طنزیمات| شرایط حساس کنونی





16 مرداد 1397، 9:47

شرایط حساس کنونی

ایلنا نوشت:«تمام مقاطع ما لحظات حساس کنونی است.»

طنزیماتچی دست هایش را داخل تغار از چپ به راست چرخاند. صدای شُلُپ شُلُپ کشک فضای تغار را پر کرد. شاهد عینکی بالای تغار آمد. سلامی کرد و پرسید:«جناب طنزیماتچی!چه می کنید؟» طنزیماتچی زبانش را لای دندان هایش گذاشته بود و همچنان از چپ به راست می چرخاند. شاهد عینکی پشت کله اش را خاراند و پرسید:«رخت می شویید به سلامتی؟» طنزیماتچی آرنجش هایش را از تغار بیرون کشید. مثل فنر از جا پرید. فریاد زد:«شاهد عینکی! تو اصلاً معلوم هست که اینجا چه می خواهی؟ اصلاً وقت شناس نیستی! در شرایط حساس کنونی حواس من را پرت می کنی!» شاهد عینکی منّ و منّی کرد:«ببخشید من شاهد عینکی هستم. خودتان من را به ستون طنزیمات دعوت کرده اید که در مواقع لزوم شهادت بدهم.» طنزیماتچی با بی حوصلگی گفت:«بله! در مواقع لزوم! شما فقط باید شاهد باشی. نباید حرف بزنی که! آن هم در شرایط حساس کنونی.» و دوباره نشست و دست هایش را از چپ به راست، بر دیواره تغار چرخاند. شاهد عینکی که از فضولی در حال جان دادن بود، دوباره پشت کله اش را خاراند. عینکش را به چشم هایش نزدیک کرد و گلوله های کشک را در کف تغار دید. پرسید:«کشک می سابید؟» طنزیماتچی همان طور که دست در تغار داشت، گفت:«نه دارم نرم افزارهای ارسال سفینه به کره ماه را روی تغار نصب می کنم!» شاهد عینکی با هیجان گفت:«جدی؟ من همیشه می گفتم که شما فرد با استعدادی هستید کسی باور نمی کرد. من همواره در مصاحبه با همه رسانه ها و مقابل همه دوربین ها از ظرفیت این تغار گفته ام. اما همه فقط یک تعریف از تغار ارائه می دهند آن هم سابیدن کشک جهت تهیه ناهار ظهر تابستان است. من همواره در گفتگو با شبکه های معاند…» طنزیماتچی که کلافه شده بود، گفت:«خاک بر سر تو با این هوش زیر 50 درصدت! خب دارم کشک می سابم دانشمند!» شاهد عینکی گفت:«شکسته نفسی نفرمایید قربان! اگر کشک می سابید چرا می گویید شرایط حساس کنونی؟» طنزیماتچی با دست های کشکی اش دو طرف شلوارش را گرفت و بالا کشید و گفت:«ببین من حوصله پاسخگویی به تو یکی را ندارم. برای من همه مقاطع، شرایط حساس کنونی است. حتی کشک سابیدن، حتی دوغ درست کردن، حتی وقتی که پاهایم را به دیوار زده ام و باد کولر می گیرم.. حتی وقتی که…» شاهد عینکی حرف طنزیماتچی را قطع کرد. همین طور که از پیرامون تغار دور می شد، گفت:«فهمیدم قربان! فهمیدم. شما در شرایط حساس کنونی قرار دارید. قادر به پاسخگویی نمی باشید.» و در افق محو شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

پشت روایت «روستای گمشده» 

پشت روایت «روستای گمشده» 

اتیسم، گمشده در بودجه‌های رسمی

هم‌زمان با تثبیت بودجه «صندوق بیماران خاص و صعب‌العلاج»، سهم بیماران اتیسم نامشخص است

اتیسم، گمشده در بودجه‌های رسمی

مالک و ناظر، روی یک صندلی

«پیام ما» گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس درباره سلامت شرکت‌های دولتی و نقش حکمرانی شرکتی را بررسی می‌کند

مالک و ناظر، روی یک صندلی

تأکید وزیر آموزش و پرورش بر هوشیاری دانش‌آموزان در برابر آسیب‌های فرهنگی

تأکید وزیر آموزش و پرورش بر هوشیاری دانش‌آموزان در برابر آسیب‌های فرهنگی

غذا، گرفتار پسماند شهری

«پیام ما» وضعیت تولید پسماند غذایی و مدیریت آن را در شهرها بررسی می‌کند

غذا، گرفتار پسماند شهری

اطلاعیه تأمین‌اجتماعی درباره اختلال در پیامک واریز حقوق شهریور

اطلاعیه تأمین‌اجتماعی درباره اختلال در پیامک واریز حقوق شهریور

انعقاد قرارداد ساخت مسکن حمایتی برای بیش از ۹۰۶ هزار متقاضی در کشور

انعقاد قرارداد ساخت مسکن حمایتی برای بیش از ۹۰۶ هزار متقاضی در کشور

کرونا در آستانه هشدار بالا

وزارت بهداشت از روند صعودی بیماری‌های تنفسی، به‌ویژه کرونا، خبر می‌دهد

کرونا در آستانه هشدار بالا

انعقاد ۹۰۶ هزار قرارداد ساخت و تحویل ۱۳۰ هزار واحد

گزارش عملکرد مسکن حمایتی

انعقاد ۹۰۶ هزار قرارداد ساخت و تحویل ۱۳۰ هزار واحد

معافیت مالیاتی مالکان در صورت اجاره مسکن به مددجویان بهزیستی

معافیت مالیاتی مالکان در صورت اجاره مسکن به مددجویان بهزیستی