رئیس سازمان امور عشایر ایران در گفت‌وگو با «پیام ما» از فرصت‌ها و الزامات توسعه گردشگری عشایری می‌گوید

گردشگری عشایری؛ راهی برای اشتغال جوانان و حفظ فرهنگ





گردشگری عشایری؛ راهی برای اشتغال جوانان و حفظ فرهنگ

8 مهر 1405، 22:08

زندگی عشایری فقط مجموعه‌ای از چادرها، کوچ و گله‌هایی نیست که در مسیر ییلاق و قشلاق حرکت می‌کنند؛ پشت این سبک زندگی، فرهنگی قرار دارد که در طول نسل‌ها با طبیعت، تولید و همیاری شکل گرفته است. اما حفظ این زندگی بدون تأمین معیشت نسل جدید ممکن نیست. «جهانبخش میرزاوند»، رئیس سازمان امور عشایر ایران، گردشگری را یکی از مسیرهای تازه برای تنوع‌بخشی به درآمد خانواده‌های عشایری می‌داند؛ مسیری که به گفته او، اگر با مشارکت خود عشایر، آموزش گردشگران و رعایت استانداردهای فرهنگی و محیط‌زیستی پیش برود، می‌تواند هم برای جوانان عشایری شغل ایجاد کند و هم فرصتی باشد تا بخشی از فرهنگ و تاریخ زیسته عشایر به گردشگران داخلی و خارجی معرفی شود.

گردشگری عشایری در سال‌های اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این نوع گردشگری چه نقشی می‌تواند در اقتصاد جامعه عشایری داشته باشد؟

فلسفه وجودی گردشگری این است که فرد به سفر برود، تجربه‌ای به دست بیاورد، جاذبه‌هایی را ببیند که پیش از آن ندیده است، غذاها و آیین‌های یک جامعه را تجربه کند و در نهایت، خاطره و سوغات آن سفر را با خود ببرد. جامعه عشایری تقریباً همه این ظرفیت‌ها را یکجا دارد؛ آیین‌های شادی و سوگواری، گویش، موسیقی، هنر، صنایع دستی، غذا، پوشش، جغرافیای خاص و شیوه زندگی متفاوت. بنابراین، جامعه عشایری ظرفیت بکری برای گردشگری دارد. بدون اینکه بخواهیم سال‌ها منتظر ساخت زیرساخت‌های عظیم گردشگری بمانیم، می‌توانیم گردشگر را به دل زندگی عشایری ببریم؛ داخل چادر عشایری، در کنار آیین‌ها، غذاها، موسیقی، فرهنگ، دام و طبیعت. این تجربه برای گردشگر داخلی و حتی خارجی جذاب است.

از طرف دیگر، دامداری عشایری ظرفیت افزایش محدودی دارد، چون مراتع محدود هستند. بنابراین، باید برای جوانان عشایری شغل‌های جدید ایجاد کنیم؛ مشاغلی که مبتنی بر فرهنگ و شیوه زندگی خودشان باشد. گردشگری عشایری یکی از این حوزه‌هاست.

این ظرفیت اکنون تا چه اندازه بالفعل شده است؟

مردم، به‌ویژه جوانان، در بسیاری از مناطق از مسئولان جلوتر حرکت کرده‌اند. همین امروز در خراسان شمالی، سیستان‌وبلوچستان، کردستان، بوشهر، اسالم، ارتفاعات ماسال و مناطق مختلف کشور، فرزندان عشایر بوم‌گردی‌های عشایری راه‌اندازی کرده‌اند و گردشگری عشایری را آغاز کرده‌اند. وظیفه ما این است که کنار آنها باشیم، کارشان را تسهیل کنیم، مجوزهای لازم را فراهم کنیم، آموزش بدهیم و در صورت نیاز، زیرساخت، امنیت و حمایت‌های لازم را در اختیارشان قرار دهیم. این موضوع برای ما یک شعار نیست؛ یک برنامه و تصمیم است.

برای اینکه گردشگری عشایری از یک فعالیت پراکنده به یک زنجیره اقتصادی تبدیل شود، چه اقداماتی لازم است؟

اگر از زنجیره ارزش صحبت می‌کنیم، باید موضوع را از صفر تا صد ببینیم. نخست باید صدور مجوزها تسهیل شود و افراد بتوانند با کمترین زمان و بروکراسی وارد این حوزه شوند. بعد، زیرساخت لازم است؛ نمی‌شود گردشگری ایجاد کرد، اما آب و راه دسترسی وجود نداشته باشد.
مرحله بعد آموزش است. کسانی که می‌خواهند گردشگری عشایری راه‌اندازی کنند، به‌ویژه جوانان، باید آموزش حرفه‌ای و تخصصی ببینند. موضوع سلامت، بهداشت و استانداردهای اقامتی نیز اهمیت دارد و هرکدام متولی تخصصی خودشان را دارند. نقش حاکمیت باید سیاست‌گذاری و راهبری باشد، نه دخالت مستقیم.

شما از ایجاد یک زنجیره گسترده‌تر برای گردشگری عشایری صحبت کرده‌اید. این زنجیره قرار است چه شکلی داشته باشد؟

یکی از برنامه‌های ما ایجاد باغ‌موزه‌های عشایری در تهران و کلان‌شهرهاست. در این فضاها می‌توان نمونه‌ای از فرهنگ ایلات مختلف را معرفی کرد؛ از سیاه‌چادر و پوشش گرفته تا غذا، موسیقی، فرش و تزئینات.

در کنار هر کدام از این مجموعه‌ها می‌توان یک مسیر دسترسی مجازی به مقصد اصلی گردشگری تعریف کرد. گردشگر با اسکن یک کد می‌تواند اطلاعاتی درباره مقصد، استان، راه دسترسی، وسیله سفر، راهنمای گردشگری، محل اقامت، قیمت و سوغات آن منطقه به دست آورد. در واقع، هدف این است که زنجیره‌ای از معرفی در شهرها تا تجربه واقعی زندگی عشایری در طبیعت شکل بگیرد.

یکی از نگرانی‌ها درباره توسعه گردشگری، آسیب دیدن فرهنگ و محیط زندگی جامعه میزبان است. چطور می‌توان میان حضور گردشگر و حفظ زندگی عشایری تعادل برقرار کرد؟
این نگرانی کاملاً جدی است. گردشگری عشایری باید مبتنی بر فرهنگ خود عشایر، آیین‌های آنها، داشته‌ها و تاریخ زیسته‌شان باشد. به همین دلیل معتقدیم این نوع گردشگری باید لزوماً به‌وسیله فرزندان خود عشایر انجام شود؛ کسانی که فرهنگ، هنجارها و ارزش‌های این جامعه را از نزدیک می‌شناسند.

در همین راستا، با وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تعامل کرده‌ایم و دبیرخانه گردشگری عشایری به سازمان امور عشایر واگذار شده است. همچنین، طبق بخشنامه‌ای که اخیراً از سوی وزارت میراث فرهنگی ابلاغ شده، در سامانه‌های عرفی عشایری صدور مجوز برای افراد خارج از جامعه عشایری ممنوع شده و صدور مجوز باید با تأیید سازمان امور عشایر انجام شود. این اتفاق می‌تواند کمک کند گردشگری عشایری از مسیر اصلی خود خارج نشود و فرهنگ جامعه میزبان قربانی سودآوری نشود.

اما فقط میزبان نیست که باید آموزش ببیند. آیا گردشگر هم نیاز به آموزش دارد؟

حتماً. آموزش گردشگر بخش مهمی از این زنجیره است. تورگردان و راهنمای گردشگری باید درست انتخاب و آموزش داده شوند و گردشگر نیز باید بداند وارد چه جامعه‌ای شده و چه هنجارهایی را باید رعایت کند. این موضوع با سخت‌گیری متفاوت است. آموزش باعث می‌شود گردشگر بداند در یک محیط طبیعی یا فرهنگی چگونه رفتار کند، چه چیزی هنجار است و چه چیزی می‌تواند به محیط یا فرهنگ جامعه آسیب بزند. اگر این آموزش‌ها به‌درستی انجام شود، نگرانی‌های مربوط به رفتار گردشگران تا حد زیادی قابل مدیریت است.

آیا توسعه گردشگری می‌تواند به تغییر سبک زندگی عشایر و فاصله گرفتن آنها از تولید منجر شود؟

به نظر من، جامعه عشایری از تولید دست نخواهد کشید، مشروط بر اینکه ما نیازهای اولیه آنها را تأمین کنیم و خدمات‌رسانی به این جامعه مختل نشود. جامعه عشایری امروز حدود ۲۵ درصد گوشت قرمز کشور را تولید می‌کند و این ظرفیت وجود دارد که سهم تولید آن افزایش پیدا کند. برنامه ما نیز بر افزایش بهره‌وری و استفاده هم‌زمان از دانش روز و دانش بومی است.

ضمن اینکه اگر زندگی عشایری از بین برود، گردشگری عشایری هم موضوعیت خود را از دست می‌دهد. گردشگر می‌خواهد غذای عشایری بخورد، آن رنگ و لباس را ببیند، صنایع دستی را تجربه کند، با آیین‌ها آشنا شود و حتی یک شب زندگی در چادر عشایری را تجربه کند. بنابراین، حفظ زندگی و تولید عشایری پیش‌شرط حفظ گردشگری عشایری است.

شما بر حضور جوانان عشایری در این حوزه تأکید دارید. چرا این موضوع اهمیت دارد؟

نسل جدیدی از جوانان عشایری شکل گرفته که تحصیل‌کرده‌اند، سفر کرده‌اند و ظرفیت‌های گردشگری را می‌شناسند. بعضی از آنها به‌صورت خودجوش وارد حوزه بوم‌گردی شده‌اند. ما نباید در مسیر آنها مانع ایجاد کنیم. باید مجوز، آموزش، زیرساخت و حمایت‌های لازم را فراهم کنیم تا بتوانند در کنار دامداری خانواده‌هایشان، کسب‌وکار جدیدی ایجاد کنند. گردشگری عشایری می‌تواند هم اشتغال ایجاد کند و هم فرهنگ و آیین‌های عشایری را حفظ و به دیگران معرفی کند.

اگر بخواهید مهم‌ترین ظرفیت گردشگری عشایری را در یک جمله توضیح دهید، چه می‌گویید؟

جامعه عشایری ایران رنگین‌کمانی از اقوام، آیین‌ها، لباس‌ها، گویش‌ها و فرهنگ‌های مختلف است؛ جامعه‌ای که در عین تنوع، یک هویت مشترک دارد. این جامعه می‌تواند برای گردشگران داخلی و خارجی فرصتی برای تجربه یک سبک زندگی متفاوت و آشنایی با فرهنگ، تاریخ زیسته، هنر، همیاری و تعامل با طبیعت باشد. گردشگری عشایری اگر درست سیاست‌گذاری و مدیریت شود، می‌تواند هم برای جوانان اشتغال ایجاد کند، هم به اقتصاد خانواده عشایری کمک کند و هم فرهنگ و آیین‌های این جامعه را به نسل‌های آینده و گردشگران جهان معرفی کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *