تحلیلی بر پیشنهاد نماینده سیستان در مجلس

خرید آب از افغانستان؛ راهبرد نجات یا تله دیپلماتیک؟





خرید آب از افغانستان؛ راهبرد نجات یا تله دیپلماتیک؟

14 مهر 1405، 20:11

این روزها که بحران آب در سیستان به نقطه بحرانی رسیده و تکمیل سایر سدهای افغانستان بر دیگر سرشبکه‌های حوضه آبریز هیرمند، شرایط را به‌سمت وخیم‌تر شدن سوق داده است، هر صدایی که از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، در میان ناامیدی مردم پژواکی متفاوت دارد. پیشنهاد اخیر «فرهاد شهرکی»، نماینده سیستان، مبنی بر خرید آب مازاد از افغانستان در صورت تأمین حقابه ۸۲۰ میلیون مترمکعبی سیستان، در نگاه اول ممکن است ایده‌ای نوآورانه برای عبور از بحران به‌نظر برسد؛ اما اگر نقاب مصلحت‌سنجی را کنار بزنیم، با واقعیت تلخی روبه‌رو می‌شویم. این پیشنهاد، بیش از آن‌که گرهی از کار سیستان بگشاید، در حال گشودن گره‌های دیپلماتیک، امنیتی و حقوقی به‌ضرر منافع ملی ایران است.

 

نخستین خطای استراتژیک این پیشنهاد، تغییر ماهیت حقابه رودخانه هیرمند از یک تعهد بین‌المللی الزام‌آور به یک کالای تجاری است. معاهده دلتا یک سند حقوقی است؛ سندی که به ما حق می‌دهد، نه این‌که ما را در صف مشتریان همسایه قرار دهد. وقتی به‌عنوان نماینده یک ملت در پارلمان، پیشنهاد خرید آب مازاد را مطرح می‌کنیم، در واقع به طرف مقابل، که اتفاقاً به معاهده رسمی‌اش هم پایبند نبوده است، سیگنال می‌دهیم که حاضریم بابت حقی که نمی‌پردازید، هزینه کنیم.

این رویکرد عملاً مشروعیت چانه‌زنی‌های دیپلماتیک ایران را فرسایش می‌دهد و به طالبان این پیام را مخابره می‌کند که می‌توانند با بستن شیر آب یا القای خشکسالی، که بخشی از روایت هیدروپلیتیک افغانستان محسوب می‌شود، نرخ آن را بالا ببرند.

در ژئوپلیتیک شرق ایران، آب هیچ‌گاه فقط آب نبوده است؛ همیشه ابزار حکمرانی و تغییر معادلات بوده است. طالبان با رویکرد ایدئولوژیک خود بارها نشان داده است که در زمینه هیدروپلیتیک، ضمن هدف‌گذاری هژمونی آب، از آن برای تشدید فشار علیه ایران استفاده می‌کند. حال تصور کنید ایران به مشتری آب مازاد تبدیل شود. در چنین شرایطی، آیا طالبان در بزنگاه‌های سیاسی، امنیت مرزی یا تنش‌های دیپلماتیک، از اهرم قطع همین آب خریداری‌شده علیه ایران استفاده نخواهد کرد؟ پیشنهاد خرید آب، در عمل به‌معنای ایجاد وابستگی استراتژیک ناپایداری به همسایه‌ای است که سابقه نیکی در حسن همجواری ندارد.

این‌که نیاز آبی سیستان ۳ میلیارد مترمکعب است و حقابه تنها بخشی از آن را پوشش می‌دهد، حقیقتی انکارناپذیر است. اما در شرایطی که حکام کابل در راستای تحقق اهداف مهندسی اجتماعی، چند میلیارد مترمکعب آب را به‌سمت شوره‌زار گودزره منحرف می‌کنند و در عین حال، قصد القای روایتی مبنی بر وجود خشکسالی را دارند تا عدم پرداخت حقابه رودخانه هیرمند را توجیه کنند، چگونه می‌توانیم از آب مازاد سخن بگوییم؟ این اظهارنظر نشان از درک درست استراتژی افغانستان در قبال مسئله آب دارد. شاید در نگاه اول، این موضوع به ذهن متبادر شود که خرید آب مازاد مشوقی برای پرداخت حقابه هیرمند است، اما نباید این مهم را فراموش کرد که در صورت تحقق این پیشنهاد، روح معاهده به مخاطره می‌افتد. واگذاری زیرساخت طرح موسوم به ۴۶ هزار هکتاری به یک شرکت خارجی و خرید آب توسط آن شرکت، به‌مراتب پیشنهاد بهتری است.

چرا باید به‌جای تمرکز بر پروژه‌های زیرساختی مانند انتقال آب از تهلاب به زاهدان و سیستان برای تأمین آب شرب و همچنین بهره‌گیری از ظرفیت اهرم‌های فشار ایران در ابعاد مختلف رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان، سرمایه سیاسی و رسانه‌ای خود را معطوف به خرید آب کنیم؟

آیا تضمینی وجود دارد که در سال‌های خشکسالی که قطعاً تکرار خواهند شد، طرف افغانستانی به قرارداد تجاری‌اش پایبند بماند؟ وقتی معاهده دلتا نقض شده است، چگونه می‌توان به یک قرارداد تجاری در بازار پرنوسان کابل دل بست؟

 

پیشنهاد آقای شهرکی، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است در فضای عمومی کنش‌گری فعالانه تلقی شود، اما در بلندمدت یک خطای محاسباتی است. ما نباید سیستان را از مطالبه‌گر حق قانونی به خریدار آب تبدیل کنیم. بنابراین، این پیشنهاد بیش از آن‌که گره‌گشای خشکسالی باشد، گره‌گشای ناتوانی دیپلماتیک در حوزه بین‌المللی است. به‌جای آن‌که با چنین پیشنهادهایی دیپلماسی کشور را در موضع ضعف قرار دهیم، باید بر سه محور اصلی تمرکز کرد. نخست، بهره‌گیری از ظرفیت اهرم‌های فشار موجود در حوزه‌های حقوقی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی برای استیفای حقابه رودخانه هیرمند طبق معاهده دلتا، بدون آن‌که ریالی بابت حقی که متعلق به ماست پرداخت شود. دوم، شتاب‌بخشی به پروژه‌های پایداری داخلی، مانند خط انتقال آب از تهلاب، که شرب سیستان را از وابستگی به حوضه آبریز هیرمند نجات دهد. سوم، تدوین طرحی برای کاهش خسارات ناشی از مسئله گردوغبار و تأمین معیشت جایگزین.

 

مادامی که از منابع موجود آبی برای معیشت کشاورزان سیستان و استفاده از ظرفیت طرح ۴۶ هزار هکتاری اختصاص داده نمی‌شود، چگونه هلدینگ ماهان برای کشاورزی به سیستان آورده می‌شود؟

آب خریدنی نه امنیت می‌آورد و نه پایدار است؛ این تنها مُسکنی است که در کوتاه‌مدت بیماری اصلی را پنهان می‌کند و اجازه می‌دهد علل بیماری پیشرفت کنند تا شرایط وخیم‌تر شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *