آیین قالی‌شویان از یک دستبافته به حامل حافظه جمعی تبدیل شده است

قالی مقدس





قالی مقدس

7 مهر 1405، 23:29

قرن‌هاست دومین جمعه پاییز را در منطقه فرهنگی کاشان «جمعه قالی» می‌نامند؛ روزی که امسال، دهم مهرماه، بار دیگر مشهد اردهال یا مشهد قالی را به صحنه یکی از پرشورترین آیین‌های مذهبی و اجتماعی ایران تبدیل می‌کند. این آیین در تقویم شمسی برگزار می‌شود و به «قالی‌شویان» یا در گویش محلی «قالی‌شورون» شهرت دارد.

قالی‌شویان از آن دست آیین‌هایی است که در مرز میان تاریخ، اسطوره، دین، فرهنگ و حافظه جمعی شکل گرفته و همچنان رازهای بسیاری درباره خاستگاه آن وجود دارد. این آیین در سال ۲۰۱۲ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شد و از آن پس، بیش از پیش به‌عنوان بخشی از هویت فرهنگی ایرانیان در عرصه جهانی شناخته شد.

در طول دهه‌های گذشته، کتاب‌ها، مقاله‌ها و یادداشت‌های بسیاری درباره قالی‌شویان نوشته شده و فیلم‌های مستند متعددی نیز گوشه‌هایی از این مراسم را ثبت کرده‌اند؛ از جمله «مشهد قالی» ساخته ناصر تقوایی در سال ۱۳۵۰، «مناسک قالی‌شویی» علی بلوکباشی در سال ۱۳۵۵ و «بازار مشهد اردهال» ساخته فرهاد ورهرام در سال ۱۳۶۶.

با وجود این، هنوز خاستگاه دقیق این آیین در فرهنگ ایرانی به‌روشنی شناخته نشده است. در مطالعات انجام‌شده، دست‌کم چهار دیدگاه درباره منشأ آن مطرح شده است: خاستگاه اسلامی‌ـ‌شیعی، خاستگاه ایرانی‌ـ‌آیینی، خاستگاه غیرایرانی‌ـ‌غیراسلامی و خاستگاه ایرانی‌ـ‌اسلامی. شاید همین گوناگونی دیدگاه‌ها یکی از دلایل رازآلودگی و جذابیت قالی‌شویان باشد.

اما فارغ از اینکه کدام‌یک از این روایت‌ها به خاستگاه نخستین آیین نزدیک‌تر باشد، عنصر قالی در این مراسم برجسته است.

قالی در این مراسم صرفاً یک بافته نیست. قالی نماد و نشانه پیکر مطهر و تابوت مقدس حضرت سلطانعلی بن محمدباقر(ع) است؛ شیئی که از جایگاه معمول خود جدا می‌شود و در متن یک امر مناسکی قرار می‌گیرد.

در فرهنگ منطقه کاشان، قالی یکی از مهم‌ترین تولیدات هنری و فرهنگی است و به همین دلیل، در قالی‌شویان نیز می‌تواند بستری برای تجلی معنا و سندی برای بازنمایی هویت فرهنگی باشد. قالی در اینجا حامل یک خاطره جمعی است؛ خاطره‌ای که قرن‌هاست از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

قالی در این آیین ابزار انتقال فرهنگ است. قرن‌هاست که این دستبافته در جایگاه یک امر مناسکی ظاهر می‌شود تا رویدادی از گذشته، فارغ از اینکه خاستگاه نخستین آن را چگونه تفسیر کنیم، هر سال بازخوانی و بازآفرینی شود. تکرار آیین مانع از گسست آن از حافظه جمعی می‌شود و قالی، همچون واسطه‌ای مادی، این تداوم را ممکن می‌کند.

از این منظر، قالی‌شویان نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند «شیء» و «معنا» است. قالی در مشهد اردهال از کارکردهای معمول فاصله می‌گیرد و به نمادی آیینی بدل می‌شود.

شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین وجوه این آیین، ایرانی‌شدن یک روایت مذهبی از طریق قالی است. قالی، به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین صناعت‌های مشترک مردم منطقه فرهنگی کاشان، در این مراسم نقش پیونددهنده دارد؛ پیوندی میان باور مذهبی، هنر بومی، حافظه تاریخی و هویت محلی. از همین رو، حضور آن می‌تواند در تقویت احساس همدلی و اتحاد بین مردم منطقه نیز مؤثر باشد.

بافت نخستین قالی شناسنامه‌دار ویژه این مراسم با طرح و نقش گلدانی جوشقان قالی، منسوب به اواخر سده دهم هجری قمری و دوره آغازین صفویه، توسط اهالی روستای خاوه در میانه دهه ۱۳۹۰، نمونه‌ای از بازگشت قالی به بستر فرهنگی خویش در روزگار ماست. این قالی فقط حاصل مهارت و صناعت بافندگان نیست؛ نذر و نیاز، ارادت و باور معنوی قالیبافان نیز در تار و پود آن حضور دارد. بافنده در چنین تجربه‌ای گویی بخشی از اعتقاد خود را به دستبافته می‌سپارد و بافتن از یک کار تولیدی به کنشی همراه با نیت و معنا تبدیل می‌شود. از این منظر، این قالی افزون بر پیوند دوباره آیین با سنت‌های بافندگی منطقه، فرصتی برای تداوم طرح‌ها و نقش‌های اصیل و احیای سنتی است که در آن، قالی فقط بافته نمی‌شود، بلکه با باور و نیت بافنده معنا می‌یابد.

در اینجا قالی از «شیء» بودن نیز فاصله می‌گیرد. شیء زمانی می‌تواند حامل معنا شود که در شبکه‌ای از روابط فرهنگی، اجتماعی و آیینی قرار گیرد. قالی‌شویان چنین شبکه‌ای را برای قالی فراهم کرده است؛ شبکه‌ای که در آن، تار و پود قالی با تار و پود خاطره و هویت جمعی درهم می‌آمیزد.

 

از منظر انسان‌شناسی هنر، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که چگونه و چرا یک قالی معنا می‌یابد و به نماد تبدیل می‌شود؟

 

قالی در قالی‌شویان می‌تواند نمادی باشد که هر یک از روایت‌های مربوط به خاستگاه آیین را، با وجود تفاوت‌هایشان، در خود جای می‌دهد. اگر خاستگاه آیین را اسلامی، ایرانی، آیینی، شیعی یا ترکیبی از اینها بدانیم، چه‌بسا قالی همچنان نقطه مشترک این روایت‌هاست؛ عنصری مادی که امکان پیوند روایت‌های متفاوت را در یک کنش جمعی فراهم می‌کند.

شاید از همین‌جاست که می‌توان از عنوان «قالی مقدس» سخن گفت. قداست این قالی نه در جنس، بافت و قدمت آن، بلکه در معنایی است که قرن‌ها بر آن نشسته است؛ معنایی برآمده از باور، نذر، ارادت و آیینی که آن را از یک دستبافته معمولی متمایز کرده است.

قالی در مشهد قالی، باور مردمان را در تار و پود خود به امانت نگه داشته است. شاید قداست آن نیز از همین‌جاست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *