سندروم عسلویه
۱۷ آذر ۱۴۰۲، ۲۲:۳۲
قبل از اینکه بتوان دربارهٔ استان بوشهر و میزبانی صنایع بزرگ در آن حرف بزنیم لازم است دربارهٔ چند گزارهٔ زیر کمی مداقه کنیم:
کسب رتبهٔ سوم فقر با جمعیتی معادل ۵۹ درصد زیر خط فقر در سال ۱۳۹۱ محدود کرده است. درآمد یک خانوار روستایی ساکن استان بوشهر، بهطور میانگین حدود ۲۰ میلیون ریال کمتر از هزینههایش است. از این نظر، بعد از استانهای خراسانرضوی و هرمزگان، خانوارهای روستایی ساکن استان بوشهر نامناسبترین وضعیت را دارند ( مرکز آمار ایران – ۱۳۹۷)
نرخ بیکاری جمعیت جوان ۱۵ تا ۲۹ سال به ۱۷.۹ درصد میرسد (وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی – ۱۳۹۵)
بحران آب، آلودگی محیط زیست و دریا، بهرهوری پایین کشاورزی در استان بوشهر مسائل جدی و پرتبعاتی هستند. ۹۰ درصد آب مصرفی استان، از استانهای همجوار تأمین میشود. (مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری- ۱۳۹۷)
علیرغم درآمدهای سرشار نفتی و وجود فرصتهای درآمدزایی در حوزههایی از قبیل شیلات و گردشگری، استان بوشهر در بسیاری از شاخصهای خاص اقتصادی و محیط زیستی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. بیتوجهی به وضعیت استان، نبود برنامهریزی فارغ از سیاستهای نفتی و شتاب در استحصال منابع نفتی و گازی، سهم استان از این درآمدها را فقط به بروز مسائل محیط زیستی، تهدید سلامت ساکنان، شکلگیری حس محرومیت و تبعیض محدود کرده است. نگرش تکساحتی صنعت نفت و پتروشیمی به سرزمین استان بوشهر که صرفاً بهعنوان بهرهبردار از ذخایر زیرزمینی آن معطوف شده و در طول دو دههٔ اخیر باعث چالشهای اجتماعی و فرهنگی فراوانی شده است. این چالشهای اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و محیط زیستی خواهناخواه بهوجود میآمد و درصورت بیتوجهی به این پیامدها، چهبسا این چالشها به بحرانهای سیاسی و منطقهای تبدیل شوند. در طول چندسال اخیر و رشد کمی و کیفی تشکلهای غیردولتی بهطورعام و انجمنهای محیط زیستی و گروههای هویتی بهطور خاص، شاهد شکلگیری شخصیت حقوقی برای اعتراض و انتقاد از این رویه و نگرش طولانیمدت به استان بوشهر بودهایم.
بهلحاظ جامعهشناختی این رخداد، طبیعیترین شکل مواجهه با نگرش تکبعدی به یک سرزمین و ذخایر آن است. زمانی که مواردی که در ابتدا برشمردم را در کنار شاخصهای دیگر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی این استان قرار دهیم، متوجه میشویم که صنایع بزرگ در استان بوشهر بههیچوجه به مسئولیتهای اجتماعی خود واقف نبوده و یا بیاهمیت بودهاند. چه در رخداد اعتراض به کلنگزنی «پتروشیمی دشتستان»، چه در «کمپین نجات بیرمی»، چه در «کمپین نجات جنگل حرا دیر» و چه در ماجرای «نجات ساحل نایبند»، بهطور خیلی واضحی میشود این مواجههٔ کالبد سرزمینی با بهرهبرداران صنعتی را مشاهده کرد. در موارد بالا اگر بهصورت کلی به این مواجهات بنگریم و وارد مصادیق و جزئیات تخصصی نشویم (که همیشه محل مناقشات بینتیجه میشود)، متوجه یک برخورد اجتماعی و فرهنگی با مقولهٔ صنعت در اذهان مردمان این سرزمین میشویم.
بهتبع باید در سطوح کلان مدیریتی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی در سطح ملی و استانی به این نکته توجه شود که این مواجهات میتواند چه پیامدهایی را برای توسعهٔ پایدار و سرزمینی این استان رقم زند و آیندهٔ زندگی و زیست مردمان این استان را با چه مخاطرات جدی اجتماعی و فرهنگی مواجه سازد. در مقالات متعددی با عنوان «سندروم عسلویه»، این ایده را شکل دادهام که مدل و الگوی توسعهٔ صنعت نفت، گاز و پتروشیمی در استان بوشهر، درنهایت بهصورت استعاری با ترکیب «سندروم عسلویه» قابل توصیف است. استقرار صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و معادن بدون وجود سند آمایش سرزمین و مطالعات ارزیابی محیط زیستی و بهداشت و همچنین فقدان پیوستهای اجتماعی و فرهنگی طرحهای بزرگ صنعتی و معادن، همگی باعث شده است که سرمایهگذاری هنگفتی برای صنعت و معدن در مکانی شکل گیرد که هیچ شناختی از مختصات و مؤلفههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، جمعیتی و جغرافیایی وجود نداشته باشد. و این آغاز یک فاجعه در میراث فرهنگی و میراث طبیعی استان بوشهر خواهد بود.
نگرش تکبعدی مدیران ارشد کشور به استان بوشهر در طول این دو دهه، کالبد این استان را به یک کارگاه بزرگ تبدیل کرده و از جنوب تا شمال این استان با مخاطرات محیطی گستردهای مواجه است. حال باید دید که آیا دانشگاههای استان بوشهر به این مخاطرات صنعت واکنشی نشان دادهاند؟ آیا اساساً رشتههایی مانند جامعهشناسی صنعتی یا توسعه و یا توسعهٔ اقتصادی و یا جامعهشناسی محیط زیست و یا اقتصاد محیط زیست و یا رشتههایی ازایندست در این دانشگاهها بنابه ضرورت شکل گرفتهاند؟ آیا اساساً طرحهای مطالعاتی در گروهها و دپارتمانهای دانشگاهی این استان درباب این موضوعات صورتبندی شدهاند؟ آنچه شکل گرفته، نشان از آن دارد که نخبگان و دانشگاهیان استان نیز به این شرایط بحرانی بیتوجه بودهاند و هیچ برنامهٔ مشخصی هم در بین جامعهٔ نخبگان استان بوشهر نسبت به این شرایط وجود نداشته و ندارد.
متأسفانه بیشترین حجم تلاشها در بین نخبگان استان تابهحال این بوده است که حق آلایندگی صنایع را برای استان بوشهر بیشتر کسب کنند که خود همین داستان، نقص غرض هم داشته است. درگیری بین شهرستانهای استان بوشهر در بهدست آوردن سهم بیشتری از حق آلایندگی همواره باعث شده فراموش کنیم که اساساً این حق برای کدام موضوع و مقوله باید صرف شود. همچنین تجربه ثابت کرده است که این در کاهش میزان آلایندگی تأثیر خاصی نمیگذارد و همچنان هجوم آلودگی بیشتر میشود.
* این قسمت نخست از سلسلهیادداشتهایی است که به آسیبشناسی توسعه در استان بوشهر میپردازد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
صدور حکم محکومیت برای شکارچیان قوچ وحشی در کاشان
برخورد قاطع با شکار غیرقانونی
رسیدن توان تولید به ۴۰۰ مگاوات
رشد ۲۰ برابری ظرفیت نیروگاههای خورشیدی تهران
هدفگذاری برای جهش ظرفیت تولید برق سبز
افتتاح ۶۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر در کشور
خسارت به ۳ هکتار از اراضی
آتشسوزی در عرصههای طبیعی سروآباد مهار شد
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
سازمان حفاظت محیطزیست مجوز فعالیت پنجمین میدان نفتی در «هورالعظیم» را صادر کرد
«سهـــــراب» به میـدان آمد
در نشست «آب و اقلیم در مطالعات زنان» انجمن جامعهشناسی ایران مطرح شد
زن، بیرون از معادلــــــه آب
آغاز پاییز با گرما
النینوی قوی و اثر آن بر بارشهای پاییزی ایران
میراثی که هنوز ادامه دارد
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید