شهروند پیشفرض مدیران شهری: مرد میانسال، سالم و توانمند
14 شهریور 1405، 23:11
میانسال، سالم، توانمند، شاغل و از نظر جسمی مستقل که میتواند راه برود، از پله بالا برود، سوار اتوبوس شود، با سرعت از خیابان عبور کند، چند ساعت در ترافیک بماند و درنهایت، خودش را با شهر وفق بدهد. تهران پر از آدمهایی است که در این تصویر جا نمیشوند؛ کودکانی که قدشان به دکمه آسانسور نمیرسد، سالمندانی که عبور از یک خیابان برایشان یک عملیات کامل است، زنان باردار، مادرانی که کالسکه هل میدهند، افراد دارای معلولیت، نوجوانانی که هنوز حق تصمیمگیری رسمی درباره بسیاری از مسائل را ندارند، کارگرانی که ساعت پنج صبح از خانه بیرون میزنند و شب برمیگردند، دستفروشانی که اقتصادشان در پیادهرو جریان دارد و حتی آدمهایی که توان مالیشان اجازه نمیدهد از بسیاری از امکانات شهر استفاده کنند. اینها حاشیه شهر نیستند؛ خود شهرند. مشکل از جایی شروع میشود که شهر را برای یک «بدن استاندارد» طراحی میکنیم. انگار همه آدمها باید یک اندازه قدم بردارند، یک میزان توانایی جسمی داشته باشند، یک ساعت مشخص سر کار بروند و یکجور از شهر استفاده کنند. این نگاه در ظاهر بیطرف است، اما در عمل کاملاً سیاسی است؛ چون هر بار که یک شهروند را بهعنوان «استاندارد» انتخاب میکنیم، ناخواسته گروههای دیگری را از محاسبات کنار میگذاریم. مثلاً یک پله برای کسی که سالم است، فقط یک پله است؛ برای فردی که ویلچر دارد، میتواند یک دیوار باشد. یک ایستگاه اتوبوس برای جوان بیستساله شاید فقط یک نقطه توقف باشد، اما برای سالمندی که تعادلش ضعیف شده، اگر صندلی، سایه و دسترسی مناسب نداشته باشد، یعنی یک فضای غیرقابلاستفاده. حتی یک پارک هم برای همه یکسان نیست. پارکی که روشنایی مناسبی ندارد، برای یک شهروند ممکن است فضای فراغت باشد و برای شهروند دیگری، بهخصوص در ساعات خاص، فضای ناامن. اینجاست که مفهوم عدالت فضایی در شهر اهمیت پیدا میکند. عدالت شهری یعنی امکانات فقط در شهر پخش نشده باشند؛ بلکه شهر بهگونهای سازمان پیدا کند که گروههای مختلف، با تفاوتهای واقعیشان، امکان استفاده از آن امکانات را داشته باشند. عدالت مساوی با یکسانسازی نیست. اتفاقاً عدالت یعنی تفاوتها را ببینیم. تهران را اگر از ارتفاع نقشهها نگاه کنیم، شاید شهری نسبتاً منظم به نظر برسد؛ خیابانها، بزرگراهها، خطوط مترو، پارکها و محلهها. اما اگر شهر را از ارتفاع یک کودک، یک سالمند یا یک فرد دارای معلولیت ببینیم، ممکن است کاملاً شهر دیگری باشد. شهر فقط آن چیزی نیست که روی نقشه دیده میشود؛ آن چیزی است که بدن انسان در آن تجربه میکند.
به همین دلیل، مسئله فقط مناسبسازی چند پیادهرو یا نصب چند رمپ نیست. اینها لازماند، اما کافی نیستند. ما به یک تغییر در منطق برنامهریزی احتیاج داریم؛ از شهروند انتزاعی به شهروند واقعی. شهروند واقعی خسته میشود، میترسد، عجله دارد، پول کمی دارد، بچه همراهش است، ممکن است بیمار باشد، ممکن است نتواند سریع راه برود یا اصلاً نتواند راه برود. شهر واقعی باید برای همین انسان واقعی طراحی شود. حتی در تصمیمگیریهای شهری هم این «شهروند پیشفرض» خودش را نشان میدهد. چند بار از کودک درباره پارک محله پرسیدهایم؟ چند بار سالمند در طراحی فضای عمومی واقعاً طرف مشورت بوده است؟ زنانی که هر روز شهر را با ترکیبی از کار، خانه و مراقبت از کودک تجربه میکنند، چقدر در طراحی مسیرهای شهری دیده شدهاند؟ وقتی این گروهها در فرایند تصمیمگیری غایب باشند، طبیعی است که نیازهایشان هم در محصول نهایی کمرنگ شود.
این مسئله در تهران جدیتر است؛ شهری بزرگ، متراکم، پرتحرک و گران که زمان و هزینه جابهجایی در آن، خودش به بخشی از نابرابری تبدیل شده است. برای بعضیها شهر یعنی چند دقیقه رانندگی تا مقصد؛ برای دیگری یعنی دو اتوبوس، یک مترو، چند صد متر پیادهروی و ساعتها ازدسترفته از زندگی. بنابراین، زمان، بدن و توانایی استفاده از شهر هم باید بخشی از مفهوم عدالت شهری باشند.
شاید وقت آن رسیده باشد مدیران شهری پیش از طراحی هر پروژه، یک سؤال ساده از خودشان بپرسند: اگر من سالمند بودم، چه؟ اگر ویلچر داشتم، چه؟ اگر کودکم همراهم بود، چه؟ اگر زن باردار بودم، چه؟ اگر پول تاکسی نداشتم، چه؟
اگر پاسخ این سؤالها در طراحی شهر دیده نشود، شهر برای «مرد میانسال سالم و توانمند» ساخته شده است و بقیه باید خودشان را با شهر وفق بدهند. اما فلسفه شهرسازی دقیقاً باید برعکس باشد: این شهر است که باید خودش را با انسان و تنوع زندگی انسانی وفق بدهد.
برچسب ها:
بدن استاندارد، برنامهریزی شهری، تنوع انسانی، شهر برای همه، شهر تهران، طراحی شهری، عدالت شهری، عدالت فضایی، گروههای آسیبپذیر، نابرابری شهری
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
واکاوی سدسازی و انتقال آب بینحوضهای در هشتادودومین «شب ایران»
پروژههای سدسازی
آنچه در جلسه با رئیسجمهور درباره محیطزیست دیدم
نگاهی به نقش خیریهها، خیرین و سمنها در عبور از بحران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
«شینا انصاری» و آزمون شفافیت
رژیم رابطه بهعنوان یک ساختار اکولوژیک ـ فرهنگی فرگشتی
دو روی دامداری عشایری در مراتع
«افین»، از میــــــراث تا آینده
سیل «نپال»؛ زنجیرهای از فاجعهها
«صندوق نور» قرار است منابع موردنیاز بیش از ۱۰۰ نیروگاه خورشیدی در ۹ استان را تأمین کند؛ سرمایهگذاری در این صندوق برای صنایع، علاوه بر درآمد حاصل از فروش برق امتیازهای قانونی نیز به همراه دارد
برق سبز در سبد سرمایـــــهگذاری
بررسی قیمتگذاری سوخت نیروگاهها و ساماندهی جایگاههای سوخت در کمیسیون اقتصاد دولت
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
از شکست ملتها چــــــه میآموزیم؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید