آیا زندگی زیباست؟

نگاهی به فیلم «زندگی زیباست» ساخته «روبرتو بنینی»





آیا زندگی زیباست؟

۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰:۱۷

جنگ از هر زاویه‌ای دهشتناک است؛ اما «روبرتو بنینی» سال ۱۹۹۷ فیلمی می‌سازد که با زبان سینما به مخاطب نشان می‌دهد که چگونه حتی در تاریک‌ترین دوران، می‌توان بارقه‌ای از امید را پیدا کرد. او مطرح‌ترین فیلم خودش را به نام «زندگی زیباست» می‌سازد.

فیلم با یک نریشن آغاز می‌شود؛

«این یک داستان ساده است؛ اما بازگوکردن آن شاید به این آسانی نباشد!»

نریشنی که اشاره به معنای واقعی زندگی دارد؛ داستانی که هم تلخی و گریه دارد و هم خوشحالی و شادی. روبرتو بنینی به شکل هنرمندانه‌ای ژانر عاشقانه، کمدی و تراژدی را با هم در این فیلم ادغام می‌کند.

داستان فیلم در مورد مردی یهودی به نام «گوئیدو» است که با همسر مسیحی و پسر خودش زندگی می‌کند. خانواده گوئیدو به اردوگاه کار اجباری نازی‌ها فرستاده می‌شوند و این فیلم مبارزه این خانواده را در طول هولوکاست به تصویر می‌کشد. «جاشوا» پسر کوچک خانواده هم همراهشان است، پدر خانواده که روحیه بالایی دارد تلاش می‌کند که واقعیت سیاه و تلخ جنگ تأثیری روی پسر نگذارد. گوئیدو که خود روبرتو بنینی نقش آن را بازی می‌کند، با کمک تخیل سرگرم‌کننده و خلاقیت خود، ایده‌هایی را ارائه می‌دهد تا از پسرش در برابر خطرات محافظت کند. او به پسرش می‌گوید قرار است مدتی بازی کنند و تمام این کارها قسمتی از یک بازی هستند و سربازان نازی هم بازیکنان این بازی.

هدف گوئیدو نجات پسرش است. او واقعیت را انکار نمی‌کند؛ اما آن را به زبان فانتزی بیان می‌کند تا کودک، کودک بماند حتی در جهنم. کودک قرار نیست بار تمام وحشت را به دوش بکشد؛ بنابراین نه‌تنها باید پیروزی نور بر تاریکی را باور داشته باشد، بلکه آن را زندگی کند. اگر برای زندگی‌کردن این باور قانونی وجود ندارد، باید برای آن قوانینی وضع کند تا بتواند واقعیتی خلق کند.

این فیلم را به دو بخش عمده می‌توان تقسیم کرد. بخش اول که از نظر زمانی کوتاه‌تر است و دارای روایتی شاد و عاشقانه؛ با دقیق‌ترین جزئیات ممکن از زندگی گوئیدو.

بخش دوم فیلم طولانی‌تر است. جایی که تراژدی اوج می‌گیرد. اما اگر زندگی زیبا باشد همه این‌ها و حتی خود مرگ هم شیرین و قابل‌تحمل هستند. کارگردان تلاش می‌کند که واقعیت‌های تلخ زندگی رو تلطیف کند. به طور مثال در سکانسی که گوئیدو را به قتلگاه می‌برند و پسرش نظاره‌گر است. گوئیدو گرفتار سربازی نازی شده است و از جلو محفظه‌ای که جاشوا در آن پنهان شده رد می‌شود. چون می‌داند پسرش او را می‌بیند با لبخند به او چشمک می‌زند و به‌صورت خنده‌داری شروع به راه‌رفتن می‌کند.

بنینی در بخش پایانی فیلم به بهترین و سینمایی‌ترین شکل ممکن پیام‌های انسان‌دوستانه و ضد جنگش را بیان می‌کند.

فیلم زندگی زیباست به ما یادآور می‌شود که زندگی هرچقدر هم که تلخ باشد باز هم می‌توان زیبایی را در آن یافت. این فیلم فقط برای والدینی نیست که کودک دارند، بلکه برای همه ماست. ما که هنوز کودک زخم‌خورده‌ای را در خودمان حمل می‌کنیم.

وقتی جهان بیرون بی‌رحم است، ما به کسی نیاز داریم که فاجعه را برایمان بازنویسی کند تا در برابر آنچه که قرار بود نابودمان کند زنده بمانیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

شاهنامه در میان نت‌ها و ماشین‌ها

آیین رونمایی و نشست خبری «آفرینش» برگزار شد

شاهنامه در میان نت‌ها و ماشین‌ها

گیشـــــــه زنده شــد؟

نگاهی به وضعیت گیشه سینما و تئاتر در روزهای پس از جنگ

گیشـــــــه زنده شــد؟

این میراث، نسخه پشتیبان ندارد

بررسی نقش مستندنگاری در نجات و مرمت آثار تاریخی پس از جنگ و بحران در گفت‌وگو با معاون پژوهشی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی

این میراث، نسخه پشتیبان ندارد

جشن آب در سرزمین تشنـــــــه

جشن آب در سرزمین تشنـــــــه

ناشران، بازنده نمایشگاه کتاب

هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران در شرایطی برگزار شد که گرانی کاغذ، کاهش قدرت خرید و ابهام در سیاست‌های حمایتی، بازار نشر را وارد یکی از دشوارترین دوره‌های خود کرده است

ناشران، بازنده نمایشگاه کتاب

کمبود ۳۰ هزار واحدی «مسکن» در کهگیلویه و بویراحمـــــــد

آیا بازآفرینی شهری می‌تواند راه‌گشا باشد؟

کمبود ۳۰ هزار واحدی «مسکن» در کهگیلویه و بویراحمـــــــد

«غریبه» با متن و «بی‌خانمان» در معنا

چگونگی رابطه مخاطب با متون داستانی

«غریبه» با متن و «بی‌خانمان» در معنا

تابش نور تازه بر صحنه تئاتر

نگاهی به نمایش «پایان آن شب»

تابش نور تازه بر صحنه تئاتر

«خیام»، آن که  زودتر از ما فهمید

«خیام»، آن که زودتر از ما فهمید

وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد

وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد