برلین، شهر مستأجران
12 مهر 1405، 22:12
عصر ۲۱ مه ۲۰۲۶، در سالن روبرت هاوهمان برلین، نمایندگان پنج حزب برلین در پنلی کنار هم نشستهاند. پشت سرشان، تابلوهای انجمن مستأجران برلین از مشاوره و دفاع حقوقی میگویند. عکسی که آن روز از سومین فوروم انتخاباتی انجمن گرفته شد، موقعیتی معنادار را ثبت کرده است؛ سیاستمداران در فضایی که مستأجران سازمان دادهاند، درباره تأمین مسکن و حدود تعهد مالکان خصوصی پاسخ میدهند. بحث بر سر این است که دولت ایالتی چگونه و تا کجا میتواند در مناسباتی مداخله کند که زندگی روزانه بخش بزرگی از شهروندان را شکل میدهد.
برلین هنوز بیش از هر چیز، شهری اجارهنشین است. براساس آخرین داده رسمی تفصیلی سال ۲۰۲۲ درباره وضعیت سکونت، نزدیک به ۸۵ درصد خانوارهای برلین مستأجرند. با چنین ساختاری، نهادهای مستأجری بخشی از معماری سیاسی شهرند. انجمن مستأجران برلین از یک سو به اختلافهای روزمره بر سر اجاره، تعمیرات یا قراردادها وارد میشود و از سوی دیگر، مطالبات مستأجران را به بحثهای عمومی و تصمیمگیری سیاسی پیوند میدهد. در کنار آن، ابتکارهای محلهای و جنبشهای سیاسی شکلهای دیگری از سازمانیابیاند؛ شکلهایی که نشان میدهند مسئله مسکن در برلین مدتهاست از رابطه فردی مستأجر و صاحبخانه فراتر رفته است.
این جایگاه تاریخی اجارهنشینی را نمیتوان صرفاً با نوعی فرهنگ آلمانی یا ترجیح ثابت برای اجاره توضیح داد. فلوریان اوربان، استاد مطالعات معماری در گلاسگو، در مقاله «آلمان، کشور مستأجران» نشان میدهد که برای بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری نیز اجارهنشینی برای دههها شکلی عادی از زندگی بود، نه موقعیتی موقت در انتظار خانهدارشدن. این وضعیت بر مجموعهای از ترتیبات نهادی تکیه داشت که شامل حمایت قوی از قراردادهای اجاره، محدودیت افزایش اجاره و حضور پررنگ دولت و نهادهای عمومی در تأمین مسکن میشد. در چنین چارچوبی، امنیت سکونت لزوماً از مالکیت شخصی خانه نمیآمد؛ میتوانست از ثبات قرارداد و حقوق مستأجر ناشی شود. اما همین ترتیبات از دهههای پایانی قرن بیستم به بعد، با کاهش برنامههای عمومی مسکن، خصوصیسازی بخشی از موجودی شهری، مالیسازی و چرخش سیاستگذاری به سمت منطقهای بازارمحور، بهتدریج فرسوده شدند.
بحران امروز مسکن در بستر همین تغییرات شکل گرفت. افزایش تقاضا برای مسکن تنها بخشی از ماجراست. همزمان، ترکیب مالکان نیز تغییر کرده و شرکتها و سرمایهگذاران مالی سهم بیشتری از بازار را در اختیار گرفتهاند؛ درحالیکه دولت طی چند دهه بخشی از نقش مستقیم خود در تأمین مسکن را واگذار کرده است. خصوصیسازی بخشی از موجودی عمومی، از یک سو راه را برای ورود گستردهتر سرمایه مالی به بازار مسکن باز کرد و از سوی دیگر، بخشی از ابزارهای مستقیم شهر را برای کنترل اجاره و نحوه واگذاری واحدها کاهش داد. البته دولت بیرون از این روند نبود؛ تصمیمهای مربوط به فروش داراییهای عمومی، مقررات بازار و شیوه حمایت از ساختوساز در شکلگیری وضعیت امروز نقش داشتهاند، اگرچه حضور عمومی در بخش مسکن هیچگاه کاملاً از میان نرفته و شرکتهای شهری و برنامههای حمایتی همچنان بخشی از نظام مسکن برلیناند.
اثر بحران کنونی برای کسی که دنبال خانه میگردد، با مستأجری که قرارداد قدیمی دارد یکسان نیست. فاصله اجاره قراردادهای جاری و اجاره قراردادهای تازه، قابل چشمپوشی نیست. دادههای بانک سرمایهگذاری برلین نیز فشار هزینه هنگام جابهجایی را نشان میدهند. چنین شکافی میتواند استقلال یک جوان، جدایی یک زوج یا تغییر خانه پس از بزرگترشدن خانواده را پرهزینه کند. قرارداد قدیمی نوعی سپر است، اما ترک آن ممکن است به معنای ازدستدادن امکان ماندن در همان محله باشد. بنابراین، کمبود مسکن با نابرابری در امکان ورود به بازار گره خورده است.
در این میان، جنبش «دویچهوونن و شرکا را سلب مالکیت کنید»، مسئله مسکن را یک قدم جلوتر برد و آن را مستقیماً به مسئله مالکیت پیوند زد. مطالبه اصلی این بود که بخش بزرگی از واحدهای در اختیار شرکتهای عظیم مسکن از منطق صرفاً سودمحور خارج شود و به شکلی عمومی و معطوف به منفعت جمعی اداره شود. این مطالبه در همهپرسی ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱ رأی آورد و ۵۷.۶ درصد شرکتکنندگان به آن رأی مثبت دادند. تفاوت این جنبش با انجمن مستأجران برلین در نوع فعالیت آنهاست؛ انجمن مستأجران نهادی پایدار است که از حقوق مستأجران دفاع میکند، مشاوره حقوقی میدهد و در سیاستگذاری مسکن مداخله میکند، اما این جنبش بسیجی سیاسی حول یک مطالبه مشخص بود. کنار هم قرار گرفتن این دو شکل از کنش نشان میدهد که فشار روزمره اجاره چگونه میتواند از مسئلهای فردی و حقوقی به سازمانیابی جمعی و حتی همهپرسی شهری تبدیل شود.
پس از همهپرسی ۲۰۲۱، مسئله اجتماعیسازی موجودی مسکن از سیاست برلین کنار نرفت. فاصله میان نتیجه رأیگیری و تبدیل آن به قانون، این منازعه را برای سالهای بعد زنده نگه داشت و جنبش «دویچهوونن و شرکا» نیز به فعالیت خود ادامه داد. در آستانه انتخابات ۲۰۲۶، مالکیت مسکن، کنترل اجارهها و نقش دولت در تأمین مسکن به نقاط اصلی اختلاف میان احزاب تبدیل شدند. در ماه مه سال جاری، در کنفرانس «سکونت امن در برلین؛ بازار مسئله را حل نمیکند»، همین پرسشها در مرکز بحثها بود. آیا بحران مسکن را میتوان صرفاً با ساختوساز بیشتر پاسخ داد یا باید درباره مالکیت و شیوه اداره مسکن نیز بحث کرد؟ چند ماه بعد، این پرسشها دیگر فقط موضوع جنبشهای مستأجری و نشستهای تخصصی نبودند؛ به متن رقابت انتخاباتی برلین راه یافته بودند.
در انتخابات ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، این اختلافها شکل حزبی روشنتری پیدا کردند. حزب چپ بخش مهمی از کارزار خود را بر اجارههای بالا، مسکن قابل استطاعت و اجرای اجتماعیسازی موجودی شرکتهای بزرگ مسکن متمرکز کرد. این موضوع صرفاً یکی از چند شعار انتخاباتی نبود. نظرسنجیهای پس از رأیگیری نشان دادند که برای بخش بزرگی از رأیدهندگان این حزب، مسکن مهمترین مسئله انتخاباتی بوده است. در ارزیابی عمومی نیز ۳۷ درصد پاسخدهندگان، حزب چپ را حزبی میدانستند که بیش از سایر احزاب قادر به تأمین مسکن قابل استطاعت است؛ این رقم برای دموکراتمسیحیها هشت درصد بود. بنابراین، در نتیجه موقت رسمی، حزب چپ با ۲۵.۷ درصد آرا در جایگاه نخست قرار گرفت. دادهها البته رأی هر فرد را فقط با مسئله مسکن توضیح نمیدهند، اما نشان میدهند که بحران اجاره و پرسش درباره مالکیت و اداره مسکن به یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی در برلین تبدیل شده است.
بهنظر کارشناسان این حزب، در کوتاهمدت مسئله وضع مقررات تازه یا طراحی راهحلهای جدید نیست، بلکه اجرای مؤثر قواعد موجود برای کنترل افزایش اجاره است. اما در افق بلندمدت، بحث از قیمت فراتر میرود و به پرسشی درباره شکل زندگی در شهر میرسد: چه کسانی میتوانند در کنار هم زندگی کنند؟ برلین زمانی بیش از امروز امکان همزیستی گروههایی با درآمد، سن و سبک زندگی متفاوت را فراهم میکرد؛ از رفتگر و استاد دانشگاه تا جوان پانک و سالمندی که جنگ را به یاد داشت. افزایش هزینه مسکن این اختلاط را تهدید میکند. وقتی گروههای کمدرآمد از محلهها رانده میشوند، شهر فقط گرانتر نمیشود؛ بخشی از تنوع اجتماعی خود را از دست میدهد.
روز جهانی مستأجران امسال، برلین را در دل همین تناقض نشان میدهد: شهری با سابقه طولانی حمایت از مستأجران، اما همزمان شهری که طی چند دهه با فشار مالیشدن و افزایش هزینه مسکن تغییر کرده است. مسئله دیگر فقط این نیست که اجارهها چقدر بالا رفتهاند؛ پرسش این است که چه کسانی هنوز میتوانند در برلین بمانند و چه کسانی ناچار به ترک آن میشوند. دوام شهر مستأجران به این بستگی دارد که آیا نهادهای عمومی، تعاونی و غیرسودمحور میتوانند بخشی از مسکن را در بلندمدت از فشار بیشینهسازی سود دور نگه دارند یا عنوان تاریخی شهر ممکن است بیش از آنکه وصف امروز برلین باشد، یادآور گذشته آن شود.
برچسب ها:
اجتماعیسازی مسکن، انجمن مستأجران برلین، بحران مسکن، حقوق مستأجران، روز جهانی مستأجران، سلب مالکیت شرکتها، کنترل اجارهبها، مالیسازی مسکن، مسکن قابل استطاعت، نابرابری شهری
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به انیمیشن «وحشیها» و تقابل جامعه بومی با نابودگران جنگل
وحشی واقعی کیست؟
درسی که از سیل «مراوهتپه» نگرفتیم
چرا در بعضی کشورها مستأجربودن بهمعنای بیثباتبودن زندگی نیست؟
چرخه ۱۲ماهه تعلیق
پشت پنجره اجارهنشینی
اجارهنشینی؛ از مسئله مسکن تا زیستفرهنگ
وقتی مستأجران تنها نباشند
مستأجران در شهر گران
کرمان؛ از ژرفای زمین تا افق آینده
بر اساس کتاب «دوباره فکر کن» اثر آدام گرانت
سازمانها چطور از باورهای قدیمی عبور میکنند؟
ضرورت بازتعریف ساختار و فرایند تهیه برنامه ملی
بنبست سیاست جنگل
پرونده خرس و مسیر صعب و دکل خاموش!
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید