الزامات فنی و میراثی در طراحی مسیر مترو لحاظ شده است؟ و اینکه درصورت اثبات تهدید، چه سرنوشتی در انتظار مسجدجامع اصفهان و جایگاه جهانی آن خواهد بود؟ در شرایطی که افکار عمومی اصفهان با حساسیت ویژهای این موضوع را دنبال میکند، پرداختن به ابعاد فنی، حقوقی و میراثی عبور مترو از حریم این اثر ارزشمند، ضرورتی انکارناپذیر است. بههمینمنظور، در گفتوگو با «امیر کرمزاده»، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان، تلاش کردیم زوایای پنهان و دغدغههای کارشناسی پیرامون این پروژه حساس مورد واکاوی قرار گیرد. این گفتوگو میتواند پاسخگوی پرسشهای فراوانی باشد که این روزها ذهن فعالان حوزه میراثفرهنگی، شهروندان اصفهان و حتی جامعه جهانی را به خود مشغول کرده است.
